جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب مقدّس؛ عهد عتیق؛ کامل | Page 632

7 هنگامي كه لشكر پادشاه بابل با اورشليم و با همة شهرهاي باقي يهودا يعني با لاكيش و ع� ِزي َق ه جنگ مي نمودند. زيرا كه اين دو شهر از شهرهاي حصاردار يهودا يعني با لاكيش و ع� ِزي َقه جنگ مي نمودند. زيرا كه اين دو شهر از شهرهاي حصاردار يهودا فقط باقي مانده بود.
8 كلامي كه از جانب خداوند بر ارميا نازل شد بعد از آنكه صدقي�ا پادشاه با تمامي قومي كه در اورشليم بودند عهد بست كه ايشان به آزادي ندا نمايند ،
9 تا هركس غلام عبراني خود و هركس كنيز عبراني�ة خويش را به آزادي رها كند و هيچكس برادر يهود خويش را غلام خود نسازد.
‎10‎ پس جميع سروران و تمامي قومي كه داخل اين عهد شدند اطاعت نموده ، هركدام غلام خود را و هركدام كنيز خويش را به آزادي رها كردند و ايشان را ديگر به غلامي نگاه نداشتند بلكه اطاعت نموده ، ايشان را رهايي دادند.
‎11‎ لكن بعد از آن ايشان برگشته ، غلامان و كنيزان خود را كه به آزادي رها كرده بودند ، باز آوردند و ايشان را به ع�نف به غلامي و كنيزي خود گرفتند.
‎12‎ و كلام خداوند بر ارميا از جانب خداوند نازل شده ، گفت:
‎13‎ يهوه خداي اسرائيل چنين مي گويد: من با پدران شما در روزي كه ايشان را از زمين مصر از خانة بندگي بيرون آوردم عهد بسته ، گفتم ‎14‎ كه در آخر هر هفت سال هركدام از شما برادر عبراني خود را كه خويشتن را به تو فروخته باشد رها كنيد و چون تو را شش سال بندگي كرده باشد ، او را از نزد خود به آزادي رهايي دهي. اما پدران شما مرا اطاعت ننمودند و گوش خود را به من فرانداشتند.
‎15‎ و شما در اين زمان بازگشت نموديد و آنچه درنظر من پسند است بجا آوريد. و هركس براي همساية خود به آزادي ندا نموده ، در خانه اي كه به اسم من ناميده شده است عهد بستيد.
‎16‎ اما از آن رو تافته اسم مرا بي عصمت كرديد و هركدام از شما غلام خود را و هركس كنيز خويش را كه ايشان را برحسب ميل ايشان به آزادي رها كرده بوديد ، باز آورديد و ايشان را به عنف به غلامي و كنيزي خود گرفتيد.
‎17‎ بنابراين خداوند چنين مي گويد: چونكه شما مرا اطاعت ننموديد و هركس براي برادر خود و هركدام براي همساية خويش به آزادي ندا نكرديد ، اينك خداوند مي گويد: من براي شما آزادي را به شمشير و وبا و قحط ندا مي كنم و شما را درميان تمامي ممالك جهان مشو�ش خواهم گردانيد.
‎18‎ و تسليم خواهم كرد كساني را كه از عهد من تجاوز نمودند و وفا ننمودند به كلام عهدي كه به حضور من بستند ، حيني كه گوساله را دو پاره كرده ، درميان پاره هايش گذاشتند.
شد.
‎19‎ يعني سروران يهودا و سروران اورشليم و خواجه سرايان و كاهنان و تمامي قوم زمين را كه درميان پاره هاي گوساله گذر نمودند. ‎20‎ و ايشان را دست دشمنان ايشان و به دست آناني كه قصد جان ايشان دارند ، خواهم سپرد و لاشهاي ايشان خوراك مرغان هوا و حيوانات زمين خواهد
‎21‎ و صدقي�ا پادشاه يهودا و سرورانش را به دست دشمنان ايشان و به دست آناني كه قصد جان ايشان دارند و به دست لشكر پادشاه بابل كه از نزد شما رفته اند تسليم خواهم كرد.
‎35‎
‎22‎ اينك خداوند مي گويد من امر مي فرمايم و ايشان را به اين شهر بازخواهم آورد و با آن جنگ كرده ، آن را خواهند گرفت و به آتشي خواهند سوزانيد و شهرهاي يهودا را ويران و غيرمسكون خواهم ساخت.
1 كلامي كه از جانب خداوند در اي�ام ي� ه�وياقيم بن يوشي�ا پادشاه يهودا بر ارميا نازل شده ، گفت:
2 به خانة ِركابيان برو و به ايشان سخن گفته ، ايشان را به يكي از حجره هاي خانة خداوند بياور و به ايشان شراب بنوشان ‏.»‏
3 پس يا َز ْنيا ابن ارميا ابن ح�ب�ص� ْنيا و برادرانش و جميع پسرانش و تمامي خاندان ركابيان را برداشتم ،
آوردم.
4 و ايشان را به خانة خداوند به حجرة پسران حانان بن �يج�د�ل�يا مرد خدا كه به پهلوي ح�جرة سروران و بالاي حجرة م�ع�س�يا ابن َش ُّلوم ، مستحفظ آستانه بود
5 و كوزه هاي پر از شراب و پياله ها پيش ركابيان نهاده ، به ايشان گفتم: » شراب بنوشيد ‏.»‏
6 ايشان گفتند: شراب نمي نوشيم زيراكه پدر ما يوناداب بن ِركاب ما را وصي�ت نموده ، گفت كه شما و پسران شما ابد ًا شراب ننوشيد. 7 و خانه ها بنا مكنيد و كشت منماييد و تاكستانها غرس مكنيد و آنها را نداشته باشيد بلكه تمامي روزهاي خود را در خيمه ها ساكن شويد تا روزهاي بسيار به روي زميني كه شما در آن غريب هستيد زنده بمانيد.
8 و ما به سخن پدرخود يوناداب بن ركاب و بهر چه او به ما امر فرمود اطاعت نموده ، در تمامي عمر خود شراب ننوشيديم ، نه ما و نه زنان ما و نه پسران ما و نه دختران ما.
9 و خانه ها براي سكونت خود بنا نكرديم و تاكستانها و املاك و مزرعه ها براي خود نگرفتيم.
‎10‎ و در خيمه ها ساكن شده ، اطاعت نموديم و به آنچه پدر ما يوناداب ما را امر فرمود عمل نموديم.
‎635‎