كنيد.
6 او بديشان گفت: ترسان مباشيد! عيسي ناصري را مصلوب مي طلبيد ؟ او برخاسته است! در اينجا نيست. آن موضعي را كه او نهاده بودند ، ملاحظه
7 ليكن رفته ، شاگردان او و پطرس را ا ّطلاع دهيد كه پيش از شما به جليل مي رود. او را در آنجا خواهيد ديد ، چنانچه به شما فرموده بود. 8 پس بزودي بيرون شده از قبر گريختند زيرا لرزه و حيرت ايشان گرفته بود و به كسي نگفتند زيرا مي ترسيدند.
9 و صبحگاهان ، روز او�ل هفته چون برخاسته بود ، نخستين به مريم مجدلي�ه كه از او هفت ديو بيرون كرده بود ظاهر شد.
10 و او رفته اصحاب او را كه گريه و ماتم مي كردند خبر داد.
11 و ايشان چون شنيدند كه زنده گشته و بدو ظاهر شده بود ، باور نكردند.
12 و بعد از آن به صورت ديگر به دو نفر از ايشان در هنگامي كه به دهات مي رفتند ، هويدا گرديد.
13 ايشان رفته ، ديگران را خبر دادند ، ليكن ايشان را تصديق ننمودند. 14 و بعد از آن بدان يازده هنگامي كه به غذا نشسته بودند ظاهر شد و ايشان را به سبب بي ايماني و سخت دلي ايشان توبيخ نمود زيرا به آناني كه او را برخاسته ديده بودند ، تصديق ننمودند.
15 پس بديشان گفت: در تمام عالم برويد و جميع خلايق را به انجيل موعظه كنيد.
16 هر كه ايمان آورده ، تعميد يابد نجات يابد و ام�ا هر كه ايمان نياورد بر او حكم خواهد شد.
17 و اين آيات همراه ايمانداران خواهد بود كه به نام من ديوها را بيرون كنند و به زبانهاي تازه حرف زنند 18 و مارها را بردارند و اگر زهر قاتلي بخورند ، ضرري بديشان نرساند و هرگاه دستها بر مريضان گذارند ، شفا خواهند يافت.
19 و خداوند بعد از آنكه به ايشان سخن گفته بود ، به سوي آسمان مرتفع شده ، به دست راست خدا بنشست. 20 و ايشان بيرون رفته ، در هر جا موعظه مي كردند و خداوند با ايشان كار مي كرد و به آياتي كه همراه ايشان مي بود ، كلام را ثابت مي گردانيد.
809