جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب مقدّس؛ عهد عتیق؛ کامل | Page 603

6 و خداوند در اي�ام يو ّشيا پادشاه به من گفت: » آيا ملاحضه كردي كه اسرائيل مرت ّد چه كرده است ؟ چگونه به فراز هر كوه بلند و زيرا هر درخت سبز رفته در آنجا زنا كرده است ؟
7 و بعد از آنكه همة اين كارها را كرده بود من گفتم نزد من رجوع نما ، اما رجوع نكرد و خواهر خائن او يهودا اين را بديد. 8 و من ديدم با آنكه اسرائيل مر ّتد زنا كرد و از همة جهات او را بيرون كردم و طلاق نامه اي به وي دادم لكن خواهر خائن او يهودا نترسيد بلكه او نيز رفته ، مرتكب زنا شد.
9 و واقع شد كه به سبب سهل انگاري او در زنا كاري اش زمين ملو�ت گرديد و او با سنگها و چوبها زنا نمود.
‎10‎ و نيز خداوند مي گويد: با وجود اين همه ، خواهرخائن او يهودا نزد من با تمامي دل خود رجوع نكرد بلكه با رياكاري.
‎11‎ پس خداوند مرا گفت: اسرائيل مرت ّد خويشتن را از يهوداي خائن عادل تر نموده است.
‎12‎ لهذا برو و اين سخنان را بسوي شمال ندا كرده ، بگو: خداوند مي گويد: اي اسرائيل مر ّتد رجوع نما! و بر تو غضب نخواهم نمود زيرا خداوند مي گويد: من رؤف هستم و تا به ابد خشم خود را نگاه نخواهم داشت. ‎13‎فقط به گناهانت اعتراف نما كه بر يهوه خداي خويش عاصي شدي و راههاي خود را زير هر درخت سبز براي بيگانگان منشعب ساختي. و خداوند مي گويد كه سما آواز مرا نشنيديد.
‎14‎ پس خداوند مي گويد: اي پسران مر ّتد من رجوع نماييد زيرا كه من شوهر شما هستم و از شما يك نفر از شهري و دو نفر از قبيله اي گرفته ، شما را به صهيون خواهم آورد.
‎15‎ و به شما شبانان موافق دل خود خواهم داد كه شما را به معرفت و حكمت خواهند چرانيد. ‎16‎و خداوند مي گويد كه چون در زمين افزوده و بارور شويد در آن اي�ام بار ديگر تابوت عهد يهوه را به زبان نخواهند آورد و آن را به خاطر ايشان نخواهد آمد و آن را ذكر نخواهند كرد و آن را زيارت نخواهند نمود و بار ديگر ساخته نخواهد شد.
‎17‎ زيرا درميان اورشليم را كرسي يهوه خواهند ناميد و تمامي ام�ت ها به آنجا به جهت اسم يهوه به اورشليم جمع خواهند شد و ايشان بار ديگر پيروي سركشي دلهاي شرير خود را نخواهد نمود.
‎18‎ و در آن اي�ام خاندان يهودا با خاندان اسرائيل راه خواهند رفت و ايشان از زمين شمال به آن زميني كه نصيب پدران ايشان ساختم با هم خواهند آمد. ‎19‎ و گفتم كه من تو را چگونه درميان پسران قرار دهم و زمين مرغوب و ميراث زيباترين ام�ت ها را به تو بدهم ؟ پس گفتم كه مرا پدر خواهي خواند و از من ديگر مرت ّد نخواهي شد.
‎20‎ خداوند مي گويد: هر آينه مثل زني كه به شوهر خود خيانت ورزيد ، همچنين شما اي خاندان اسرائيل به من خيانت ورزيدند.
‎21‎ آواز گريه و تضر�عات بني اسرائيل از بلنديها شنيده مي شود زيرا كه راههاي خود را منحرف ساخته و يهوه خداي خود را فراموش كرده اند.
‎22‎ اي فرزندان مرت ّد بازگشت نماييد و من ارتدادهاي شما را شفا خواهم داد. و مي گويند: اينك نزد تو مي آييم زيراكه تو يهوه خداي ما هستي.
‎23‎ به درستي كه ازدحام كوهها از تل ّها باطل مي باشد. زيرا به درستي كه نجات اسرائيل در يهوه خداي ما است. ‎24‎ و خجالت مش ّقت پدران ما ، يعني رمه و گله پسران و دختران ايشان را از طفولي�ت ما تلف كرده است.
‎25‎ در خجالت خود مي خوابيم و رسوايي ما ، ما را مي پوشاند زيرا كه هم ما و هم پدران ما از طفول ّيت خود تا امروز به يهوه خداي خويش گناه ورزيده و آواز يهوه خداي خويش را نشنيده ايم.
4
1 خداوند مي گويد: اي اسرائيل اگر بازگشت نمايي ، اگر نزد من بازگشت نمايي و اگر رجاسات خود را از خود دور نمايي پراكنده نخواهي شد.
2 و به راستي و انصاف و عدالت به حيات يهوه قسم خواهي خورد و ام�ت ها خويشتن را به او مبارك خواهند خواند و به وي فخر خواهند كرد.
3 زيرا خداوند به مردان يهودا واورشليم چنين مي گويد: » زمينهاي خود را شيار كنيد و درميان خارها مكاريد. 4 اي مردان يهودا و ساكنان اورشليم خويشتن را براي خداوند مختون سازيد و غلفة دلهاي خود را دور كنيد مبادا حد�ت خشم من به بدي اعمال شما مثل آتش صادر شده ، افروخته گردد و كسي آن را خاموش نتواند كرد.
5 در يهودا اخبار نماييد و در اورشليم اعلان نموده ، بگوييد و در زمين ك َر ِن ّا بنوازيد و به آواز بلند ندا كرده ، بگوييد كه جمع شويد تا به شهرهاي حصاردار داخل شويم.
6 ع� َلمي بسوي صهيون برافرازيد و براي پناه فرار كرده ، توقف منماييد زيراكه من بلايي و شكستي عظيم از طرف شمال مي آورم. 7 شيري از بيشة خود برآمده و هلاك كنندة ام�ت ها حركت كرده ، از مكان خويش درآمده است تا زمين تو را ويران سازد و شهرهايت خراب شده ، غير مسكون گردد.
8 از اين جهت پلاس پوشيده ، ماتم گيريد ولوله كنيد زيرا كه حد�ت خشم خداوند از ما برنگشته است.
‎606‎