15
3
11تا شيطان بر ما برتري نيابد ، زيرا كه از مكايد او بي خبر نيستيم.
12 ام�ا چون به تروآس بجهت بشارت مسيح آمدم و دروازه اي براي من در خداوند باز شد ،
13 در روح خود آرامي نداشتم ، از آن رو كه برادر خود تي ُطس را نيافتم ، بلكه ايشان را وداع نموده ، به مكادونيه آمدم. 14 ليكن شكر خدا راست كه ما را در مسيح ، دائم َا در موكب ظفر خود مي برد و عطر معرفت خود را در هر جا بوسيلة ما ظاهر مي كند. زيرا خدا را عطر خوشبوي مسيح مي باشيم هم در ناجيان و هم در هالكان.
16 ام�ا اينها را عطر موت ، الي موت و آنها را عطر حيات الي حيات. و براي اين امور كيست كه كافي باشد ؟
17 زيرا مثل بسياري نيستيم كه كلام خدا را مغشوش سازيم ، بلكه از ساده دلي و از جانب خدا در حضور خدا در مسيح سخن مي گوييم.
1 آيا باز به سفارش خود شروع مي كنيم ؟ و آيا مثل بعضي احتياج به سفارش نامه جات به شما يا از شما داشته باشيم ؟ 2 شما رسالة ما هستيد ، نوشته شدة در دلهاي ما ، معروف و خوانده شدة جميع آدميان.
3 چونكه ظاهر شده ايد كه رسالة مسيح مي باشيد ، خدمت كرده شده از ما و نوشته شده نه از مر ّكب بلكه به روح خداي حي� ، نه بر الواح سنگ ، بلكه بر الواح گوشتي دل.
4 ام�ا بوسيلة مسيح چنين اعتماد به خدا داريم.
5 نه آنكه كافي باشيم كه چيزي را به خود تفك ّر كنيم كه گويا از ما باشد ، بلكه كفايت ما از خداست. 6 كه او ما را هم كفايت داد تا عهد جديد را خادم شويم ، نه حرف را بلكه روح را زيرا كه حرف مي ُكشد ليكن روح زنده مي كند.
7 ام�ا اگر خدمت موت كه در حرف بود و بر سنگها تراشيده شده با جلال مي بود ، بحد�ي كه بني اسرائيل نمي توانستند صورت موسي را نظاره كنند به سبب جلال چهرة او كه فاني بود ،
8 چگونه خدمت روح بيشتر با جلال نخواهد بود ؟
9 زيرا هرگاه خدمت قصاص با جلال باشد ، چند مرتبه زيادتر خدمت عدالت در جلال خواهد افزود.
10 زيرا كه آنچه جلال داده شده بود نيز بدين نسبت جلالي نداشت به سبب اين جلال فايق.
11 زيرا اگر آن فاني با جلال بودي ، هر آينه اين باقي از طريق اولي در جلال خواهد بود.
12 پس چون اميد داريم ، با كمال دليري سخن مي گوييم.
13 و نه مانند موسي كه نقابي بر چهرة خود كشيد تا بني اسرائيل ، تمام شده� اين فاني را نظر نكنند ، 14 بلكه ذهن ايشان غليظ شد زيرا كه تا امروز همان نقاب در خواندن عهد عتيق باقي است و كشف نشده است ، زيرا كه فقط در مسيح باطل مي گردد. 15 بلكه تا امروز وقتي كه موسي را مي خوانند ، نقاب بر دل ايشان مي ماند.
16 ليكن هرگاه به سوي خداوند رجوع كنند ، نقاب برداشته مي شود.
17 ام�ا خداوند روح است و جايي كه روح خداوند است ، آنجا آزادي است. 18 ليكن همة ما چون با چهرة بي نقاب جلال خداوند را در آينه مي نگريم ، از جلال تا جلال به همان صورت متبد�ل مي شويم ، چنانكه از خداوند كه روح است. 4
1 بنابراين چون اين خدمت را داريم ، چنانكه رحمت يافته ايم ، خسته خاطر نمي شويم. 2 بلكه خفاياي رسوايي را ترك كرده ، به مكر رفتار نمي كنيم و كلام خدا را مغشوش نمي سازيم ، بلكه به اظهار راستي ، خود را به ضمير هر كس در حضور خدا مقبول مي سازيم.
3 ليكن اگر بشارت ما مخفي است ، بر هالكان مخفي است ،
سازد.
4 كه در ايشان خداي اين جهان فهم هاي بي ايمانشان را كور گردانيده است كه مبادا تجل ّي بشارت جلال مسيح كه صورت خداست ، ايشان را روشن
5 زيرا به خويشتن موعظه نمي كنيم بلكه به مسيح عيسي خداوند ، ام�ا به خويشتن كه غلام شما هستيم بخاطر عيسي.
6 زيرا خدايي كه گفت تا نور از ظلمت درخشيد ، همان است كه در دلهاي ما درخشيد تا نور معرفت جلال خدا در چهرة عيسي مسيح از ما بدرخشيد. 7 ليكن اين خزينه را در ظروف خاكي داريم تا برتري قو�ت از آن خدا باشد نه از جانب ما.
8 در هر چيز زحمت كشيده ، ولي در شكنجه نيستيم ؛ متحي�ر ولي مأيوس ني ؛ 9 تعاقب كرده شده ، ليكن نه متروك ؛ افكنده شده ، ولي هلاك ني ؛
10 پيوسته قتل عيسي خداوند را در جسد خود حمل مي كنيم تا حيات عيسي هم در بدن ما ظاهر شود.
11 زيرا كه ما زنده ايم ، دائم َا بخاطر عيسي به موت سپرده مي شويم تا حيات عيسي نيز در جسد فاني ما پديد آيد.
12 پس موت در ما كار مي كند ولي در حيات شما.
919