جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب مقدّس؛ عهد عتیق؛ کامل | Page 650

‎24‎ و رئيس جلادان ، سرايا رئيس كهنه ، و َص َفنياي كاهن دوم و سه مستحفظ در را گرفت.
‎25‎ و سرداري را كه بر مردان جنگي گماشته شده بود و هفت نفر از آناني را كه روي پادشاه را مي ديدند و در شهر يافت مي شدند و كاتب سردار لشكر را كه اهل ولايت را سان مي ديد و شصت نفر از اهل زمين را كه در شهر يافت شدند ، از شهر گرفت.
‎26‎ و نبوزردان رئيس جلادان ايشان را برداشته ، نزد پادشاه بابل به ربله برد.
‎27‎ و پادشاه بابل ايشان را در ربله در زمين حمات زده ، به قتل رسانيد. پس يهودا از ولايت خود به اسيري رفتند. ‎28‎ و اين است گروهي كه نبوكدر ّصر به اسيري برد. در سال هفتم سه هزار و بيست و سه نفر از يهودا.
‎29‎ و در سال هجدهم نبوكدر ّصر هشتصد و سي و دو نفر از اورشليم به اسيري برد. ‎30‎ و در سال بيست و سوم نبوكدرص ّر نبوزردان رئيس جلادان هفتصد و چهل و پنج نفر از يهودا را به اسيري برد. پس جملة كسان چهار هزار و ششصد نفر بودند.
‎31‎ و در روز بيست و پنجم ماه دوازدهم از سال سي و هفتم اسيري يهوياقيم پادشاه يهودا ، واقع شد كه َاويل مرودك پادشاه بابل در سال اول سلطنت خود سر يهوياقيم پادشاه يهودا را از زندان برافراشت.
‎32‎ و با اوسخنان دلاويز گفت و كرسي او بالاتر از كرسيهاي ساير پادشاهاني كه با او در بابل بودند گذاشت.
‎33‎ و لباس زنداني او را تبديل نمود و او در تمامي روزهاي عمرش هميشه نزد وي نان مي خورد. ‎34‎ و براي معيشت او وظيفة دائمي يعني قسمت هر روز در روزش در تمامي اي�آم عمرش تا روز وفاتش از جانب پادشاه بابل به او داده مي شد.
‎653‎