جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب مقدّس؛ عهد عتیق؛ کامل | Page 964

3
4
‎10‎ زيرا هر كه تمام شريعت را نگاه دارد و در يك جزو بلغزد ، ملزم همه مي باشد.
‎11‎ زيرا او كه گفت: زنا مكن ، نيز گفت: قتل مكن. پس هر چند زنا نكني ، اگر قتل كردي از شريعت تجاوز نمودي.
‎12‎ همچنين سخن گوييد و عمل نماييد مانند كساني كه بر ايشان داوري به شريعت آزادي خواهد شد.
‎13‎ زيرا آن داوري بي رحم خواهد بود بر كسي كه رحم نكرده است و رحم بر داوري مفتخر مي شود.
‎14‎ اي برادران من ، چه سود دارد اگر كسي گويد: ايمان دارم وقتي كه عمل ندارد ؟ آيا ايمان مي تواند او را نجات بخشد ؟ ‎15‎ پس اگر برادري يا خواهري برهنه و محتاج خوراك روزينه باشد ،
‎16‎ و كسي از شما بديشان گويد: به سلامتي برويد و گرم و سير شويد ، ليكن مايحتاج بدن ايشان را ندهد ، چه نفع دارد ؟
‎17‎ همچنين ايمان نيز اگر اعمال ندارد ، در خود مرده است. ‎18‎ بلكه كسي خواهد گفت: تو ايمان داري و من اعمال دارم. ايمان خود را بدون اعمال به من بنما و من ايمان خود را از اعمال خود به تو خواهم نمود.
‎19‎ تو ايمان داري كه خدا واحد است ؟ نيكو مي كني! شياطين نيز ايمان دارند و مي لرزند! ‎20‎ و ليكن اي مرد باطل ، آيا مي خواهي دانست كه ايمان بدون اعمال ، باطل است ؟
‎21‎ آيا پدر ما ابراهيم به اعمال ، عادل شمرده نشد وقتي كه پسر خود اسحاق را به قربانگاه گذرانيد ؟
‎22‎ مي بيني كه ايمان با اعمال او عمل كرد و ايمان از اعمال ، كامل گرديد.
‎23‎ و آن نوشته تمام گشت كه مي گويد: ابراهيم به خدا ايمان آورد و براي او به عدالت محسوب گرديد ، و دوست خدا ناميده شد. ‎24‎ پس مي بينيد كه انسان از اعمال عادل شمرده مي شود ، نه از ايمان تنها.
‎25‎ و همچنين آيا راحاب فاحشه نيز از اعمال عادل شمرده نشد وقتي كه قاصدان را پذيرفته ، به راهي ديگر روانه نمود ؟ ‎26‎ زيرا چنانكه بدن بدون روح مرده است ، همچنين ايمان بدون اعمال نيز مرده است.
1 اي برادران من ، بسيار مع ّلم نشويد چونكه مي دانيد كه بر ما داوري سخت تر خواهد شد. 2 زيرا همگي ِ ما بسيار مي لغزيم. و اگر كسي در سخن گفن نلغزد ، او مرد كامل است و مي تواند عنان تمام جسد خود را بكشد.
3 و اينك لگام را بر دهان اسبان مي زنيم تا مطيع ما شوند و تمام بدن آنها را برمي گردانيم. 4 اينك كشتيها نيز چقدر بزرگ است و از بادهاي سخت رانده مي شود ، لكن با سك ّان كوچك به هر طرفي كه ارادة ناخدا باشد ، برگردانيده مي شود.
5 همچنان زبان نيز عضوي كوچك است و سخنان كبرآميز مي گويد. اينك آتش كمي چه جنگل عظيمي را مي سوزاند. 6 و زيان آتشي است! آن عا َل ِم ناراستي در ميان اعضاي ما زبان است كه تمام بدن را مي آلايد و دايره كائنات را مي سوزاند و از جه ّنم سوخته مي شود!
7 زيرا كه هر طبيعتي از وحوش و طيور و حشرات و حيوانات بحري از طبيعت انسان رام مي شود و رام شده است. 8 لكن زبان را كسي از مردمان نمي تواند رام كند. شرارتي سركش و پر از زهر قاتل است!
9 خدا و پدر را به آن متبارك مي خوانيم و به همان مردمان را كه به صورت خدا آفريده شده اند ، لعن مي گوييم.
‎10‎ از يک دهان برکت و لعنت بيرون می آيد! ای برادران شايسته نيست که پنين شود.
‎11‎ آيا چشمه از يك شكاف آب شيرين و شور جاري مي سازد ؟
‎12‎ يا مي شود اي برا در ان� من كه درخت انجير ، زيتون يا درخت مو ، انجير بار آورد ؟ و چشمة شور نمي تواند آب شيرين را موجود سازد.
‎13‎ كيست در ميان شما كه حكيم و عالم باشد ؟ پس اعمال خود را از سيرت نيكو به تواضع حكمت ظاهر بسازد. ‎14‎ لكن اگر در دل خود حسد� تلخ و تعص ّب داريد ، فخر مكنيد و به ضد� حق� دروغ مگوييد. ‎15‎ اين حكمت از بالا نازل نمي شود ، بلكه دنيوي و نفساني و شيطاني است.
‎16‎ زيرا هر جايي كه حسد و تعص ّب است ، در آنجا فتنه و هر امر زشت موجود مي باشد.
‎17‎ لكن آن حكمت از بالا است ، او�ل طاهر است و بعد صلح آميز و ملايم و نصيحت پذير و پر از رحمت و ميوه هاي نيكو و بي ترد�د و بي ريا.
‎18‎ و ميوة عدالت در سلامتي كاشته مي شود براي آناني كه سلامتي را بعمل مي آورند.
1 از كجا در ميان شما جنگها و از كجا نزاعها پديد مي ايد ؟ آيا نه از لذ ّت هاي شما كه در اعضاي شما جنگ مي كند ؟ 2 طمع مي ورزيد و نداريد ؛ مي ُكشيد و حسد مي نماييد و نمي توانيد به چنگ آريد ؛ و جنگ و جدال مي كنيد و نداريد از اين جهت كه سؤال نمي كنيد ؛
3 و سؤال مي كنيد و نمي يابيد ، از اينرو كه به ني�ت بد سؤال مي كنيد تا در لذ ّات خود صرف نماييد. 4 اي زانيات ، آيا نمي دانيد كه دوست ِي دنيا ، دشمني خداست ؟ پس هر كه مي خواهد دوست دنيا باشد ، دشمن خدا گردد.
‎967‎