داد.
9
29 زيرا آناني را كه از قبل شناخت ، ايشان را نيز پيش معي�ن فرمود تا به صورت پسرش متشك ّل شوند تا او نخست زاده از برادران بسيار باشد. 30 و آناني را كه از قبل معين فرمود ، ايشان را هم خواند و آناني را كه خواند ايشان را نيز عادل گردانيد و آناني را كه عادل گردانيد ، ايشان را نيز جلال
31 پس به اين چيزها چه مي گوييم ؟ هرگاه خدا با ما است كيست به ضد� ما ؟
32 او كه پسر خود را دريغ نداشت ، بلكه او در راه جميع ما تسليم نمود ، چگونه با وي همه چيز را به ما نخواهد بخشيد ؟
33 كيست كه بر برگزيدگان خدا مدع�ي شود ؟ آيا خدا كه عادل كننده است ؟ 34 كيست كه بر ايشان فتوا دهد ؟ آيا مسيح كه م�رد بلكه نيز برخاست ، آنكه به دست راست خدا هم هست و ما را نيز شفاعت مي كند ؟
35 كيست كه ما را از محب�ت مسيح جدا سازد ؟ آيا مصيبت و دلتنگي يا جفا يا قحط يا عرياني يا خطر يا شمشير ؟ 36 چنانكه مكتوب است كه بخاطر تو تمام روز ُكشته و مثل گوسفندان ذبحي شمرده مي شويم.
37 بلكه در همة اين امور از حد� زياده نصرت يافتيم ، بوسيلة او كه ما را محب�ت نمود. 38 زيرا يقين مي دانم كه نه موت و نه حيات و نه فرشتگان و نه رؤسا و نه قدرتها و نه چيزهاي حال و نه چيزهاي آينده
39 و نه بلندي و نه پستي و نه هيچ مخلوق ديگر قدرت خواهد داشت كه ما را از محب�ت خدا كه در خداوند ما مسيح عيسي است جدا سازد.
1 در مسيح راست مي گويم و دورغ ني و ضمير من در روح القدس مرا شاهد است ، 2 كه مرا غمي عظيم در دلم و�ج�ع دائمي است.
3 زيرا راضي هم مي بودم كه خود از مسيح محروم شوم در راه برادرانم كه بحسب خويشان منند ، 4 كه ايشان اسرائيلي اند و پسر خواندگي و جلال عهدها و امانت شريعت و عبادت و وعده ها از آ ن� ايشان است ؛
5 كه پدران از آن ايشانند و از ايشان بحسب جسم شد كه فوق از همه است ، خداي متبارك تا ابدالآباد ، آمين. 6 ولكن چنين نيست كه كلام خدا ساقط شده باشد ؛ زيرا همه كه از اسرائيل اند ، اسرائيلي نيستند ،
7 و نه نسل ابراهيم تمام ًا فرزند هستند ؛ بلكه نسل تو در اسحاق خوانده خواهند شد.
8 يعني فرزندان جسم ، فرزندان خدا نيستند ، بلكه فرزندان وعده از نسل محسوب مي شوند. 9 زيرا كلام وعده اين است كه موافق چنين وقت خواهم آمد و ساره را پسري خواهد بود.
10 و نه اين فقط ، بلكه رف ْق َه نيز چون از يك شخص يعني از پدر ما اسحاق حامله شد ،
11 زيرا هنگامي كه هنوز تو ّلد نيافته بودند و عملي نيك يا بد نكرده ، تا ارادة خدا برحسب اختيار ثابت شود نه از اعمال بلكه از دعوت كننده
12 بدو گفته شد كه بزرگتر كوچكتر را بندگي خواهد نمود.
13 چنانكه مكتوب است: يعقوب را دوست داشتم اما عيسو را دشمن. 14 پس چه گوييم ؟ آيا نزد خدا بي انصافي است ؟ حاشا! 15 زيرا به موسي مي گويد: رحم خواهم فرمود بر هر كه رحم كند و رأفت خواهم نمود بر هر كه رأفت نمايم.
16 لاجرم نه از خواهش كننده و نه از شتابنده است ، بلكه از خداي رحم كننده. 17 زيرا كتاب به فرعون مي گويد: براي همين تو را برانگيختم تا قو�ت خود را در تو ظاهر سازم و تا نام من در تمام جهان ندا شود.
18 بنابراين هر كه را مي خواهد رحم مي كند و هر كه را مي خواهد سنگدل مي سازد.
19 پس مرا مي گويي: ديگر چرا ملامت مي كند ؟ زيرا كيست كه با ارادة او مقاومت نموده باشد ؟ 20 ني بلكه تو كيستي اي انسان كه با خدا معارضه مي كني ؟ آيا مصنوع به صانع مي گويد كه چرا مرا اين چنين ساختي ؟
21 يا كوزه گر اختيار بر گل ندارد كه از يك خميره ظرفي عزيز و ظرفي ذليل بسازد ؟
22 و اگر خدا چون اراده نمود كه غضب خود را ظاهر سازد و قدرت خويش را بشناساند ، ظروف غضب را كه براي هلاكت آماده شده بود ، به حلم بسيار متحم�ل گرديد ،
23 و تا دولت جلال خود را بشناساند بر ظروف رحمتي كه آنها را از قبل براي جلال مستع�د نمود ، 24 و آنها را نيز دعوت فرمود يعني ما نه از يهود فقط بلكه از ام�ت ها نيز.
25 چنانكه در هوشع هم مي گويد: آناني را كه قوم من نبودند ، قوم خود خواهم خواند و او را كه دوست نداشتم محبوبة خود. 26 و جايي كه به ايشان گفته شد كه شما قوم من نيستيد ، در آنجا پسران خداي ح�ي خوانده خواهند شد.
27 و اشعيا نيز در حق� اسرائيل ندا مي كند كه هر چند عدد بني اسرائيل مانند ريگ دريا باشد ، لكن بقي�ه نجات خواهد يافت ؛
900