5
13 ام�ا چون همان روح ايمان را داريم ، بحسب آنچه مكتوب است ايمان آوردم پس سخن گفتم )، ما نيز چون ايمان داريم ، از اينرو سخن مي گوييم. 14 چون مي دانيم كه او عيسي خداوند را برخيزانيد ، ما را نيز با عيسي خواهد برخيزانيد و با شما حاضر خواهد ساخت. 15 زيرا كه همه چيز براي شما است تا آن فيضي كه بوسيلة بسياري افزوده شده است ، شكرگزاري را براي تمجيد خدا بيافزايد.
16 از اين جهت خسته خاطر نمي شويم ، بلكه هر چند انسا ن ي�ت� ظاهري ما فاني مي شود ، ليكن باطن روز بروز تازه مي گردد.
17 زيرا كه اين زحمت� سبك� ما كه براي لحظه اي است ، بار جاوداني جلال را براي ما زياده و زياده پيدا مي كند. 18 در حالي كه ما نظر نمي كنيم به چيزهاي ديدني ، بلكه به چيزهاي ناديدني ، زيرا كه آنچه ديدني است ، زماني است و ناديدني جاوداني.
1 زيرا مي دانيم كه هرگاه اين خانة زمين ِي خيمة ما ريخته شود ، عمارتي از خدا داريم ، خانه اي ناساخته شدة به دستها و جاوداني در آسمانها. 2 زيرا كه در اين هم آه مي كشيم ، چونكه مشتاق هستيم كه خانة خود را كه از آسمان است بپوشيم ،
3 اگر في الواقع پوشيده و نه عريان يافت شويم. 4 از آنرو كه ما نيز كه در اين خيمه هستيم ، گرانبار شده ، آه مي كشيم از آن جهت كه نمي خواهيم اين را بيرون كنيم ، بلكه آن را بپوشيم تا فاني در حيات غرق شود.
5 ام�ا او كه ما را براي اين درست ساخت خدا است كه بيعانة روح را به ما مي دهد. 6 پس دائم ًا خاطر جمع هستيم و مي دانيم كه مادامي كه در بدن متو ّطنيم ، از خداوند غريب مي باشيم ،
7 زيرا كه به ايمان رفتار مي كنيم نه به ديدار.
8 پس خاطر جمع هستيم و اين را بيشتر مي پسنديم كه از بدن غربت كنيم و به نزد خداوند متوط ّن شویم. 9 لهذا حریص هستيم بر اینکه خواه متوطن و خواه غريب ، پسنديدة او باشيم.
10 زيرا لازم است كه همة ما پيش مسند مسيح حاضر شويم تا هر كس اعمال بدني خود را بيابد ، بحسب آنچه كرده باشد ، چه نيك چه بد.
11 پس چون ترس خدا را دانسته ايم ، مردم را دعوت مي كنيم. ام�ا به خدا ظاهر شده ايم و اميدوارم به ضماير شما هم ظاهر خواهيم شد.
12 زيرا بار ديگر براي خود به شما سفارش نمي كنيم ، بلكه سبب افتخار دربارة خود به شما مي دهيم تا شما را جوابي باشد براي آناني كه در ظاهر نه در دل فخر مي كنند.
13 زيرا اگر بي خود هستيم براي خداست و اگر هشياريم براي شما است. 14 زيرا محب�ت مسيح ما را فرو گرفته است ، چونكه اين را دريافتيم كه يك نفر براي همه مرد پس همه مردند. 15 و براي همه مرد تا آناني كه زنده اند ، از اين به بعد براي خويشتن زيست نكنند بلكه براي او كه براي ايشان مرد و برخاست.
16 بنابراين ، ما بعد از اين هيچ كس را بحسب جسم نمي شناسيم ، بلكه هرگاه مسيح را هم بحسب جسم شناخته بوديم ، الآن ديگر او را نمي شناسيم. 17 پس اگر كسي در مسيح باشد ، خلقت تازه اي است ؛ چيزهاي كهنه درگذشت ، اينك همه چيز تازه شده است.
18 و همه چيز از خدا كه ما را بواسطة عيسي مسيح با خود مصالحه داده و خدمت مصالحه را به ما سپرده است. 19 يعني اينكه خدا در مسيح بود و جهان را با خود مصالحه مي داد و خطاياي ايشان را بديشان محسوب نداشت و كلام مصالحه را به ما سپرد. 20 پس براي مسيح ايلچي هستيم كه گويا خدا به زبان ما وعظ مي كند. پس بخاطر مسيح استدعا مي كنيم كه با خدا مصالحه كنيد.
21 زيرا او را كه گناه نشناخت ، در راه ما گناه ساخت تا ما در وي عدالت� خدا شويم.
6 1 پس چون همكاران او هستيم ، التماس مي نماييم كه فيض خدا را بي فايده نيافته باشيد.
2 زيرا مي گويد: در وقت� مقبول تو را مستجاب فرمودم و در روز نجات تو را اعانت كردم. اينك الحال زمان مقبول است ؛ اينك الآن روز نجات است.
3 در هيچ چيز لغزش نمي دهيم كه مبادا خدمت ما ملامت كرده شود ، 4 بلكه در هر امري خود را ثابت مي كنيم كه خد�ام خدا هستيم: در صبر بسيار ، در زحمات ، در حاجات ، در تنگيها ،
5 در تازيانه ها ، در زندانها ، در فتنه ها ، در محنتها ، در بي خوابيها ، در گرسنگيها ،
6 در طهارت ، در معرفت ، در حلم ، در مهرباني ، در روح القدس ، در محب�ت بي ريا ، 7 در كلام حق� ، در قو�ت خدا با اسلحة عدالت بر طرف راست و چپ ،
8 به ع ّزت و ذ ّلت ، و بدنامي و نيكنامي ؛ چون گمراه كنندگان و اينك راستگو هستيم ؛
9 چون مجهول و اينك معروف ؛ چون در حالت موت و اينك زنده هستيم ؛ چون سياست كرده شده ، ام�ا مقتول ني ؛
10 چون محزون ، ولي دائم َا شادمان ؛ چون فقير و اينك بسياري را دولتمند مي سازيم ؛ چون بي چيز ، ام�ا مالك همه چيز.
11 اي ُق ِرنتيان ، دهان ما به سوي شما گشاده و دل ما وسيع شده است.
12 در ما تنگ نيستيد ليكن در احشاي خود تنگ هستيد.
920