جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب مقدّس؛ عهد عتیق؛ کامل | Page 771

‎31‎ از اين رو ، شما را مي گويم هر نوع گناه و كفر از انسان آمرزيده مي شود ، ليكن كفر به روح القدس از انسان عفو نخواهد شد.
‎32‎ و هر كه برخلاف پسر انسان سخني گويد ، در اين عالم و در عالم آينده ، هرگز آمرزيده نخواهد شد.
‎33‎ يا درخت را نيكو گردانيد و ميوه اش را نيكو ، يا درخت را فاسد سازيد و ميوه اش را فاسد ، زيرا كه درخت از ميوه اش شناخته مي شود. ‎34‎ اي افعي زادگان ، چگونه مي توانيد سخن نيكو گفت و حال آنكه بد هستيد زيرا كه زبان از زيادتي دل سخن مي گويد. ‎35‎ مرد نيكو از خزانة نيكوي دل خود ، چيزهاي خوب برميآورد و مرد بد از خزانة بد ، چيزهاي بد بيرون مي آورد.
‎36‎ ليكن به شما مي گويم كه هر سخن باطل كه مردم گويند ، حساب آن را در روز داوري خواهند داد.
‎37‎ زيرا كه از سخنان خود عادل شمرده خواهي شد و از سخنهاي تو بر تو حكم خواهد شد ‏).‏ ‎38‎ آنگاه بعضي از كاتبان و فريسيان در جواب او گفتند: اي استاد مي خواهيم از تو آيتي ببينيم.
‎39‎ او در جواب ايشان گفت: فرقة شرير و زناكار آيتي مي طلبند و بديشان جز آيت يونس نبي داده نخواهد شد. ‎40‎ زيرا همچنانكه يونس سه شبانه روز در شكم ماهي ماند ، پسر انسان نيز سه شبانه روز در شكم زمين خواهد بود.
‎41‎ مردمان ن ِين َوا در روز داوري با اين طايفه برخاسته ، بر ايشان حكم خواهند كرد زيرا كه به موعظة يونس توبه كردند و اينك بزرگتري از يونس در اينجا است.
‎42‎ م�ل� َكة جنوب در روز داوري با اين فرقه برخاسته ، بر ايشان حكم خواهد كرد زيرا كه از اقصاي زمين آمد تا حكمت سليمان را بشنود ، و اينك شخصي بزرگتر از سليمان اينجاست.
‎13‎
‎43‎ و وقتي روح پليد از آدمي بيرون آيد ، در طلب راحت به جايهاي بي آب گردش مي كند و نمي يابد. ‎44‎ پي مي گويد به خانة خود كه از آن بيرون آمدم برمي گردم ، و چون آيد ، آن را خالي و جاروب شده و آراسته مي بيند.
‎45‎ آنگاه مي رود و هفت روح ديگر بدتر از خود را برداشته ، مي آورد و داخل گشته ، ساكن آنجا مي شوند و انجام آن شخص بدتر از آغازش مي شود. همچنين به اين فرقة شرير خواهد شد ‏).‏
‎46‎ او با آن جماعت هنوز سخن مي گفت كه ناگاه مادرش و برادرانش در طلب گفتگوي وي بيرون ايستاده بودند. ‎47‎ و شخصي وي را گفت: اينك مادر تو و برادرانت بيرون ايستاده ، مي خواهند با تو سخن گويند.
‎48‎ در جواب قايل گفت: كيست مادر من و برادرانم كيايند ؟
‎49‎ و دست خود را بسوي شاگردان خود دراز كرده ، گفت: اينانند مادر من و برادرانم. ‎50‎ زيرا هر كه ارادة پدر مرا كه در آسمان است بجا آو�ر�د ، همان برادر و خواهر و مادر من است.
1 و در همان روز ، عيسي از خانه بيرون آمده ، به كنارة دريا نشست 2 و گروهي بسيار بر وي جمع آمدند ، بقسمي كه او به كشتي سوار شده ، قرار گرفت و تمامي آن گروه بر ساحل ايستادند ؛
3 و معاني بسيار به م� َثلها براي ايشان گفت: وقتي برزگري بجهت پاشيدن� تخم بيرون شد. 4 و چون تخم مي پاشيد ، قدري در راه افتاد و م�رغان آمده ، آن را خوردند.
5 و بعضي بر سنگلاخ جايي كه خاك زياد نداشت افتاده ، بزودي سبز شد ، چونكه زمين عمق نداشت ، 6 و چون آفتاب برآمد بسوخت و چون ريشه نداشت خشكيد.
7 و بعضي در ميان خارها ريخته شد و خارها نم�و كرده ، آن را خفه نمود.
8 و برخي در زمين نيكو كاشته شده ، بار آورد ، بعضي صد و بعضي شصت و بعضي سي. 9 هر كه گوش شنوا دارد بشنود.
‎10‎ آنگاه شاگردانش مآمده ، به وي گفتند: از چه جهت با اينها به مثلها سخن مي راني ؟
‎11‎ در جواب ايشان گفت: دانستن اسرار ملكوت آسمان به شما عطا شده است ، ليكن بديشان عطا نشده ،
‎12‎ زيرا هركه دارد بدو داده شود و افزوني يابد. ام�ا كسي كه ندارد آنچه دارد هم از او گرفته خواهد شد.
‎13‎ از اين جهت با اينها به م� َثلها سخن مي گويم كه نگرانند و نمي بينند و شنوا هستند و نمي شنوند و نمي فهمند. ‎14‎ و در ح ق� ايشان نبو�ت اشعيا تمام مي شود كه مي گويد:? به سمع خواهيد شنيد و نخواهيد فهميد و نظر كرده ، خواهيد نگريست و نخواهيد ديد. ‎15‎ زيرا قلب اين قوم سنگين شده و به گوشها به سنگيني شنيده اند و چشمان خود را بر هم نهاده اند ، مبادا چشم ها ببينند و به گوش ها بشنوند و به دل ها بفهمند و بازگشت كنند و من ايشان را شفا دهم.
‎16‎ ليكن خوشابحال چشمان شما زيرا كه مي بينند و گوشهاي شما زيراكه مي شنوند
‎17‎ زيرا هر آينه به شما مي گويم بسا انبيا و عادلان خواستند آنچه شما مي بينيد ، ببينند و نديده اند و آنچه مي شنويد ، بشنوند و نشنيدند. ‎18‎ پس شما م�ث َل برزگر را بشنويد.
‎19‎ كسي كه كلمة ملكوت را شنيده ، آن را نفهميد شرير مي آيد و آنچه در دل او كاشته شده است مي ربايد ، همان است آنكه در راه كاشته شده است.
‎774‎