جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب مقدّس؛ عهد عتیق؛ کامل | Page 644

3 اي حبشون ولوله كن ، زيراكه عاي خراب شده است. اي دهات ر�ب�ه فرياد برآوريد و پلاس پوشيده ، ماتم گيريد و بر حصارهايش گردش نماييد. زيراكه م� ْل كم با كاهنان و سروران خود با هم به اسيري مي روند.
آمد ؟
4 اي دختر مرت ّد چرا از واديها يعني واديهاي برومند خود فخر مي نمايي ؟ اي تو كه به خزاين خود توكل ّ مي نمايي) و مي گويي( كيست كه نزد من تواند
5 اينك خداوند يهوه صبايوت مي گويد: » من از جميع مجاورانت خوف بر تو خواهم آورد و هر يكي از شما پيش روي خود پراكنده خواهد شد و كسي نخواهد بود كه پراكندگان را جمع نمايد.
6 ليكن خداوند مي گويد: بعد از اين اسيران بني عم�ون را باز خواهم آورد ‏.»‏
است ؟
7 دربارة ادوم يهوه صبايوت چنين مي گويد: » آيا ديگر حكمت در تيمان نيست ؟ و آيا مشورت از فهيمان زايل شده است و حكمت ايشان نابود گرديده
8 اي ساكنان �ددان بگريزيد و روتافته در جايهاي عميق ساكن شويد زيراكه بلاي عيسو و زمان عقوبت وي را بر او خواهم آورد.
9 اگر انگور چينان نزد تو آيند ، آيا بعضي خوشه ها را نمي گذارند ؟ و اگر دزدان در شب) آيند( آيا به قدر كفايت غارت نمي نمايند ؟
‎10‎ اما من عيسو را برهنه ساخته و جايهاي مخفي او را مكشوف گردانيده ام كه خويشتن را نتواند پنهان كرد. ذري�ت او و برادران و همسايگانش هلاك شده اند و خودش نابود گرديده است.
‎11‎ يتيمان خود را ترك كن و من ايشان را زنده نگاه خواهم داشت و بيوه زنانت بر من توكل بنمايند.
‎12‎ زيرا خداوند چنين مي گويد: اينك آناني كه رسم ايشان نبود كه اين جام را بنوشند ، البته خواهند نوشيد و آيا تو بي سزا خواهي ماند ؟ بي سزا نخواهي ماند بلكه خواهي نوشيد.
گشت
‎13‎ زيرا خداوند مي گويد به ذات خودم قسم مي خورم كه ب� ْصر�ه مورد دهشت و عار و خرابي و لعنت خواهد شد و جميع شهرهايش خرابة ابدي خواهد
‎14‎ و از جانب خداوند خبري شنيدم كه رسولي نزد ام�ت ها فرستاده شده ، مي گويد: جمع شويد و بر او هجوم آوريد و براي جنگ آوريد و براي جنگ برخيزيد!
‎15‎ زيراكه هان من تو را كوچكترين ام�ت و درميان مردم خوار خواهم گردانيد.
‎16‎ اي كه در شكافهاي صخره ساكن هستي و بلندي تل ّها را گرفته اي ، هيبت تو و تكب�ر دلت تو را فريب داده است. اگرچه مثل عقاب آشيانة خود را بلند بسازي ، خداوند مي گويد كه من تو را از آنجا فرود خواهم آورد.
‎17‎ و ادوم مح�ل تعج�ب خواهد گشت به حدي كه هركه از آن عبور نمايد متحي�ر شده ، به سبب همة صدماتش صفير خواهد زد.
‎18‎ خداوند مي گويد: چنانكه س�دوم و ع�موره و شهرهاي مجاور آنها واژگون شده است ، همچنان كسي در آنجا ساكن نخواهد شد و احدي از بني آدم در آن مأوا نخواهد گزيد.
‎19‎ اينك او مثل شير از طغيان اردن به آن مسكن منبع برخواهد آمد ، زيرا كه من وي را در لحظه اي از آنجا خواهم راند. و كيست كه مثل من باشد و كيست آن برگزيده اي كه او را بر آن بگمارم ؟ زيرا كيست كه مثل من باشد و كيست كه مرا به محاكمه بياورد و كيست آن شباني كه به حضور من تواند ايستاد ؟»‏
‎20‎ بنابراين مشورت خداوند را كه دربارة ادوم نموده است و تقديرهاي او را كه دربارة ساكنان تيمان فرموده است بشنويد. البته ايشان صغيران گله را خواهد ربود و هر آينه مسكن ايشان خراب خواهد ساخت.
‎21‎ از صداي افتادن ايشان زمين متزلزل گرديد و آواز فرياد ايشان تا به بحر قلزم مسموع شد.
‎22‎ اينك او مثل عقاب برآمده ، پرواز مي كند و بالهاي خويش را بر بصره پهن مي نمايد و دل شجاعان ادوم در آن روز مثل دل زني كه درد زه داشته باشد خواهد شد.
‎23‎ دربارة دمشق: » حمات و ا َر�فاد خجل گرديده اند زيرا كه خبر بد شنيده ، گداخته شده اند. بر دريا اضطراب است و نمي تواند آرام شود. ‎24‎ دمشق ضعيف شده ، رو به فرار نهاده و لرزه او را درگرفته است. آلام و درد ها او را مثل زني كه مي زايد گرفته است.
‎25‎ چگونه شهر نامور و قرية ابتهاج من متروك نشده است ؟
‎26‎ لهذا يهوه صبايوت مي گويد: جوانان او در كوچه هايش خواهند افتاد و همة مردان جنگي او در آن روز هلاك خواهند شد. ‎27‎ و من آتش در حصارهاي دمشق خواهم افروخت و قصرهاي ِبنهد د� را خواهد سوزانيد ‏.»‏
‎28‎ دربارة قيدار و ممالك حاصور كه َنبو َك د�نصر� پادشاه بابل آنها را مغلوب ساخت. خداوند چنين مي گويد: » برخيزيد و بر قيدار هجوم آوريد و بني مشرق را تاراج نماييد.
‎647‎