8 1
16 پس هرگاه كاري را كه نمي خواهم بجا مي آورم ، شريعت را تصديق مي كنم كه نيكوست.
17 و الحال من ديگر آن فاعل نيستم بلكه آن گناهي كه در من ساكن است.
18 زيرا مي دانم كه در من يعني در جسدم هيچ نيكويي ساكن نيست ، زيرا اراده در من حاضر است ام�ا صورت نيكو كردن ني. 19 زيرا آن نيكويي را كه مي خواهم نمي كنم ، بلكه بدي را كه نمي خواهم مي كنم. 20 پس چون آنچه را نمي خواهم مي كنم ، من ديگر آن فاعل نيستم بلكه گناه در من ساكن است.
21 لهذا اين شريعت را مي يابم كه وقتي كه مي خواهم نيكويي كنم بدي نزد من حاضر است.
22 زيرا برحسب انساني�ت باطني به شريعت خدا خشنودم.
23 لكن شريعتي ديگر در اعضاي خود مي بينم كه با شريعت ذهم من منازعه مي كند و مرا اسير مي سازد به آن شريعت گناه كه در اعضاي من است. 24 واي بر من كه مرد شقي اي هستم! كيست كه مرا از جسم اين موت رهايي بخشد ؟
25 خدا را شكر مي كنم بوساطت خداوند ما عيسي مسيح. خلاصه اينكه من به ذهن خود شريعت خدا را بندگي مي كنم و ام�ا به جسم خود شريعت گناه را.
پس هيچ قصاص نيست بر آناني كه در مسيح عيسي هستند.
2 زيرا كه شريعت روح حيات در مسيح عيسي مرا از شريعت گناه و موت آزاد گردانيد.
3 زيرا آنچه از شريعت محال بود ، چونكه به سبب جسم ضعيف بود ، خدا پسر خود را در شبيه جسم گناه و براي گناه فرستاده ، بر گناه در جسم فتوا داد ، 4 تا عدالت شريعت كامل گردد در ماياني كه نه بحسب جسم بلكه برحسب روح رفتار مي كنيم.
5 زيرا آناني كه برحسب جسم هستند ، در چيزهاي جسم تف ّكر مي كنند و ام�ا آناني كه برحسب روح هستند در چيزهاي روح. 6 از آن جهت كه تف ّكر جسم موت است ، لكن تف ّكر روح حيات و سلامتي است.
7 زانرو كه تف ّكر جسم دشمني خدا است ، چونكه شريعت خدا را اطاعت نمي كند ، زيرا نمي تواند هم بكند. 8 و كساني كه جسماني هستند ، نمي توانند خدا را خشنود سازند.
9 لكن شما در جسم نيستيد بلكه در روح ، هرگاه روح خدا در شما ساكن باشد ؛ و هرگاه كسي روح مسيح را ندارد وي از آن او نيست.
10 و اگر مسيح در شما است ، جسم به سبب گناه مرده است و ام�ا روح ، به سبب عدالت ، حيات است.
11 و اگر روح او كه عيسي را از مردگان برخيزانيد در شما ساكن باشد ، او كه مسيح را مردگان برخيزانيد ، بدنهاي فاني شما را نيز زنده خواهد ساخت به روح خود كه در شما ساكن است.
12 بنابراين اي برادران ، مديون جسم نيستيم تا برحسب جسم زيست نماييم.
13 زيرا اگر برحسب جسم زيست كنيد ، هر آينه خواهيد مرد. لكن اگر افعال بدن را بوسيلة روح بك ُشيد ، همانا خواهيد زيست. 14 زيرا همة كساني كه از روح خدا هدايت مي شوند ، ايشان پسران خدايند.
15 از آنرو كه روح بندگي نيافته ايد تا باز ترسان شويد بلكه روح پسر خواندگي را يافته ايد كه در آن ابا يعني اي پدر ندا مي كنيم. 16 همان روح بر روحهاي ما شهادت مي دهد كه فرزندان خدا هستيم.
17 و هرگاه فرزندانيم ، وارثان هم هستيم يعني و�ر�ثة خدا و هم ارث با مسيح ، اگر شريك مصيبتهاي او هستيم تا در جلال وي نيز شريك باشيم. 18 زيرا يقين مي دانم كه دردهاي زمان حاضر نسبت به آن جلالي كه در ما ظاهر خواهد شد هيچ است.
19 زيرا كه انتظار خلقت ، منتظر ظهور پسران خدا مي باشد ، 20 زيرا خلقت ، مطيع بطالت شده ، نه به ارادة خود ، بلكه بخاطر او كه آن را مطيع گردانيد ،
21 در اميد كه خود� خلقت نيز از قيد فساد خلاصي خواهد يافت تا در آزادي جلال فرزندان خدا شريك شود.
22 زيرا مي دانيم كه تمام خلقت تا الآن با هم در آه كشيدن و درد زه مي باشند.
23 و نه اين فقط ، بلكه ما نيز كه نوبر روح را يافته ايم ، در خود آه مي كشيم در انتظار پسرخواندگي يعني خلاصي جسم خود. 24 زيرا كه به اميد نجات يافتيم ، لكن چون اميد ديده شد ، ديگر اميد نيست ، زيرا آنچه كسي بيند چرا ديگر در اميد آن باشد ؟ 25 ام�ا اگر اميد چيزي را داريم كه نمي بينيم ، با صبر انتظار آن مي كشيم.
26 و همچنين روح نيز ضعف ما را مدد مي كند ، زيرا كه آنچه دعا كنيم بطوري كه مي بايد نمي دانيم ، لكن خود روح براي ما شفاعت مي كند به ناله هايي كه نمي شود بيان كرد.
27 و او كه تفح�ص كنندة دلهاست ، فكر را مي داند زيرا كه او براي مقد�سين برحسب ارادة خدا شفاعت مي كند.
28 و مي دانيم كه بجهت آناني كه خدا را دوست مي دارند و برحسب ارادة او خوانده شده اند ، همه چيزها براي خيري�ت ايشان با هم دركار مي باشند.
899