جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب مقدّس؛ عهد عتیق؛ کامل | Page 895

5 زيرا اگر بر مثال موت او مت ّحد گشتيم ، هر آينه در قيامت وي نيز چنين خواهيم شد.
6 زيرا اين را مي دانيم كه انساني�ت كهنة ما با او مصلوب شد تا جسد گناه معدوم گشته ، ديگر گناه را بندگي نكنيم.
7 زيرا هر كه م�رد ، از گناه مبر�ا شده است. 8 پس هرگاه با مسيح مرديم ، يقين مي دانيم كه با او زيست هم خواهيم كرد.
9 زيرا مي دانيم كه چون مسيح از مردگان برخاست ، ديگر نمي ميرد و بعد از اين موت بر او تسل ّطي ندارد.
‎10‎ زيرا به آنچه مرد يك مرتبه براي گناه مرد و به آنچه زندگي مي كند ، براي خدا زيست مي كند.
‎11‎ همچنين شما نيز خود را براي گناه مرده انگاريد ، ام�ا براي خدا در مسيح عيسي زنده.
‎12‎ پس گناه در جسم فاني شما حكمراني نكند تا هوسهاي آن را اطاعت نماييد ،
‎13‎ و اعضاي خود را به گناه مسپاريد تا آلات نادرستي شوند ، بلكه خود را از مردگان زنده شده به خدا تسليم كنيد و اعضاي خود را تا آلات عدالت براي خدا باشند.
7
‎14‎ زيرا گناه بر شما سلطنت نخواهد كرد ، چونكه زير شريعت نيستيد بلكه زير فيض.
‎15‎ پس چه گوييم ؟ آيا گناه بكنيم از آنرو كه زير شريعت نيستيم بلكه زير فيض ؟ حاشا! ‎16‎ آيا نمي دانيد كه اگر خويشتن را به بندگي كسي تسليم كرده ، او را اطاعت نماييد ، شما آنكس را كه او را اطاعت مي كنيد بنده هستيد ، خواه گناه را براي مرگ ، خواه اطاعت را براي عدالت.
‎17‎ ام�ا شكر خدا را كه هر چند غلامان گناه مي بوديد ، ليكن الآن از دل ، مطيع آن صورت تعليم گرديده ايد كه به آن سپرده شده ايد.
‎18‎ و از گناه آزاد شده ، غلامان عدالت گشته ايد.
‎19‎ بطور انسان ، به سبب ضعف جسم شما سخن مي گويم ، زيرا همچنان كه اعضاي بدن خود را بندگي نجاست و گناه براي گناه سپرديد ، همچنين الآن نيز اعضاي خود را به بندگي عدالت براي قد�وسي�ت بسپاريد.
‎20‎ زيرا هنگامي كه غلامان گناه مي بوديد از عدالت آزاد مي بوديد.
‎21‎ پس آن وقت چه ثمر داشتيد از آن كارهايي كه الآن از آنها شرمنده ايد كه انجام آنها موت است ؟
‎22‎ ام�ا الحال چونكه از گناه آزاد شده و غلامان خدا گشته ايد ، ثمر خود را براي قد�وسي�ت مي آوريد كه عاقبت� آن ، حيات جاوداني است.
‎23‎ زيرا كه مزد گناه موت است ، ام�ا نعمت خدا حيات جاوداني در خداوند ما عيسي مسيح.
1 اي برادران آيا نمي دانيد) زيرا كه با عارفين شريعت سخن مي گويم( كه مادامي كه انسان زنده است ، شريعت بر وي حكمراني دارد ؟ 2 زيرا زن منكوحه بر حسب شريعت به شوه ِر زنده بسته است ، ام�ا هرگاه شوهرش بميرد ، از شريعت� شوهرش آزاد شود.
3 پس مادامي كه شوهرش حيات دارد ، اگر به مرد ديگر بپيوندد ، زانيه خوانده مي شود. لكن هرگاه شوهرش بميرد ، از آن شريعت آزاد است كه به شوهري ديگر داده شود ، زانيه نباشد.
4 بنابراين ، اي برادر ان� من ، شما نيز بوساطت جسد مسيح براي شريعت مرده شديد تا خود را به ديگري بپيونديد ، يعني با او كه از مردگان برخاست ، تا بجهت خدا ثمر آوريم.
5 زيرا وقتي كه در جسم بوديم ، هوسهاي گناهاني كه از شريعت بود ، در اعضاي ما عمل مي كرد تا بجهت موت ثمر آوريم.
6 ام�ا الحال چون براي آن چيزي كه در آن بسته بوديم م�رديم ، از شريعت آزاد شديم ، بحد�ي كه در تازگي روح بندگي مي كنيم نه در ُكهنگي حرف. 7 پس چه گوييم ؟ آيا شريعت گناه است ؟ حاشا! بلكه گناه را جز به شريعت ندانستيم. زيرا كه شهوت را نمي دانستم ، اگر شريعت نمي گفت كه طمع مورز. 8 لكن گناه از حكم فرصت جسته ، هر قسم طمع را در من پديد آوردي ، زيرا بدون شريعت گناه مرده است.
9 و من از قبل بدون شريعت زنده مي بودم ؛ لكن چون حكم آمد ، گناه زنده گشت و من مردم.
‎10‎ و آن حكمي كه براي حيات بود ، همان مرا باعث موت گرديد.
‎11‎ زيرا گناه از حكم فرصت يافته ، مرا فريب داد و به آن مرا ُكشت.
‎12‎ خلاصة شريعت مقد�س است و حكم مقد�س و عادل و نيكو.
‎13‎ پس آيا نيكويي براي من موت گرديد ؟ حاشا! بلكه گناه ، تا گناه بودنش ظاهر شود. بوسيلة نيكويي براي من باعث مرگ شد تا آنكه گناه به سبب حكم بغايت خبيث شود
. ‎14‎ زيرا مي دانيم كه شريعت روحاني است ، لكن من جسماني و زير گناه فروخته شده هستم ،
‎15‎ كه آنچه مي كنم نمي دانم زيرا آنچه مي خواهم نمي كنم بلكه كاري را كه از آن نفرت دارم بجا مي آورم.
‎898‎