جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب مقدّس؛ عهد عتیق؛ کامل | Seite 729

‎16‎ بنابراين ، خداوند ي�ه�و�ه خداي لشكرها چنين مي گويد: در همة چهار سوها نوحه گري خواهد بود و در همة كوچه ها واي واي خواهند گفت و ف ّلاحان را براي ماتم و آناني را كه مرثيه خواني آموخته شده اند ، براي نوحه گري خواهند خواند.
‎17‎ و در همة تاكستانها نوحه گري خواهد بود ، زيرا خداوند مي گويد كه من درميان تو عبور خواهم كرد. ‎18‎ واي بر شما كه مشتاق روز خداوند مي باشيد. روز خداوند براي شما چه خواهد بود ؟ تاريكي و نه روشنايي!
‎19‎ مثل كسي كه از شيري فرار كند و خرسي بدو برخورد ، يا كسي كه به خانه داخل شده ، دست خود را بر ديوار بنهد و ماري او را بگزد. ‎20‎ آيا روز خداوند تاريكي نخواهد بود و نه روشنايي و ظلمت غليظي كه در آن هيچ درخشندگي نباشد ؟
‎21‎ من از عيدهاي شما نفرت و كراهت دارم و عطر محفل هاي م ّقدس شما را استشمام نخواهم كرد.
‎22‎ و اگرچه قرباني هاي سوختني و هداياي آردي خود را براي من بگذرانيد ، آن را قبول نخواهم كرد و ذبايح سلامتي پرواريهاي شما را منظور نخواهم داشت.
6
‎23‎ آهنگ سرودهاي نغمة بر بطهاي تو را گوش نخواهم كرد. ‎24‎ و انصاف مثل آب و عدالت مانند نهر دايمي جاري بشود. ‎25‎ اي خاندان اسرائيل آيا شما قرباني ها و هدايا براي من مدت چهل سال در بيابان گذرانيديد ؟
‎26‎ ني بلكه خيمة م�لكوم خود و تمثال اصنام خويش و كوكب خدايان خود را كه به جهت خويشتن ساخته بوديد برداشتيد. ‎27‎ پس ي�ه�و�ه كه نام او خداي لشكرها مي باشد ، مي فرمايد كه من شما را به آن طرف دمشق جلاي وطن خواهم ساخت.
1 واي بر آناني كه در صهيون ايمن و در كوهستان سامره مطمئن هستند كه ن ُق َباي ام�ت هاي او�لي كه خاندان اسرائيل نزد آنها آمدند ، مي باشند.
2 به َك ْل َنه عبور كنيد و ملاحظه نماييد و از آنجا به حمات بزرگ برويد و به ج� ِّت فلسطينيان فرود آييد ؛ آيا آنها از اين ممالك نيكوتر است يا حدود ايشان از حدود شما بزرگتر ؟
3 شما كه روز بلا را دور مي كنيد و م�س� َند ظلم را نزديك مي آوريد. 4 كه بر تختهاي عاج مي خوابيد و بر بسترهاي دراز مي شويد و بره ها را از گله و گوساله را از ميان حظيره ها مي خوريد.
5 كه با نغمة بربط مي سراييد و آلات موسيقي را مثل داود براي خود اختراع مي كنيد. 6 شراب را از كاسه ها مي نوشيد و خويشتن را به بهترين عطريات تدهين مي نماييد ، اما به جهت مصيبت يوسف غمگين نمي شويد.
7 بنابراين ايشان الآن با اسيران اول به اسيري خواهند رفت و صداي عيش كنندگان دور خواند شد.
8 خداوند ي�ه�و�ه به ذات خود قسم خورده و ي�ه�و�ه خداي شكرها فرموده است كه من از حشمت يعقوب نفرت دارم و قصرهايش نزد من مكروه است. پس شهر را با هرچه در آن است تسليم خواهم نمود.
9 و اگر ده نفر در يك شهر باقي مانده باشند ايشان خواهند مرد.
‎10‎ و چون خويشاوندان و دفن كنندگان كسي را بردارند تا استخوانها را از خانه بيرون برند آنگاه به كسي كه در اندرون خانه باشد خواهند گفت: آيا ديگري نزد تو هست ؟ او جواب داد كه نيست. پس خواهند گفت: ساكت باش زيرا نام ي�ه�و�ه نبايد ذكر شود.
‎11‎ زيرا اينك خداوند امر مي فرمايد و خانة بزرگ به خرابيها وخانة كوچك به شكافها تلف مي شود.
‎12‎ آيا اسبان بر صخره مي دوند يا آن را با گاوان شيار مي كنند ؟ زيرا كه شما انصاف را به حنضل و ثمرة عدالت را به افسنتين مبد�ل ساخته ايد.
‎13‎ و به ناچيز شادي مي كنيد و مي گوييد آيا با قو�ت خويش شاخها براي خود پيدا نكرديم ؟ ‎14‎ زيرا ي�ه�و�ه خداي لشكرها مي گويد: اينك اي خاندان اسرائيل من به ضد شما ام�تي برمي انگيزانم كه شما را از مدخل حمات تا نهر ع�ر�ب�ه به تنگ خواهند آورد.
7
بود.
1 خداوند ي�ه�و�ه به من چنين نمودار ساخت كه اينك در ابتداي روييدن حاص ِل ر� ِش دو�م ملخها آفريد و هان حاصل ر� ِش دو�م بعد از چيدن پادشاه
2 و چون تمامي گياه زمين را خورده بودند ، گفتم: اي خداوند ي�ه�و�ه مستدعي آنكه عفو فرمايي! چگونه يعقوب برخيزد چونكه كوچك است ؟
3 و خداوند از اين پشيمان شد و خداوند گفت: نخواهد شد.
‎732‎