جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب مقدّس؛ عهد عتیق؛ کامل | Página 910

‎25‎ و همچنين پياله را نيز بعد از شام و گفت: اين پياله عهد جديد است در خون من. هرگاه اين را بنوشيد ، به يادگاری من بکنيد.
‎26‎ زيرا هر گاه اين نان را بخوريد و اين پياله را بنوشيد ، موت خداوند را ظاهر مي نماييد تا هنگامي كه باز آيد. ‎27‎ پس هر كه بطور ناشايسته نان را بخورد و پيالة خداوند را بنوشد ، مجرم بدن و خون خداوند خواهد بود.
‎28‎ ام�ا هر شخص خود را امتحان كند و بدينطرز از آن نان بخورد و از آن پياله بنوشد.
‎29‎ زيرا هر كه مي خورد و مي نوشد ، فتواي خود را مي خورد و مي نوشد اگر بدن خداوند را تمييز نمي كند. ‎30‎ از اين سبب بسياري از شما ضعيف و مريض اند و بسياري خوابيده اند.
‎31‎ ام�ا اگر بر خود حكم مي كرديم ، حكم بر ما نمي شد.
‎32‎ لكن هنگامي كه بر ما حكم مي شود ، از خداوند تأديب مي شويم مبادا با اهل دنيا بر ما حكم شود.
‎33‎ لهذا اي برادران� من ، چون بجهت خوردن جمع مي شويد ، منتظر يكديگر باشيد. ‎34‎ و اگر كسي گرسنه باشد ، در خانه بخورد ، مبادا بجهت عقوبت جمع شويد. و چون بيايم ، مابقي را منتظم خواهم نمود.
‎12‎ 1 ام�ا دربارة عطاياي روحاني ، اي برادران نمي خواهم شما بي خبر باشيد. 2 مي دانيد كه هنگامي كه ام�ت ها مي بوديد ، به سوي بتهاي گنگ برده مي شديد بطوري كه شما را مي بردند.
3 پس شما را خبر مي دهم كه هر كه متكل ّم به روح خدا باشد ، عيسي را ا َناتيما نمي گويد و احدي جز به روح القدس عيسي را خداوند نمي تواند گفت. 4 و نعمتها انواع است ولي روح همان.
‎13‎
5 و خدمتها انواع است ام�ا خداوند همان.
6 و عملها انواع است لكن همان خدا همه را در همه عمل مي كند. 7 ولي هر كس را ظهور روح بجهت منفعت عطا مي شود.
8 زيرا يكي را بوساطت روح ، كلام حمكت داده مي شود و ديگري را كلام علم ، بحسب همان روح.
9 و يكي را ايمان به همان روح و ديگري را نعمتهاي شفا دادن به همان روح.
‎10‎ و يكي را قو�ت معجزات و ديگري را نبو�ت و يكي را تمميز ارواح و ديگري را اقسام زبانها و ديگري را ترجمة زبانها.
‎11‎ لكن در جميع اينها همان يك فاعل است كه هر كس را فرد ًا بحسب ارادة خود تقسيم مي كند.
‎12‎ زيرا چنانكه بدن يك است و اعضاي متعد�د دارد و تمامي اعضاي بدن اگرچه بسيار است يكتن مي باشد ، همچنين مسيح نيز مي باشد.
‎13‎ زيرا كه جميع ما به يك روح در يك بدن تعميد يافتيم ، خواه يهود ، خواه يوناني ، خواه غلام ، خواه آزاد و همه از يك روح نوشانيده شديم. ‎14‎ زيرا بدن يك عضو نيست بلكه بسيار است.
‎15‎ اگر پا گويد چونكه دست نيستم از بدن نمي باشم ، آيا بدين سبب از بدن نيست ؟
‎16‎ و اگر گوش گويد چونكه چشم ني�م از بدن نيستم ، آيا بدين سبب از بدن نيست ؟ ‎17‎ اگر تمام بدن چشم بودي ، كجا مي بود شنيدن و اگر همه شنيدن بودي كجا مي بود بوييدن ؟
‎18‎ لكن الحال خدا هر يك از اعضا را در بدن نهاد بر حسب ارادة خود.
‎19‎ و اگر همه يك عضو بودي بدن كجا مي بود ؟ ‎20‎ ام�ا الآن اعضا بسيار است ليكن بدن يك.
‎21‎ و چشم دست را نمي تواند گفت كه محتاج تو نيستم يا سر پايها را نيز كه احتياج به شما ندارم.
‎22‎ بلكه علاوه بر اين ، آن اعضاي بدن كه ضعيفتر مي نمايند ، لازم تر مي باشند.
‎23‎ و آنها را كه پست تر اجزاي بدن مي پنداريم ، عزيزتر مي داريم و اجزاي قبيح ما جما ِل افضل دارد. ‎24‎ لكن اعضاي جميلة ما را احتياجي نيست ، بلكه خدا بدن را مر ّتب ساخت بقسمي كه ناقص را بيشتر حرمت داد ،
‎25‎ تا كه جدايي در بدن نيفتد ، بلكه اعضا به برابري در فكر يكديگر باشند. ‎26‎ و اگر يك عضو دردمند گردد ، ساير اعضا با آن همدرد باشند و اگر عضوي ع ّزت يابد ، باقي اعضا با او به خوشي آيند.
‎27‎ ام�ا شما بدن مسيح هستيد و فرد ًا اعضاي آن مي باشيد.
‎28‎ و خدا قرار داد بعضي را در كليسا: او�ل رسولان ، دو�م انبيا ، سوم مع ّلمان ، بعد قو�ات ، پس نعمتهاي شفا دادن و اعانات و تدابير و اقسام زبانها. ‎29‎ آيا همه رسول هستند ، يا همه انبيا ، يا همه معلمان ، يا همه قو�ات ؟ ‎30‎ يا همه نعمتهاي شفا دارند ، يا همه به زبانها متكل ّم هستند ، يا همه ترجمه مي كنند ؟
‎31‎ لكن نعمتهاي بهتر را به غيرت بطلبيد و طريق افضل را نيز به شما نشان مي دهم.
‎913‎