جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب مقدّس؛ عهد عتیق؛ کامل | Seite 806

كنيد.
6 او بديشان گفت: ترسان مباشيد! عيسي ناصري را مصلوب مي طلبيد ؟ او برخاسته است! در اينجا نيست. آن موضعي را كه او نهاده بودند ، ملاحظه
7 ليكن رفته ، شاگردان او و پطرس را ا ّطلاع دهيد كه پيش از شما به جليل مي رود. او را در آنجا خواهيد ديد ، چنانچه به شما فرموده بود. 8 پس بزودي بيرون شده از قبر گريختند زيرا لرزه و حيرت ايشان گرفته بود و به كسي نگفتند زيرا مي ترسيدند.
9 و صبحگاهان ، روز او�ل هفته چون برخاسته بود ، نخستين به مريم مجدلي�ه كه از او هفت ديو بيرون كرده بود ظاهر شد.
‎10‎ و او رفته اصحاب او را كه گريه و ماتم مي كردند خبر داد.
‎11‎ و ايشان چون شنيدند كه زنده گشته و بدو ظاهر شده بود ، باور نكردند.
‎12‎ و بعد از آن به صورت ديگر به دو نفر از ايشان در هنگامي كه به دهات مي رفتند ، هويدا گرديد.
‎13‎ ايشان رفته ، ديگران را خبر دادند ، ليكن ايشان را تصديق ننمودند. ‎14‎ و بعد از آن بدان يازده هنگامي كه به غذا نشسته بودند ظاهر شد و ايشان را به سبب بي ايماني و سخت دلي ايشان توبيخ نمود زيرا به آناني كه او را برخاسته ديده بودند ، تصديق ننمودند.
‎15‎ پس بديشان گفت: در تمام عالم برويد و جميع خلايق را به انجيل موعظه كنيد.
‎16‎ هر كه ايمان آورده ، تعميد يابد نجات يابد و ام�ا هر كه ايمان نياورد بر او حكم خواهد شد.
‎17‎ و اين آيات همراه ايمانداران خواهد بود كه به نام من ديوها را بيرون كنند و به زبانهاي تازه حرف زنند ‎18‎ و مارها را بردارند و اگر زهر قاتلي بخورند ، ضرري بديشان نرساند و هرگاه دستها بر مريضان گذارند ، شفا خواهند يافت.
‎19‎ و خداوند بعد از آنكه به ايشان سخن گفته بود ، به سوي آسمان مرتفع شده ، به دست راست خدا بنشست. ‎20‎ و ايشان بيرون رفته ، در هر جا موعظه مي كردند و خداوند با ايشان كار مي كرد و به آياتي كه همراه ايشان مي بود ، كلام را ثابت مي گردانيد.
‎809‎