جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب مقدّس؛ عهد عتیق؛ کامل | Page 880

‎12‎ ام�ا چون غاليون والي َاخائي�ه بود ، يهوديان يكدل شده ، بر سر پولس تاخته ، او را پيش مسند حاكم بردند
‎13‎ و گفتند: اين شخص مردم را اغوا مي كند كه خدا را بر خلاف شريعت عبادت كنند. ‎14‎ چون پول ُس خواست حرف زند ، غاليون گفت: اي يهوديان اگر ظلمي يا فسقي فاحش مي بود ، هر آينه شرط عقل مي بود كه متحم�ل شما بشوم. ‎15‎ ولي چون مسأله اي است دربارة سخنان و نامها و شريعت شما ، پس خود بفهميد. من در چنين امور نمي خواهم داوري كنم.
‎16‎ پس ايشان را از پيش مسند براند.
‎17‎ و همه سوستانيس رئيس منيسه را گرفته او را در مقابل مسند والي بزدند و غاليون را از اين امور هيچ پروا نبود. ‎18‎ ام�ا پولس بعد از آن ، روزهاي بسيار در آنجا تو ّقف نمود پس برادران را وداع نموده ، به سوريه از راه دريا رفت و پرسكله و اكيلا همراه او رفتند. و در كنخريه موي خود را چيد چونكه نذر كرده بود.
‎19‎ و چون به افسس رسيد ، آن دو نفر را در آنجا رها كرده ، خود را به كنيسه درآمده ، با يهوديان مباحثه نمود. ‎20‎ و چون ايشان خواهش نمودند كه مد�تي با ايشان بماند ، قبول نكرد
‎21‎ بلكه ايشان را وداع كرده ، گفت كه: مرا به هر صورت بايد عيد آينده در اورشليم صرف كنم. ليكن اگر خدا بخواهد ، باز به نزد شما خواهم برگشت. پس از افسس روانه شد
‎22‎ و به قيصري�ه فرود آمده به اورشليم رفت و كليسا را تحي�ت نموده ، به انطاكي�ه آمد.
‎23‎ و مد�تي در آنجا مانده ، باز به سفر توج�ه نمود و در م�لك غلاطي�ه و فريجيه جابجا مي گشت و همة شاگردان را استوار مي نمود. ‎24‎ ام�ا شخصي يهود اپلس نام از اهل اسكندريه كه مردي فصيح و در كتاب توانا بود ، به افسس رسيد.
‎25‎ او در طريق خداوند تربيت يافته و در روح سرگرم بوده ، دربارة خداوند به د ّقت تكل ّم و تعليم مي نمود هر چند جز از تعميد يحيي ا ّطلاعي نداشت. ‎26‎ همان شخص در كنيسه به دليري سخن آغاز كرد. اما چون پرسكله و اكيلا او را شنيدند ، نزد خود آوردند و به د ّقت تمام از طريق خدا را بدو آموختند.
‎19‎
‎27‎ پس چون او عزيمت سفر اخائي�ه كرد ، برادران او را ترعيب نموده ، به شاگردان سفارش نامه اي نوشتند كه او را بپذيرند. و چون بدانجا رسيد ، آناني را كه به وسيلة فيض ايمان آورده بودند ، اعانت بسيار نمود ،
‎28‎ زيرا به قو�ت تمام بر يهود اقامة حج�ت مي كرد و از كتب ثابت مي نمود كه عيسي ، مسيح است.
و چون اپلس در نواحي بالا گردش كرده ، به افسس رسيد. در آنجا شاگرد چند يافته ،
2 بديشان گفت: آيا هنگامي كه ايمان آورديد ، روح القدس را يافتيد ؟ به وي گفتند: بلكه نشنيديم كه روح القدس هم هست!
3 بديشان گفت: پس به چه چيز تعميد يافتيد ؟ گفتند: به تعميد يحيي. 4 پولس گفت: يحيي الب ّته تعميد توبه مي داد و به قوم مي گفت به آن كسي كه بعد از من مي آيد ايمان بياوريد يعني به مسيح عيسي. 5 چون اين را شنيدند به نام خداوند عيسي مسيح تعميد گرفتند ،
6 و چون پول ُس دست بر ايشان نهاد ، روح القدس بر ايشان نازل شد و به زبانها متك ّلم گشته ، نبو�ت كردند.
7 و جملة آن مردمان تخمين ّا دوازده نفر بودند.
8 پس به كنيسه درآمده ، مد�ت سه ماه با دليري سخن مي راند و در امور ملكوت خدا مباحثه مي نمود و برهان قاطع مي آورد. 9 ام�ا چون بعضي سخت دل گشته ، ايمان نياوردند و پيش روي خلق ، طريقت را بد مي گفتند ، از ايشان كناره گزيده. شاگردان را جدا ساخت و هر روزه در مدرسة شخصي طيرانس نام مباحثه مي نمود.
‎10‎ و بدينطور دو سال گذشت بقسمي كه تمامي اهل آسيا چه يهود و چه يوناني كلام خداوند عيسي را شنيدند.
‎11‎ و خداوند از دست پولس معجزات غير معتاد به ظهور مي رسانيد ،
‎12‎ بطوري كه از بدن او دستمالها و فوطه ها برده ، بر مريضان مي گذاردند و امراض از ايشان زايل مي شد و ارواح پليد از ايشان اخراج مي شدند.
‎13‎ ليكن تني چند از يهودي�ان� سي�ا ِح عزيمه خوان بر آناني كه ارواح پليد داشتند ، نام خداوند عيسي را خواندن گرفتند و مي گفتند: شما را به عيسي كه پول ُس به او موعظه مي كند قسم مي دهيم!
‎14‎ و هفت نفر پسران اسكيوا رئيس كهنه يهودا اينكار مي كردند.
‎15‎ ام�ا روح خبيث در جواب ايشان گفت: عيسي را مي شناسم و پو ُلس را مي دانم. ليكن شما كيستيد ؟
‎16‎ و آن مرد كه روح پليد داشت بر ايشان جست و بر ايشان زورآور شده ، غلبه يافت بحد�ي كه از آن خانه عريان و مجروح فرار كردند. ‎17‎ چون اين واقعه بر جميع يهوديان و يوناني ان� ساكن افسس مشهور گرديد ، خوف بر همه ايشان طاري گشته ، نام خداوند عيسي را مكر�م مي داشتند.
‎883‎