جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب مقدّس؛ عهد عتیق؛ کامل | Page 643

‎19‎ اي تو كه در عضرو�عير ساكن هستي به سر راه بايست و نگاه كن و از فراريان و ناجيان بپرس و بگو كه چه شده است ؟ ‎20‎ موآب خجل شده ، زيراكه شكست يافته است پس ولوله و فرياد برآوريد. در ا َر�نون اخبار نماييد كه موآب هلاك گشته است.
‎21‎ و داوري بر ز مي ِن همواري رسيده است. بر ح�و ُلو ن� و يضه� َصه� و ميفاع� ْت ،
‎22‎ و بر ديب�ون و ن َب�و و ب�يت ْ د�ب� َلتا ِيم ،
‎23‎ و بر قريه تايم و بيت جا �مول و بيت م�ع�و ن� ، ‎24‎ و بر َقر�ي�وت و ب� ْصر�ه و بر تمامي شهرهاي بعيد و قري ِب زمين موآب.
‎25‎ خداوند مي گويد كه شاخ موآب بريده و بازويش شكسته شده است. ‎26‎ او را مست سازيد زيرا به ضد� خداوند تكب�ر مي نمايد. و موآب در قي خود غوطه مي خورد و او نيز مضحكه خواهد شد.
‎27‎ آيا اسرائيل براي تو مضحكه نبود ؟ و آيا او درميان دزدان يافت شده به حد�ي كه هر وقت كه دربارة او سخن مي گفتي سر خود را مي جنبانيدي ؟ ‎28‎ اي ساكنان موآب شهرها را ترك كرده ، در صخره ساكن شويد و مثل فاخته اي باشيد كه آشيانة خود را در كنار دهنة مغاره مي سازد.
‎29‎ غرور موآب و بسياري تكب�ر او را و عظمت و ُخي�لا و كبر و بلندي دل او را شنيديم. ‎30‎ خداوند مي گويد: خشم او را مي دانم كه هيچ است و فخرهاي او را كه از آنها هيچ برنمي آيد.
‎31‎ بنابراين براي موآب آب ولوله خواهم كرد و به جهت تمامي موآب فرياد برخواهم كرد و براي مردان قيس حار�س ماتم گرفته خواهد شد.
‎32‎ براي تو اي م� ِو س�بم�ه به گريه ي�ع�زير خواهم گريست. شاخه هاي تو از دريا گذشته بود و به درياچة يعزير رسيده ، بر ميوه ها و انگورهايت غارت كننده هجوم آورده است.
‎33‎ شادي و ابتهاج از بستانها و زمين موآب برداشته شد و شراب را از چرخشتها زايل ساختم و كسي آنها را به صداي شادماني به پا نخواهد فشرد. صداي شادماني نيست.
‎34‎ به فرياد حشبون آواز خود را با َا ْلعال ه و ياه�ص بلند كردند و از صوغر تا ح�و�رنايم ع�ج�لت َشليشي�ا ، زيرا كه آبهاي نمريم نيز خرابه شده است. ‎35‎ و خداوند مي گويد من آناني را كه مكان هاي بلند قرباني مي گذرانند و براي خدايان خود بخور مي سوزانند از موآب نابود خواهم گردانيد.
‎36‎ لهذا دل من به جهت موآب مثل ناي صدا مي كند و دل من به جهت مردان قير حارس مثل ناي صداي مي كند ، چونكه دولتي كه تحصيل نمودند تلف شده است.
‎37‎ و هر سر بي مو گشته و هر ريش تراشيده شده است و همة دستها خراشيده و بر هر كمر پلاس است.
‎38‎ بر همة پشت بامهاي موآب و در جميع كوچه هايش ماتم است زيرا خداوند مي گويد موآب را مثل ظرف ناپسند شكسته ام. ‎39‎ چگونه منهدم شده و ايشان چگونه ولوله مي كنند ؟ و موآب چگونه به رسوايي پشت داده است ؟ پس موآب براي جميع مجاوران خود مضحكه و باعث ترس شده است.
‎40‎ زيرا خداوند چنين مي گويد: او مثل عقاب پرواز خواهد كرد و بالهاي خويش را بر موآب پهن خواهد نمود.
‎41‎ شهرهايش گرفتار و قلعه هايش تسخير شده ، و دل شجاعان موآب در آن روز مثل دل زني كه درد زه داشته باشد خواهد شد.
‎42‎ و موآب خراب شده ديگر قوم نخواهد بود چونكه به ض ّد خداوند تكب�ر نموده است.
‎43‎ خداوند مي گويد: اي ساكن موآب خوف و حفره و دام پيش روي تو است. ‎44‎ آنكه از ترس بگريزد در حفره خواهد افتاد و آنكه از حفره برآيد گرفتار دام خواهد شد ، زيرا خداوند فرموده است كه سال عقوبت ايشان را بر ايشان يعني بر موآب خواهم آورد.
‎45‎ فراريان بي تاب شده ، در ساية حشبون ايستاده اند زيراكه آتش از ح� ْشبون و نار از ميان سي�حون بيرون آمده ، حدود موآب و فرق سر فتنه انگيزان را خواهد سوزانيد.
‎49‎
‎46‎ واي بر تو اي موآب! قوم كموش هلاك شده اند زيراكه پسرانت به اسيري و دخترانت به جلاي وطن گرفتار گرديده اند. ‎47‎ ليكن خداوند مي گويد كه در ايام آخر ، اسيران موآب را باز خواهم آورد. حكم دربارة موآب تا اينجاست.
1 دربارة بني عم�ون ، خداوند چنين مي گويد: آيا اسرائيل پسران ندارد و آيا او را وارثي نيست ؟ پس چرا م� ْلكم جاد را به تصر�ف آورده و قوم او در شهرهايش ساكن شده اند ؟
2 لهذا اينك خداوند مي گويد: اي�آمي مي آيد كه نعرة جنگ را در ر�ب�ة بني عمو�ن خواهم شنوانيد و ت ّل ويران خواهد گشت و دهانش به آتش سوخته خواهد شد و خداوند مي گويد كه اسرائيل مت ّصرفان خويش را به تصر�ف خواهد آورد.
‎646‎