جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب مقدّس؛ عهد عتیق؛ کامل | Página 911

1 اگر به زبانهاي مردم و فرشتگان سخن گويم و محب�ت نداشته باشم ، مثل نحاس صدا دهنده و سنج فغان كننده شده ام. 2 و اگر نبو�ت داشته باشم و جميع اسرار و همة علم را بدانم و ايمان كامل داشته باشم بحد�ي كه كوهها را نقل كنم و محب�ت نداشته باشم ، هيچ هستم.
3 و اگر جميع اموال خود را صدقه دهم و بدن خود را بسپارم تا سوخته شود و محب�ت نداشته باشم ، هيچ سود نمي برم. 4 محب�ت حليم و مهربان است ؛ محب�ت حسد نمي برد ؛ محب�ت كبر و غرور ندارد ؛
5 اطوار ناپسنديده ندارد و نفع خود را طالب نمي شود ؛ خشم نمي گيرد و سوءظن� ندارد ؛ 6 از ناراستي خوشوقت نمي گردد ، ولي با راستي شادي مي كند ؛
7 در همه چيز صبر مي كند و همه را باور مي نمايد ؛ در همه حال اميدوار مي باشد و هر چيز را متحمل مي باشد. 8 محب�ت هرگز ساقط نمي شود و ام�ا اگر نبو�تها باشد ، نيست خواهد شد و اگر زبانها ، انتها خواهد پذيرفت و اگر علم ، زايل خواهد گرديد.
9 زيرا جزئي علمي داريم و جزئي نبوت مي نماييم ،
‎10‎ لكن هنگامي كه كامل آيد ، جزئي نيست خواهد گرديد.
كردم.
ام.
‎11‎ زماني كه طفل بودم ، چون طفل حرف مي زدم و چون طفل فكر مي كردم و مانند طفل تع ّقل مي نمودم. ام�ا چون مرد شدم ، كارهاي طفلانه را ترك
‎12‎ زيرا كه الحال در آين په بطور معم�ا مي بينيم ، لكن آن وقت روبرو ؛ الآن جزئي معرفتي دارم ، لكن آن وقت خواهم شناخت ، چنانكه نيز شناخته شده
‎13‎ و الحال اين سه چيز باقي است: يعني ايمان و اميد و محب�ت. ام�ا بزرگتر از اينها محب�ت است.
‎14‎ 1 در پي محب�ت بكوشيد و عطاياي روحاني را به غيرت بطلبيد ، خصوص ًا اينكه نبوت كنيد. 2 زيرا كسي كه به زباني سخن مي گويي ، نه به مردم بلكه به خدا مي گويد ، زيرا هيچ كس نمي فهمد ليكن در روح به اسرار تكل ّم مي نمايد.
3 ام�ا آنكه نبو�ت مي كند ، مردم را براي بنا و نصيحت و تس ّلي مي گويد. 4 هر كه به زباني مي گويد ، خود را بنا مي كند ، ام�ا آنكه نبو�ت مي نمايد ، كليسا را بنا مي كند. 5 و خواهش دارم كه همة شما به زبانها تكل ّم كنيد ، لكن بيشتر اينكه نبو�ت نماييد زيرا كسي كه نبو�ت كند بهتر است از كسي كه به زبانها حرف زند ، مگر آنكه ترجمه كند تا كليسا بنا شود.
6 ام�ا الحال اي برادران ، اگر نزد شما آيم و به زبانها سخن رانم ، شما را چه سود مي بخشم ؟ مگر آنكه شما را به مكاشفه يا به معرفت يا به نبو�ت يا به تعليم گويم.
7 و همچنين چيزهاي بيجان كه صدا مي دهد چون ني يا بربط اگر در صداها فرق نكند ، چگونه آواز ني يا بربط فهميده مي شود ؟ 8 زيرا اگر َك ِر ّنا نيز صداي نامعلوم دهد ، كه خود را مهي�اي جنگ مي سازد ؟
9 همچنين شما نيز اگر به زبان ، سخن نامفهوم نگوييد ، چگونه معلوم مي شود آن چيزي كه گفته شد زيرا كه به هوا سخن خواهيد گفت ؟
‎10‎ زيرا كه انواع زبانهاي دنيا هر قدر زياده باشد ، ولي يكي بي معني نيست.
‎11‎ پس هرگاه قو�ت زبان را نمي دانم ، نزد متك ّلم بربري مي باشم و آنكه سخن گويد نزد من بربري مي باشد.
‎12‎ همچنين شما نيز چونكه غيور عطاياي روحاني هستيد ، بطلبيد اينكه براي بناي كليسا افزوده شويد.
‎13‎ بنابراين كسي كه به زباني سخن مي گويد ، دعا بكند تا ترجمه نمايد. ‎14‎ زيرا اگر به زباني دعا كنم ، روح من دعا مي كند لكن عقل من برخوردار نمي شود.
‎15‎ پس مقصود چيست ؟ به روح دعا خواهم كرد و به عقل نيز دعا خواهم نمود ؛ به روح سرود خواهم خواند و به عقل نيز خواهم خواند. ‎16‎ زيرا اگر در روح تبر�ك مي خواني ، چگونه آن كسي كه به م� ْن ِز َلت� ا ُم�ي است ، به شكر تو آمين گويد و حال آنكه نمي فهمد چه مي گويي ؟ ‎17‎ زيرا تو الب ّته خوب شكر مي كني ، لكن آن ديگر بنا نمي شود.
‎18‎ خدا را شكر مي كنم كه زيادتر از همة شما به زبانها حرف مي زنم.
‎19‎ لكن در كليسا بيشتر مي پسندم كه پنج كلمه به عقل خود گويم تا ديگران را نيز تعليم دهم از آنكه هزاران كلمه به زبان بگويم. ‎20‎ اي برادران ، در فهم اطفال مباشيد بلكه در بدخويي اطفال باشيد و در فهم رشيد.
‎21‎ در تورات مكتوب است كه خداوند مي گويد به زبانهاي بيگانه و لبهاي غير به اين قوم سخن خواهم گفت و با اين همه مرا نخواهند شنيد.
‎22‎ پس زبانها نشاني است نه براي ايمان داران بلكه براي بي ايمانان ؛ ام�ا نبو�ت براي بي ايمان نيست بلكه براي ايمان داران است.
‎23‎ پس اگر تمام كليسا در جايي جمع شوند و همه به زبانها حرف زنند و ُامي�ان يا بي ايمانان داخل شوند ، آيا نمي گويند كه ديوانه ايد ؟ ‎24‎ ولي اگر همه نبو�ت كنند و كسي از بي ايمانان يا امي�ان درآيد ، از همه توبيخ مي يابد و از همه ملزم مي گردد ،
‎25‎ و خفاياي قلب او ظاهر مي شود و همچنين به روي در افتاده ، خدا را عبادت خواهد كرد و ندا خواهد داد كه في الحقيقة خدا در ميان شما است.
‎914‎