جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب مقدّس؛ عهد عتیق؛ کامل | Page 875

‎31‎ و او روزهاي بسيار ظاهر شد بر آناني كه همراه او از جليل به اورشليم آمده بودند كه الحال نزد قوم شهود او مي باشند.
‎32‎ پس ما به شما بشارت مي دهيم ، بدان وعده اي كه به پدران ما داده شد ،
‎33‎ كه خدا آن را به ما كه فرزندان ايشان مي باشيم وفا كرد ، وقتي كه عيسي را برانگيخت ، چنانكه در زبور دو�م مكتوب است كه تو پسر من هستي ، من امروز تو را توليد نمودم.
‎34‎ و در آنكه او را از مردگان برخيزانيد تا ديگر هرگز راجع به فساد نشود چنين گفت كه به بركات قد�وس و امين داود براي شما وفا خواهم كرد. ‎35‎ بنابراين در جايي ديگر نيز مي گويد: تو قد�وس خود را نخواهي گذاشت كه فساد را بيند.
‎36‎ زيرا كه داود چونكه در زمان خود ارادة خدا را خدمت كرده بود ، ب ُخفت و به پدران خود ملحق شده ، فساد را ديد. ‎37‎ ليكن آن كس كه خدا او را برانگيخت ، فساد را نديد.
‎38‎ پس اي برادران عزيز ، شما را معلوم باد كه به وساطت او به شما آمرزش گناهان اعلام مي شود.
‎39‎ و به وسيلة او هر كه ايمان آورد ، عادل شمرده مي شود ، از هر چيزي كه به شريعت موسي نتوانستيد عادل شمرده شويد. ‎40‎ پس احتياط كنيد ، مبادا آنچه در صحف انبيا مكتوب است ، بر شما واقع است ، بر شما واقع شود ،
‎41‎ كه اي حقيرشمارندگان ، ملاحظه كنيد و تعج�ب نماييد و هلاك شويد زيرا كه من عملي را در اي�ام شما پديد آرم ، عملي كه هر چند كسي شما را از آن اعلام نمايد ، تصديق نخواهيد كرد.
‎42‎ پس چون از كنيسه بيرون مي رفتند ، خواهش نمودند كه در س�ب�ت آينده هم اين سخنان را بديشان بازگويند.
‎43‎ و چون اهل كنيسه متفر�ق شدند ، بسياري از يهوديان و جديدان� خداپرست از عقب پولس و ب�رنابا افتادند ؛ و آن دو نفر به ايشان سخن گفته ، ترغيب مي نمودند كه به فيض خدا ثابت باشيد.
‎44‎ ام�ا در س�ب�ت ديگر قريب به تمامي شهر فراهم شدند تا كلام خدا را بشنوند.
‎45‎ ولي چون يهود ازدحام خلق را ديدند ، از حسد پر گشتند و كفر گفته ، با سخنان پو ُلس مخالفت كردند. ‎46‎ آنگاه پو ُلس و برنابا دلير شده ، گفتند: واجب بود كلام خدا را نخست به شما القا شود. ليكن چون آن را رد� كرديد و خود را ناشايستة حيات جاوداني شمرديد ، همانا به سوي ام�ت ها توج�ه نماييم.
‎47‎ زيرا خداوند به ما چنين امر فرمود كه تو را نور ام�ت ها ساختم تا الي اقصاي زمين منشأ نجات باشي. ‎48‎ چون ام�ت ها اين را شنيدند ، شاد خاطر شده ، كلام خداوند را تمجيد نمودند و آناني كه براي حيات جاوداني مقر�ر بودند ايمان آوردند.
‎49‎ و كلام خدا در تمام آن نواحي منتشر گشت. ‎50‎ ام�ا يهوديان چند زن ديندار و متش ّخص و اكابر شهر را بشورانيدند و ايشان را به زحمت رسانيدن بر پولس و برنابا تحريض نموده ، ايشان را از حدود خود بيرون كردند.
‎14‎
‎51‎ و ايشان را خاك پايهاي خود را بر ايشان افشانده ، به ايقونيه آمدند.
‎52‎ و شاگردان پر از خوشي و روح القدس گرديدند.
1 ا �ما در ايقونيه ، ايشان با هم به كنيسة يهود درآمده ، به نوعي سخن گفتند كه جمعي كثير از يهود و يونانيان ايمان آوردند. 2 ليكن يهوديان بي ايمان دلهاي ام�ت ها را اغوا نمودند و با برداران بدانديش ساختند.
3 پس مد�ت مديدي توقف نموده ، به نام خداوندي كه به كلام في ِض خود شهادت مي داد ، به دليري سخن مي گفتند و آيات و معجزات عطا مي كرد كه از دست ايشان ظاهر شود.
4 و مردم شهر دو فرقه شدند ، گروهي همدستان يهود و جمعي با رسولان بودند. 5 و چون ام�ت ها و يهود با رؤساي خود بر ايشان هجوم مي آوردند تا ايشان را افتضاح نموده ، سنگسار كنند ،
6 آگاهي يافته ، به سوي ل�س�تره و د�ربه ، شهرهاي ليكاؤنيه و ديار آن نواحي فرار كردند.
7 و در آنجا بشارت مي دادند.
8 و در ل�ستره مردي نشسته بود كه پايهايش بي حركت بود و از شكم مادر ، لنگ متو ّلد شده ، هرگز راه نرفته بود. 9 چون او سخن پو ُلس را مي شنيد ، او بر وي نيك نگريسته ، ديد كه ايمان شفا يافتن را دارد.
‎10‎ پس به آواز بلند بدو گفت: بر پايهاي خود راست بايست! كه در ساعت برجسته ، خرامان گرديد.
‎11‎ ام�ا خلق چون اين عمل پولس را ديدن ، صداي خود را به زبان ليكاؤنيه بلند كرده ، گفتند: خدايان به صورت انسان نزد ما نازل شده اند.
‎12‎ پس برنابا را مشتري و پولس را عطارد خواندند زيرا كه او در سخن گفتن مقد�م بود.
‎878‎