13
11 در اجتهاد كاهلي نورزيد و در روح سرگرم شده ، خداوند را خدمت نماييد.
12 در اميد مسرور و در مصيبت صابر و در دعا مواظب باشيد.
13 مشاركت در احتياجات مقد�سين كنيد و در مهمانداري ساعي باشيد. 14 بركت بطلبيد بر آناني كه بر شما جفا كنند ؛ بركت بطلبيد و لعن مكنيد. 15 خوشي كنيد با خوشحالان و ماتم نماييد با ماتميان.
16 براي يكديگر همان فكر را داشته باشيد و در چيزهاي بلند فكر مكنيد بلكه با ذليلان مدارا نماييد و خود را دانا مشماريد.
17 هيچ كس را به عوض بدي بدي مرسانيد. پيش جميع مردم تدارك كارهاي نيكو بينيد. 18 اگر ممكن است بقدر قو�ة خود با جميع خلق به صلح بكوشيد.
19 اي محبوبان انتقام خود را مكشيد بلكه خشم را مهلت دهيد ، زيرا مكتوب است خداوند مي گويد كه انتقام از آن من است من جزا خواهم داد. 20 پس اگر دشمن تو گرسنه باشد ، او را سير كن و اگر تشنه است ، سيرابش نما زيرا اگر چنين كني اخگرهاي آتش بر سرش خواهي انباشت.
21 مغلوب بدي مشو بلكه بدي را به نيكويي ملغوب ساز.
1 هر شخص مطيع قدرتهاي برتر بشود ، زيرا كه قدرتي جز از خدا نيست و آنهايي است كه از جانب خدا مر ّتب شده است. 2 ح ّتي هر كه با قدرت مقاومت نمايد ، مقاومت با ترتيب خدا نموده باشد و هر كه مقاومت كند ، حكم بر خود آورد.
3 زيرا از حكام عمل نيكو را خوفي نيست بلكه عمل بد را. پس اگر مي خواهي كه از آن قدرت ترسان نشوي ، نيكويي كن كه از او تحسين خواهي يافت. 4 زيرا خادم خداست براي تو به نيكويي ؛ لكن هرگاه بدي كني ، بترس چونكه شمشير را عبث بر نمي دارد ، زيرا او خادم خداست و با غضب انتقام از بدكاران مي كشد.
5 لهذا لازم است كه مطيع او شوي نه به سبب غضب فقط بلكه به سبب ضمير خود نيز. 6 زيرا كه به اين سبب باج نيز مي دهيد ، چونكه خد�ام خدا و مواظب در همين امر هستند.
7 پس حق� هر كس را به او ادا كنيد: باج را به مستحق� باج و جزيه را به مست حق� جزيه و ترس را به مستحق� ترس و ع ّزت را به مست حق� عز ّت.
8 مديون احدي به چيزي مشويد جز به محب�ت نمودن با يكديگر ، زيرا كسي كه ديگري را محب�ت نمايد ، شريعت را بجا آورده باشد.
9 زيرا كه زنا مكن ، قتل مكن ، دزدي مكن ، شهادت دروغ مده ، طمع مورز و هر حكم ديگري كه هست ، همه شامل است در اين كلام كه همساية خود را چون خود محبت نما.
10 محب�ت به همساية خود بدي نمي كند پس محب�ت تكميل شريعت است.
11 و خصوص َا چون وقت را مي دانيد كه الحال ساعت رسيده است كه ما را بايد از خواب بيدار شويم زيرا كه الآن نجات ما نزديكتر است از آن وقتي كه ايمان آورديم.
12 شب منقضي شد و روز نزديك آمد. پس اعمال تاريكي را بيرون كرده ، اسلحة نور را بپوشيم.
13 و با شايستگي رفتار كنيم چنانكه در روز ، نه در بزمها و سكرها و فسق و فجور و نزاع و حسد ؛ 14 بلكه عيسي مسيح خداوند را بپوشيد و براي شهوات جسماني تدارك نبينيد. 14
1 و كسي را كه در ايمان ضعيف باشد بپذيريد ، لكن نه براي م�حاج�ه در مباحاث. 2 يكي ايمان دارد كه همه چيز را بايد خورد ام�ا آنكه ضعيف است ب� ُقول مي خور�د.
3 پس خورنده ناخورنده را حقير نشمارد و ناخورنده بر خورنده حكم نكند زيرا خدا او را پذيرفته است. 4 تو كيستي كه بر بندة كسي ديگر حكم مي كني ؟ او نزد آقاي خود ثابت يا ساقط مي شود. ليكن استوار خواهد شد زيرا خدا قادر است كه او را ثابت نمايد. 5 يكي يك روز را از ديگري بهتر مي داند و ديگري هر روز را برابر مي شمارد. پس هر كس در ذهن خود م�ت�ي� َّقن بشود.
6 آنكه روز را عزيز مي داند بخاطر خداوند عزيزش مي دارد و آنكه روز را عزيز نمي دارد هم براي خداوند نمي دارد ؛ و هر كه مي خورد براي خداوند مي خورد زيرا خدا را شكر مي گويد.
7 زيرا احدي از ما به خود زيست نمي كند و هيچ كس به خود نمي ميرد. 8 زيرا اگر زيست كنيم براي خداوند زيست مي كنيم و اگر بميريم براي خداوند مي ميريم. پس خواه زنده باشيم ، خواه بميريم ، از آن خداونديم.
9 زيرا براي همين مسيح مرد و زنده گشت تا بر زندگان و مردگان سلطنت كند.
10 لكن تو چرا بر برادر خود حكم مي كني ؟ يا تو نيز چرا برادر خود را حقير مي شماري ؟ زانرو كه همه پيش مسند مسيح حاضر خواهيم شد.
903