جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب مقدّس؛ عهد عتیق؛ کامل | Page 831

‎26‎ پس چون نتوانستند او را به سخني در نظر مردم ملزم سازند ، از جواب او در عجب شده ، ساكت ماندند.
‎27‎ و بعضي از صد�وقيان كه منكر قيامت هستند ، پيش آمده ، از وي سؤال كرده ،
‎28‎ گفتند: اي استاد ، موسي براي ما نوشته است كه اگر كسي را برادري كه زن داشته باشد بميرد و بي اولاد فوت شود ، بايد برادرش آن زن را بگيرد تا براي برادر خود نسلي آورد.
‎29‎ پس هفت برادر بودند كه او�لي زني گرفته ، اولاد ناآورده ، فوت شد. ‎30‎ بعد دو�مين آن زن را گرفته ، او نيز بي اولاد بمرد.
‎31‎ پس سومين او را رگفت و همچنين تا هفتمين و همه فرزند ناآورده ، مردند.
‎32‎ و بعد از همه ، آن زن نيز وفات يافت.
‎33‎ پس در قيامت ، زن كدام يك از ايشان خواهد بود ، زيرا كه هر هفت او را داشتند ؟ ‎34‎ عيسي در جواب ايشان گفت: ابناي اين عالم نكاح مي كنند و نكاح كرده مي شوند. ‎35‎ ليكن آناني كه مستح�ق رسيدن به آن عالم و قيامت مردگان شوند ، نه نكاح مي كنند و نه نكاح كرده مي شوند.
‎36‎ زيرا ممكن نيست كه ديگر بميرند از آن جهت مانند فرشتگان و پسران خدا مي باشند ، چونكه پسران قيامت هستند. ‎37‎ و ام�ا اينكه مردگان برمي خيزند ، موسي نيز در ذكر بوته نشان داد ، چنانكه خداوند را خداي ابراهيم و خداي اسحاق و خداي يعقوب خواند.
‎38‎ و حال آنكه خداي مردگان نيست بلكه خداي زندگان است. زيرا همه نزد او زنده هستند.
‎39‎ پس بعضي كاتبان در جواب گفتند: اي استاد ، نيكو گفتي. ‎40‎ و بعد از اين هيچ كس جرأت نداشت از وي سؤالي كند.
‎41‎ پس به ايشان گفت: چگونه مي گويند كه مسيح پسر داود است
‎42‎ و خود داود در كتاب زبور مي گويد ، خداوند به خداوند من گفت به دست راست من بنشين
‎43‎ تا دشمنان تو را پاي انداز تو سازم ؟
‎21‎
‎44‎ پس چون داود او را خداوند مي خواند ، چگونه پسر او مي باشد ؟
‎45‎ و چون تمامي قوم مي شنيدند ، به شاگردان خود گفت:
‎46‎ بپرهيزيد از كاتباني كه خراميدن در لباس دراز را مي پسندند و سلام در بازارها و صدر كنايس و بالا نشستن در ضيافتها را دوست مي دارند.
‎47‎ و خانه هاي بيوه زنان را مي بلعند و نماز را به رياكاري طول ميدهند. اينها عذاب شديدتر خواهند يافت.
1 و نظر كرده ، دولتمنداني را ديد كه هداياي خود را در بيت المال مي اندازند.
2 و بيوه زني فقير را ديد كه دو فلس در آنجا انداخت.
3 پس گفت: هر آينه به شما مي گويم اين بيوة فقير از جميع آنها بيشتر انداخت. 4 زيرا كه همة ايشان زيادتي خود در هداياي خدا انداختند ، ليكن اين زن از احتياج خود تمامي معيشت خود را انداخت. 5 و چون بعضي ذكر هيكل مي كردند كه به سنگهاي خوب و هدايا آراسته شده ، گفت:
6 اي�امي مي آيد كه از اين چيزهايي كه مي بينيد ، سنگي بر سنگي گذارده نشود ، مگر اينكه به زير افكنده خواهد شد. 7 و از او سؤال نموده ، گفتند: اي استاد پس اين امور كي واقع مي شود و علامت نزديك شدن اين وقايع چيست ؟
8 گفت: احتياط كنيد كه گمراه نشويد.
زيرا كه بسا به نام من آمده خواهند گفت كه من هستم و وقت نزديك است. پس از عقب ايشان مرويد. 9 و چون اخبار جنگها و فسادها را بشنويد ، مضطرب مشويد زيرا كه وقوع اين امور ا �ول ضرور است ليكن انتها در ساعت نيست.
‎10‎ پس به ايشان گفت: قومي با قومي و مملكتي با مملكتي مقاومت خواهند كرد.
‎11‎ و زلزله هاي عظيم در جايها و قحطيها و وباها پديد و چيزهاي هولناك و علامات بزرگ از آسمان ظاهر خواهد شد.
‎12‎ و قبل از اين همه ، بر شما دست اندازي خواهند كرد و جفا نموده ، شما را به كنايس و زندانها خواهند سپرد و در حضور سلاطين و ح ّكام بجهت نام من خواهند برد.
‎13‎ و اين براي شما به شهادت خواهد انجاميد. ‎14‎ پس در دلهاي خود قرار دهيد كه براي حج�ت آوردن ، پيشتر انديشه نكنيد ،
‎15‎ زيرا كه من به شما زباني و حكمتي خواهم داد كه همة دشمنان شما با آن مقاومت و مباحثه نتوانند نمود.
‎16‎ و شما را والدين و برادران و خويشان و دوستان تسليم خواهند كرد و بعضي از شما را به قتل خواهند رسانيد. ‎17‎ و جميع مردم به جهت نام من شما را نفرت خواهند كرد.
‎18‎ ولكن مويي از سر شما گ ُم نخواهد شد.
‎19‎ جانهاي خود را به صبر دريابيد.
‎834‎