جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب مقدّس؛ عهد عتیق؛ کامل | Page 765

5 و چون عبادت كني ، مانند رياكاران مباش زيرا خوش دارند كه در كنايس و گوشه هاي كوچه ايستاده نماز گذارند تا مردم ايشان را ببينند. هر آينه به شما مي گويم اجر خود را تحصيل نموده اند.
6 ليكن تو چون عبادت كني ، به حجرة خود داخل شو و در را بسته ، پدر خود را كه در نهان است عبادت نما ؛ و پدر نهان بي ِن تو ، تو را آشكار جزا خواهد داد. 7
و چون عبادت كنيد ، مانند ام�تها تكرار باطل مكنيد زيرا ايشان گمان مي برند كه به سبب زياد گفتن مستجاب مي شوند. 8 پس مثل ايشان مباشيد زيرا كه پدر شما حاجات را مي داند پيش از آنكه از او سؤال كنيد. 9 پس شما اينطور دعا كنيد: اي پدر ما كه در آسماني ، نام تو مقد�س باد.
‎10‎ ملكوت تو بيايد. ارادة توچنانكه در آسمان است ، بر زمين نيز كرده شود.
‎11‎ نان كفاف ما را امروز به ما بده.
‎12‎ و قرض هاي ما را ببخش چنانكه ما نيز قرضداران خود را مي بخشيم.
‎13‎ و ما را در آزمايش مياور ، بلكه از شرير رهايي ده. زيرا ملكوت و قو�ت و جلال تا ابدالآباد از آن توست ، آمين ‎14‎ زيرا هرگاه تقصيرات مردم را بديشان بيامرزيد ، پدر آسماني شما ، شما را نيز خواهد آمرزيد. ‎15‎ ام�ا اگر تقصيرهاي مردم را نيامرزيد ، پدر شما هم تقصيرهاي شما را نخواهد آمرزيد.
‎16‎ ام�ا چون روزه داريد ، مانند رياكاران ترشرو مباشيد زيرا كه صورت خويش را تغيير مي دهند تا در نظر مردم روزه دار نمايند. هر آينه به شما مي گويم اجر خود را يافته اند.
‎24‎
‎17‎ ليكن تو چون روزه داري ، سر خود را تدهين كن و روي خود را بشوي
‎18‎ تا در نظر مردم روزه دار ننمايي ، بلكه در حضور پدرت كه در نهان است ؛ و پدر نهان بي ِن تو ، تو را آشكار جزا خواهد داد.
‎19‎ گنجها براي خود بر زمين نيندوزيد ، جايي كه بيد و زنگ زيان مي رساند و جايي كه دزدان َن ْقب مي زنند و دزدي مي نمايند. ‎20‎ بلكه گنجها بجهت خود در آسمان بيندوزيد ، جايي كه بيد و زنگ زيان نمي رساند و جايي كه دزدان نقب نمي زنند و دزدي نمي كنند.
‎21‎ زيرا هر جا گنج تو است ، دل تو نيز در آنجا خواهد بود.
‎22‎ چراغ بدن چشم است ؛ پس هرگاه چشمت بسيط باشد تمام بدنت روشن ب� ِود ؛
‎23‎ ام�ا اگر چشم تو فاسد است ، تمام جسمت تاريك مي باشد. پس اگر نوري كه در توست ظلمت باشد ، چه ظلمت عظيمي است!
هيچ كس دو آقا را خدمت نمي توان كرد ، زيرا يا از يكي نفرت دارد و با ديگري محب�ت ، و يا به يكي مي چسبد و ديگر را حقير مي شمارد. محال
است كه خدا و مم�ونا را خدمت كنيد. ‎25‎
7
بنابراين به شما مي گويم ، از بهر جان خود انديشه مكنيد كه چه خوريد يا چه آشاميد و براي بدن خود كه چه بپوشيد. آيا جان ، از خوراك و بدن از پوشاك بهتر نيست ؟
‎26‎ مرغان هوا را نظر كنيد كه نه مي كارند و نه ميدروند و نه در انبارها ذخيره مي كنند و پدر آسماني شما آنها را مي پروراند. آيا شما از آنها بمراتب بهتر نيستيد ،
‎27‎ و كيست از شما كه تفك ّر بتواند ذراعي بر قامت خود افزايد ؟
‎28‎ و براي لباس چرا مي انديشيد ؟ در سوسنهاي چمن تأمل كنيد ، چگونه نمو مي كنند! نه محنت مي كشند و نه مي ريسند! ‎29‎ ليكن به شما مي گويم سليمان هم با همة جلال خود چون يكي از آنها آراسته نشد. ‎30‎ پس اگر خدا علف صحرا را كه امروز هست و فردا در تنور افكنده مي شود چنين بپوشاند ، اي كم ايمانان آيا نه شما را از طريق او�لي ؟
‎31‎ پس انديشه مكنيد و مگوييد چه بخوريم يا چه بنوشيم يا چه بپوشيم.
‎32‎ زيرا كه در طلب جميع اين چيزها ام�ت ها مي باشند. ام�ا پدر آسماني شما مي داند كه بدين چيزها احتياج داريد.
‎33‎ ليكن او�ل ملكوت خدا و عدالت او را بطلبيد كه اين همه براي شما مزيد خواهد شد. ‎34‎ پس در انديشة فردا مباشيد زيرا فردا انديشة خود را خواهد كرد. بدي امروز براي امروز كافي است.
1 حكم مكنيد تا بر شما حكم نشود.
2 زيرا بدان طريقي كه حكم كنيد بر شما نيز حكم خواهد شد و بدان پيمانه اي كه بپيماييد براي شما خواهند پيمود.
3 و چون است كه خس را در چشم برادر خود مي بيني و چوبي را كه در چشم خود داري نمي يابي ؟ 4 يا چگونه به برادر خود مي گويي? اجازه ده تا خس را از چشمت بيرون كنم? و اينك چوب در چشم تو است ؟ 5 اي رياكار ، او�ل چوب را از چشم خود بيرون كن ، آنگاه نيك خواهي ديد تا خس را از چشم برادرت بيرون كني!
6 آنچه مقد�س است ، به سگان مدهيد و نه مرواريدهاي خود را پيش گرازان اندازيد ، مبادا آنها را پايمال كنند و برگشته ، شما را بدرند ‏).‏ 7 سؤال كنيد كه به شما داده خواهد شد ، بطلبيد كه خواهيد يافت ؛ بكوبيد كه براي شما باز كرده خواهد شد.
‎768‎