جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب مقدّس؛ عهد عتیق؛ کامل | Page 917

5
‎13‎ ام�ا چون همان روح ايمان را داريم ، بحسب آنچه مكتوب است ايمان آوردم پس سخن گفتم ‏)،‏ ما نيز چون ايمان داريم ، از اينرو سخن مي گوييم. ‎14‎ چون مي دانيم كه او عيسي خداوند را برخيزانيد ، ما را نيز با عيسي خواهد برخيزانيد و با شما حاضر خواهد ساخت. ‎15‎ زيرا كه همه چيز براي شما است تا آن فيضي كه بوسيلة بسياري افزوده شده است ، شكرگزاري را براي تمجيد خدا بيافزايد.
‎16‎ از اين جهت خسته خاطر نمي شويم ، بلكه هر چند انسا ن ي�ت� ظاهري ما فاني مي شود ، ليكن باطن روز بروز تازه مي گردد.
‎17‎ زيرا كه اين زحمت� سبك� ما كه براي لحظه اي است ، بار جاوداني جلال را براي ما زياده و زياده پيدا مي كند. ‎18‎ در حالي كه ما نظر نمي كنيم به چيزهاي ديدني ، بلكه به چيزهاي ناديدني ، زيرا كه آنچه ديدني است ، زماني است و ناديدني جاوداني.
1 زيرا مي دانيم كه هرگاه اين خانة زمين ِي خيمة ما ريخته شود ، عمارتي از خدا داريم ، خانه اي ناساخته شدة به دستها و جاوداني در آسمانها. 2 زيرا كه در اين هم آه مي كشيم ، چونكه مشتاق هستيم كه خانة خود را كه از آسمان است بپوشيم ،
3 اگر في الواقع پوشيده و نه عريان يافت شويم. 4 از آنرو كه ما نيز كه در اين خيمه هستيم ، گرانبار شده ، آه مي كشيم از آن جهت كه نمي خواهيم اين را بيرون كنيم ، بلكه آن را بپوشيم تا فاني در حيات غرق شود.
5 ام�ا او كه ما را براي اين درست ساخت خدا است كه بيعانة روح را به ما مي دهد. 6 پس دائم ًا خاطر جمع هستيم و مي دانيم كه مادامي كه در بدن متو ّطنيم ، از خداوند غريب مي باشيم ،
7 زيرا كه به ايمان رفتار مي كنيم نه به ديدار.
8 پس خاطر جمع هستيم و اين را بيشتر مي پسنديم كه از بدن غربت كنيم و به نزد خداوند متوط ّن شویم. 9 لهذا حریص هستيم بر اینکه خواه متوطن و خواه غريب ، پسنديدة او باشيم.
‎10‎ زيرا لازم است كه همة ما پيش مسند مسيح حاضر شويم تا هر كس اعمال بدني خود را بيابد ، بحسب آنچه كرده باشد ، چه نيك چه بد.
‎11‎ پس چون ترس خدا را دانسته ايم ، مردم را دعوت مي كنيم. ام�ا به خدا ظاهر شده ايم و اميدوارم به ضماير شما هم ظاهر خواهيم شد.
‎12‎ زيرا بار ديگر براي خود به شما سفارش نمي كنيم ، بلكه سبب افتخار دربارة خود به شما مي دهيم تا شما را جوابي باشد براي آناني كه در ظاهر نه در دل فخر مي كنند.
‎13‎ زيرا اگر بي خود هستيم براي خداست و اگر هشياريم براي شما است. ‎14‎ زيرا محب�ت مسيح ما را فرو گرفته است ، چونكه اين را دريافتيم كه يك نفر براي همه مرد پس همه مردند. ‎15‎ و براي همه مرد تا آناني كه زنده اند ، از اين به بعد براي خويشتن زيست نكنند بلكه براي او كه براي ايشان مرد و برخاست.
‎16‎ بنابراين ، ما بعد از اين هيچ كس را بحسب جسم نمي شناسيم ، بلكه هرگاه مسيح را هم بحسب جسم شناخته بوديم ، الآن ديگر او را نمي شناسيم. ‎17‎ پس اگر كسي در مسيح باشد ، خلقت تازه اي است ؛ چيزهاي كهنه درگذشت ، اينك همه چيز تازه شده است.
‎18‎ و همه چيز از خدا كه ما را بواسطة عيسي مسيح با خود مصالحه داده و خدمت مصالحه را به ما سپرده است. ‎19‎ يعني اينكه خدا در مسيح بود و جهان را با خود مصالحه مي داد و خطاياي ايشان را بديشان محسوب نداشت و كلام مصالحه را به ما سپرد. ‎20‎ پس براي مسيح ايلچي هستيم كه گويا خدا به زبان ما وعظ مي كند. پس بخاطر مسيح استدعا مي كنيم كه با خدا مصالحه كنيد.
‎21‎ زيرا او را كه گناه نشناخت ، در راه ما گناه ساخت تا ما در وي عدالت� خدا شويم.
6 1 پس چون همكاران او هستيم ، التماس مي نماييم كه فيض خدا را بي فايده نيافته باشيد.
2 زيرا مي گويد: در وقت� مقبول تو را مستجاب فرمودم و در روز نجات تو را اعانت كردم. اينك الحال زمان مقبول است ؛ اينك الآن روز نجات است.
3 در هيچ چيز لغزش نمي دهيم كه مبادا خدمت ما ملامت كرده شود ، 4 بلكه در هر امري خود را ثابت مي كنيم كه خد�ام خدا هستيم: در صبر بسيار ، در زحمات ، در حاجات ، در تنگيها ،
5 در تازيانه ها ، در زندانها ، در فتنه ها ، در محنتها ، در بي خوابيها ، در گرسنگيها ،
6 در طهارت ، در معرفت ، در حلم ، در مهرباني ، در روح القدس ، در محب�ت بي ريا ، 7 در كلام حق� ، در قو�ت خدا با اسلحة عدالت بر طرف راست و چپ ،
8 به ع ّزت و ذ ّلت ، و بدنامي و نيكنامي ؛ چون گمراه كنندگان و اينك راستگو هستيم ؛
9 چون مجهول و اينك معروف ؛ چون در حالت موت و اينك زنده هستيم ؛ چون سياست كرده شده ، ام�ا مقتول ني ؛
‎10‎ چون محزون ، ولي دائم َا شادمان ؛ چون فقير و اينك بسياري را دولتمند مي سازيم ؛ چون بي چيز ، ام�ا مالك همه چيز.
‎11‎ اي ُق ِرنتيان ، دهان ما به سوي شما گشاده و دل ما وسيع شده است.
‎12‎ در ما تنگ نيستيد ليكن در احشاي خود تنگ هستيد.
‎920‎