جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب مقدّس؛ عهد عتیق؛ کامل | Page 627

7 واي برما زيرا كه آن روز ، عظيم است و مثل آن ديگري نيست و آن زمان تنگي يعقوب است اما از آن نجات خواهد يافت.
8 و يهوه صبايوت مي گويد: » هر آينه در آن روز يوغ او را از گردنت خواهم شكست و بندهاي تو را خواهم گسيخت. و غريبان بار ديگر او را بندة خود نخواهند ساخت.
9 و ايشان خداي خود يهوه و پادشاه خويش داود را كه براي ايشان برمي انگيزانم خدمت خواهند كرد.
‎10‎ پس خداوند مي گويد كه اي بندة من يعقوب مترس و اي اسرائيل هراسان مباش زيراكه اينك من تو را از جاي دور و ذري�ت تو را از زمين اسيري ايشان خواهم رهانيد. و يعقوب مراجعت نموده ، در رفاهي�ت و امني�ت خواهد بود و كسي او را نخواهد ترسانيد.
‎11‎ زيرا خداوند مي گويد: من با تو هستم تا تو را نجات بخشم و جميع ام�ت ها را كه تو را درميان آنها پراكنده ساختم ، تلف خواهم نمود ، بلكه تو را به انصاف تأديب خواهم كرد و تو را بي سزا نخواهم گذاشت.
‎12‎ زيرا خداوند چنين مي گويد: جراحت تو علاج ناپذير و ضربت تو مهلك مي باشد.
‎13‎ كسي نيست كه دعوي تو را فيصل دهد تا التيام يابي و برايت دواهاي شفا بخشنده اي نيست. ‎14‎ جميع دوستانت تو را فراموش كرده ، دربارة تو احوال پرسي نمي نمايند زيرا كه تو را به صدمة دشمن و به تأديب بيرحمي به سبب كثرت عصيانت و زيادتي گناهانت مبتلا ساخته ام.
‎15‎ چرا دربارة جراحت خود فرياد مي نمايي ؟ درد تو علاج ناپذير است به سبب زيادتي عصيانت و كثرت گناهانت اين كارها را به تو كرده ام. ‎16‎ بنابراين آناني كه تو را مي بلعند ، بلعيده خواهند شد و آناني كه تو را به تنگ مي آورند ، جميع ًا به اسيري خواهند رفت. و آناني كه تو را تاراج مي كنند ، تاراج خواهند شد و همة غارت كنندگانت را به غارت تسليم خواهم كرد.
‎17‎ زيرا خداوند مي گويد: به تو عافيت خواهم رسانيد و جراحات تو را شفا خواهم داد ، از اين جهت كه تو را شهر متروك مي نامند و مي گويند كه اين صهيون است كه احدي دربارة آن احوالپرسي نمي كند.
‎18‎ خداوند چنين مي گويد: اينك خيمه هاي اسيري يعقوب را باز خواهم آورد و به مسكنهايش تر�حم خواهم نمود و شهر بر تل ّش بنا شده ، قصرش برحسب عادت خود مسكون خواهد شد.
‎19‎ و تسبيح و آواز مطربان از آنها بيرون خواهد آمد و ايشان را خواهم افزود و كم نخواهند شد و ايشان را مع ّزز خواهم ساخت و پست نخواهند گرديد. ‎20‎ و پسرانش مانند اي�آم پيشين شده ، جماعتش در حضور من برقرار خواهند ماند و بر جميع ستمگرانش عقوبت خواهم رسانيد.
‎21‎ و حاكم ايشان از خود ايشان بوده ، سلطان ايشان از ميان ايشان بيرون خواهد آمد و او را مق ّرب مي گردانم تا نزديك من بيايد زيرا خداوند مي گويد: كيست كه جرأت كند نزد من آيد ؟
‎31‎
خ 3
‎22‎ و شما قوم من خواهيد بود و من خداي شما خواهم بود.
‎23‎ اينك باد شديد خداوند با حد�ت غضب و گردبادهاي سخت بيرون مي آيد كه بر سر شريران هجوم آورد. ‎24‎ تا خداوند تدبيرات دل خود را بجا نياورد و استوار نفرمايد ، حد�ت خشم او نخواهد برگشت. در اي�آم آخر اين را خواهيد فهميد.
1 خداوند مي گويد: در آن زمان من خداي تمامي قبايل اسرائيل خواهم بود و ايشان قوم من خواهند بود.
2 خداوند چنين مي گويد: قومي كه از شمشير رستند در بيابان فيض يافتند ، هنگامي كه من رفتم تا براي اسرائيل آرامگاهي پيدا كنم. داوند از جاي دور به من ظاهر شد و گفت: با محبت ازلي تو را دوست داشتم ، از اين جهت تو را به رحمت جذب نمودم.
4 اي باكره اسرائيل تو را بار ديگر بنا خواهم كرد و تو بنا خواهي شد و بار ديگر با دفه�آي خود خويشتن را خواهي آراست و در رقصهاي مطربان بيرون خواهي آمد.
5 بار ديگر تاكستانها بر كوههاي سامره غرس خواهي نمود و غرس كنندگان غرس نموده ، ميوة آنها را خواهند خورد.
6 زيرا روزي خواهد بود كه ديده بانان بر كوهستان افرايم ندا خواهند كرد كه برخيزند و نزد يهوه خداي خود به صهيون برآييم.
7 زيرا خداوند چنين مي گويد: » به جهت يعقوب به شادماني تر ّنم نماييد و به جهت سر ام�ت ها آواز شادي دهيد. اعلام نماييد و تسبيح بخوانيد و بگوييد: اي خداوند قوم خود بقي�ة اسرائيل را نجات بده!
8 اينك من ايشان را از زمين شمال خواهم آورد و از كرانه هاي زمين جمع خواهم نمود و با ايشان كوران و لنگان و آبستنان و زناني كه مي زايند با هم گروه عظيمي به اينجا باز خواهند آمد.
9 با گريه خواهند آمد و من ايشان را با تضر�عات خواهم آورد. نزد نهرهاي آب ايشان را به راه صاف كه در آن نخواهند لغزيد رهبري خواهم نمود زيراكه من پدراسرائيل هستم و افرايم نخست زادة من است.
‎630‎