جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب مقدّس؛ عهد عتیق؛ کامل | Page 896

8 1
‎16‎ پس هرگاه كاري را كه نمي خواهم بجا مي آورم ، شريعت را تصديق مي كنم كه نيكوست.
‎17‎ و الحال من ديگر آن فاعل نيستم بلكه آن گناهي كه در من ساكن است.
‎18‎ زيرا مي دانم كه در من يعني در جسدم هيچ نيكويي ساكن نيست ، زيرا اراده در من حاضر است ام�ا صورت نيكو كردن ني. ‎19‎ زيرا آن نيكويي را كه مي خواهم نمي كنم ، بلكه بدي را كه نمي خواهم مي كنم. ‎20‎ پس چون آنچه را نمي خواهم مي كنم ، من ديگر آن فاعل نيستم بلكه گناه در من ساكن است.
‎21‎ لهذا اين شريعت را مي يابم كه وقتي كه مي خواهم نيكويي كنم بدي نزد من حاضر است.
‎22‎ زيرا برحسب انساني�ت باطني به شريعت خدا خشنودم.
‎23‎ لكن شريعتي ديگر در اعضاي خود مي بينم كه با شريعت ذهم من منازعه مي كند و مرا اسير مي سازد به آن شريعت گناه كه در اعضاي من است. ‎24‎ واي بر من كه مرد شقي اي هستم! كيست كه مرا از جسم اين موت رهايي بخشد ؟
‎25‎ خدا را شكر مي كنم بوساطت خداوند ما عيسي مسيح. خلاصه اينكه من به ذهن خود شريعت خدا را بندگي مي كنم و ام�ا به جسم خود شريعت گناه را.
پس هيچ قصاص نيست بر آناني كه در مسيح عيسي هستند.
2 زيرا كه شريعت روح حيات در مسيح عيسي مرا از شريعت گناه و موت آزاد گردانيد.
3 زيرا آنچه از شريعت محال بود ، چونكه به سبب جسم ضعيف بود ، خدا پسر خود را در شبيه جسم گناه و براي گناه فرستاده ، بر گناه در جسم فتوا داد ، 4 تا عدالت شريعت كامل گردد در ماياني كه نه بحسب جسم بلكه برحسب روح رفتار مي كنيم.
5 زيرا آناني كه برحسب جسم هستند ، در چيزهاي جسم تف ّكر مي كنند و ام�ا آناني كه برحسب روح هستند در چيزهاي روح. 6 از آن جهت كه تف ّكر جسم موت است ، لكن تف ّكر روح حيات و سلامتي است.
7 زانرو كه تف ّكر جسم دشمني خدا است ، چونكه شريعت خدا را اطاعت نمي كند ، زيرا نمي تواند هم بكند. 8 و كساني كه جسماني هستند ، نمي توانند خدا را خشنود سازند.
9 لكن شما در جسم نيستيد بلكه در روح ، هرگاه روح خدا در شما ساكن باشد ؛ و هرگاه كسي روح مسيح را ندارد وي از آن او نيست.
‎10‎ و اگر مسيح در شما است ، جسم به سبب گناه مرده است و ام�ا روح ، به سبب عدالت ، حيات است.
‎11‎ و اگر روح او كه عيسي را از مردگان برخيزانيد در شما ساكن باشد ، او كه مسيح را مردگان برخيزانيد ، بدنهاي فاني شما را نيز زنده خواهد ساخت به روح خود كه در شما ساكن است.
‎12‎ بنابراين اي برادران ، مديون جسم نيستيم تا برحسب جسم زيست نماييم.
‎13‎ زيرا اگر برحسب جسم زيست كنيد ، هر آينه خواهيد مرد. لكن اگر افعال بدن را بوسيلة روح بك ُشيد ، همانا خواهيد زيست. ‎14‎ زيرا همة كساني كه از روح خدا هدايت مي شوند ، ايشان پسران خدايند.
‎15‎ از آنرو كه روح بندگي نيافته ايد تا باز ترسان شويد بلكه روح پسر خواندگي را يافته ايد كه در آن ابا يعني اي پدر ندا مي كنيم. ‎16‎ همان روح بر روحهاي ما شهادت مي دهد كه فرزندان خدا هستيم.
‎17‎ و هرگاه فرزندانيم ، وارثان هم هستيم يعني و�ر�ثة خدا و هم ارث با مسيح ، اگر شريك مصيبتهاي او هستيم تا در جلال وي نيز شريك باشيم. ‎18‎ زيرا يقين مي دانم كه دردهاي زمان حاضر نسبت به آن جلالي كه در ما ظاهر خواهد شد هيچ است.
‎19‎ زيرا كه انتظار خلقت ، منتظر ظهور پسران خدا مي باشد ، ‎20‎ زيرا خلقت ، مطيع بطالت شده ، نه به ارادة خود ، بلكه بخاطر او كه آن را مطيع گردانيد ،
‎21‎ در اميد كه خود� خلقت نيز از قيد فساد خلاصي خواهد يافت تا در آزادي جلال فرزندان خدا شريك شود.
‎22‎ زيرا مي دانيم كه تمام خلقت تا الآن با هم در آه كشيدن و درد زه مي باشند.
‎23‎ و نه اين فقط ، بلكه ما نيز كه نوبر روح را يافته ايم ، در خود آه مي كشيم در انتظار پسرخواندگي يعني خلاصي جسم خود. ‎24‎ زيرا كه به اميد نجات يافتيم ، لكن چون اميد ديده شد ، ديگر اميد نيست ، زيرا آنچه كسي بيند چرا ديگر در اميد آن باشد ؟ ‎25‎ ام�ا اگر اميد چيزي را داريم كه نمي بينيم ، با صبر انتظار آن مي كشيم.
‎26‎ و همچنين روح نيز ضعف ما را مدد مي كند ، زيرا كه آنچه دعا كنيم بطوري كه مي بايد نمي دانيم ، لكن خود روح براي ما شفاعت مي كند به ناله هايي كه نمي شود بيان كرد.
‎27‎ و او كه تفح�ص كنندة دلهاست ، فكر را مي داند زيرا كه او براي مقد�سين برحسب ارادة خدا شفاعت مي كند.
‎28‎ و مي دانيم كه بجهت آناني كه خدا را دوست مي دارند و برحسب ارادة او خوانده شده اند ، همه چيزها براي خيري�ت ايشان با هم دركار مي باشند.
‎899‎