جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب مقدّس؛ عهد عتیق؛ کامل | Page 630

‎23‎ و ايشان چون داخل شده ، آن را به تصر�ف آوردند كلام تو را نشنيدند و به شريعت تو سلوك ننمودند و به آنچه ايشان را امر فرمودي كه بكنند عمل ننمودند و به آنچه ايشان را امر فرمودي كه بكنند عمل ننمودند. بنابراين تو تمام اين بلا را به ايشان وارد آوردي.
‎24‎ اينك سنگرها به شهر رسيده است تا آن را تسخير نمايند و شهربه دست كلدانياني كه با آن جنگ مي كنند به شمشير و قحط و وبا تسليم مي شود و آنچه گفته بودي واقع شده است و اينك تو آن را مي بيني.
‎25‎ و تو اي خداوند يهوه به من گفتي كه اين مزرعه را براي خود به نقره بخر و شاهدان بگير و حال آنكه شهر به دست كلدانيان تسليم شده است. ‎26‎ پس كلام خداوند به ارميا نازل شده ، گفت:
‎27‎ اينك من يهوه خداي تمامي بشر هستم. آيا هيچ امر براي من مشكل مي باشد ؟ ‎28‎ بنابراين خداوند چنين مي گويد: اينك من اين شهر را به دست كلدانيان و به دست نبوكد ر ّصر پادشاه بابل تسليم مي كنم و او آن را خواهد گرفت.
‎29‎ و كلدانياني كه با اين شهر جنگ مي كنند آمده ، اين شهر را آتش خواهند زد و آن را با خانه هايي كه بر بامهاي آنها براي بعل بخور سوزانيد. ‎30‎ زيراكه بني اسرائيل و بني يهودا از طفولي�ت خود پيوسته شرارت ورزيدند و خداوند مي گويد كه بني اسرائيل به اعمال دستهاي خود خشم مرا داي م ًا به هيجان آوردند.
‎31‎ زيراكه اين شهر از روزي كه آن را بنا كردند تا امروز باعث هيجان خشم و غضب من بوده است تا آن را از حضور خود دور اندازم.
‎32‎ به سبب تمام شرارتي كه بني اسرائيل و بني يهودا ، ايشان و پادشاهان و سروران و كاهنان و انبياي ايشان و مردان يهودا و ساكنان اورشليم كرده ، خشم مرا به هيجان آورده اند.
‎33‎ و پشت به من داده اند و نه رو ، و هرچند ايشان را تعليم دادم بلكه صبح زود برخاسته ، تعليم دادم بلكه صبح زود برخاسته ، تعليم دادم ليكن گوش نگرفتند و تأديب نپذيرفتند.
‎34‎ بلكه رجاسات خود را در خانه اي كه به اسم من مسم�ي است برپا كرده ، آن را نجس ساختند. ‎35‎ و مكان هاي بلند بعل را كه در وادي ابن ه�نو�م است بنا كردند تا پسران و دختران خود را براي م�و َلك از آتش بگذرانند. عملي كه ايشان را امر نفرمودم و به خاطرم خطور ننمود كه چنين رجاسات را بجا آورده ، يهودا را مرتكب گناه گردانند.
‎36‎ پس الآن از اين سبب يهوه خداي اسرائيل در حق� اين شهر كه شما درباره اش مي گوييد كه به دست پادشاه بابل به شمشير و قحط و وبا تسليم شده است ، چنين مي فرمايد:
‎37‎ اينك من ايشان را از همة زمينهايي كه ايشان را در خشم و حد�ت و غضب عظيم خود رانده ام جمع خواهم كرد و ايشان را به اين مكان باز آورده ، به اطمينان ساكن خواهم گردانيد.
‎38‎ و ايشان قوم من خواهند بود و من خداي ايشان خواهم بود. ‎39‎ و ايشان را يك دل و يك طريق خواهم داد تا به جهت خيري�ت خويش و پسران خويش كه بعد از ايشان خواهند بود هميشة اوقات از من بترسند. ‎40‎ و عهد جاوداني با ايشان خواهم بست كه از احسان نمودن به ايشان خواهم برنخواهم گشت و ترس خود را در دل ايشان خواهم نهاد تا از من دوري نورزند.
‎41‎ و از احسان نمودن به ايشان مسرور خواهم شد و ايشان را براستي و به تمامي دل و جان خود در اين زمين غرس خواهم نمود.
‎42‎ زيرا خداوند چنين مي گويد: به نوعي كه تمامي اين بلاي عظيم را به اين قوم رسانيدم ، همچنان تمامي احسني را كه به ايشان وعده داده ام به ايشان خواهم رسانيد.
‎33‎
‎43‎ و در اين زمين درباره اش مي گوييد كه ويران و از انسان و بهايم خالي شده و به دست كلدانيان تسليم گرديده است ، مزرعه ها خريده خواهد شد. ‎44‎ و مزرعه ها و نقره خريده ، قباله ها خواهند نوشت و مختوم خواهند نمود و شاهدان خواهند گرفت ، در زمين بنيامين و حوالي اورشليم و شهرهاي يهودا و در شهرهاي كوهستان و شهرهاي همواري و شهرهاي جنوب زيرا خداوند مي گويد اسيران ايشان را باز خواهم آورد.
1 و هنگامي كه ارميا در صحن زندان محبوس بود كلام خداوند بار ديگر بر او نازل شده ، گفت:
2 خداوند كه اين كار را مي كند و خداوند كه آن را مصو�ر ساخته ، مستحكم مي سازد و اسم او يهوه است چنين مي گويد:
3 مرا بخوان و تو را اجابت خواهم نمود و تو را از چيزهاي عظيم و مخفي كه آنها را ندانسته اي مخبر خواهم ساخت. 4 زيراكه يهوه خداي اسرائيل دربارة خانه هاي اين شهر و دربارة خانه هاي پادشاهان يهودا كه در مقابل سنگرها و منجنيقها منهدم شده است ،
5 و مي آيند تا با كلدانيان مقاتله نمايند و آنها را به لاشهاي كساني كه من در خشم و غضب خود ايشان را كشتم برمي كنند. زيراكه روي خود را از اين شهر به سبب تمامي شرارت ايشان مستور ساخته ام.
6 اينك به اين شهر عافيت و علاج باز خواهم داد و ايشان را شفا خواهم بخشيد و فراواني سلامتي و امانت را به ايشان خواهم رسانيد.
‎633‎