جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب مقدّس؛ عهد عتیق؛ کامل | Page 602

‎12‎ پس خداوند مي گويد: اي آسمانها از اين متحي�ر باشيد و به خود لرزيده ، به شدت مشو�ش شويد!
‎13‎ زيرا قوم من دو كار بد كرده اند. مرا كه چشمة آب حياتم ترك نموده و براي خود حوضها كنده اند ، يعني حوضهاي شكسته كه آب نگاه ندارد. ‎14‎ آيا اسرائيل غلام يا خانه زاد است پس چرا غارت شده باشد ؟ ‎15‎ شيران ژيان بر او غر�س نموده ، آواز خود را بلند كردند و زمين او را ويران ساختند و شهرهايش سوخته و غيرمسكون گرديده است.
‎16‎ و پسران نوف و تحفنيس فرق تو را شكسته اند.
‎17‎ آيا اين را بر خويشتن وارد نياوردي چونكه يهوه خداي خود را حيني كه تو را رهبري مي نمود ترك كردي ؟ ‎18‎ و الآن تو را با راه مصر چه كار است تا آب شيحور را بنوشي ؟ و تو را با راه آشور چه كار است تا آب فرات را بنوشي ؟ ‎19‎ خداوند يهوه صبايوت چنين مي گويد: » شرارت تو ، تو را تنبيه كرده و ارتداد تو ، تو را توبيخ نموده است پس بدان و ببين كه اين امر زشت و تلخ است كه يهوه خداي خود را ترك نمودي و ترس من در تو نيست.
‎20‎ زيرا از زمان قديم يوغ تو را شكستم و بندهاي تو را گسستم و گفتي بندگي نخواهم نمود زيرا بر هر ّتل بلند و زير هر درختي سبز خوابيده ، زنا كردي.
‎21‎ و من تو را مو اصيل و تخم نيكو غرس نمودم پس چگونه نهال مو بيگانه براي من گرديده اي ؟
‎22‎ پس اگر چه خويشتن را با اشنان بشويي و صابون براي خود زياده بكار بري ، اما خداوند يهوه مي گويد: كه گناه تو پيش من رقم شده است.
‎23‎ چگونه مي گويي كه نجس نشدم و در عقب بعليم نرفتم ؟ طريق خويش را در وادي بنگر و به آنچه كردي اعتراف نما اي شتر تيزرو كه در راههاي خود مي دوي!
‎24‎ مثل گورخر هستي كه به بيابان عادت داشته ، در شهوت دل خود با باد را بو مي كشد. كيست كه از شهوتش او را برگرداند ؟ آناني كه او را مي طلبند خسته نخواهند شد و او را در ماهش خواهند يافت.
‎25‎ پاي خود را از برهنگي و گلوي خويش را از تشنگي باز دار. اما گفتي ني اميد نيست زيراكه غريبان را دوست داشتم و از عقب ايشان خواهم رفت.
‎26‎ مثل دزدي كه چون گرفتار شود خجل گردد. همچنين خاندان اسرائيل با پادشاهان و سروران و كاهنان و انبياي ايشان خجل خواهند شد. ‎27‎ كه به چوب مي گويند تو پدر من هستي و به سنگ كه تو مرا زاييده اي زيراكه پشت به من دادند و نه رو. اما در زمان مصيبت خود مي گويند: برخيز و ما را نجات ده.
‎28‎ پس خدايان تو كه براي خود ساختي كجايند ؟ ايشان در زمان مصيبت برخيزند و تو را نجات دهند. زيراكه اي يهودا خدايان تو به شمارة شهرهاي تو مي باشند.
‎29‎ خداوند مي گويد: چرا با من مخاصمه مي نماييد جميع شما بر من عاصي شده ايد.
‎30‎ پسران شما را عبث زده ام زيرا كه تأديب را مي پذيرند. شمشير شما مثل شير درنده انبياي شما را هلاك كرده است.
‎31‎ اي شما كه اهل اين عصر مي باشيد كلام خداوند را بفهميد! آيا من براي اسرائيل مثل بيابان يا زمين ظلمت غليظ شده ام ؟ پس قوم من چرا مي گويند كه رؤساي خود شده ايم و بار ديگر نزد تو نخواهيم آمد.
‎32‎ آيا دوشيزه زيور خود را يا عروس آرايش خود را فرموش كند ؟ اما قوم من روزهاي بيشمار مرا فراموش كرده اند.
‎33‎ چگونه راه خود را مهي�ا مي سازي تا محبت را بطلبي ؟ بنابراين زنان بد را نيز به راههاي خود تعليم دادي. ‎34‎ در دامنهاي تو نيز خون جان فقيران بي گناه يافته شد. آنها را در نقب زدن نيافتم بلكه بر جميع آنها.
‎35‎ و مي گويي: چونكه بي گناه هستم ، غضب او از من برگردانيده خواهد شد. اينك به سبب گفتنت كه گناه نكرده ام ، بر تو داوري خواهم نمود. ‎36‎ چرا اينقدر مي شتابي تا راه خود را تبديل نمايي ؟ چنانكه از آشور خجل شدي همچنين از مصر نيز خجل خواهي شد.
‎37‎ از اين نيز دستهاي خود را بر سرت نهاده ، بيرون خواهي آمد. چونكه اعتماد تو را خوار شمرده است پس از ايشان كامياب نخواهي شد.
3
1 و مي گويد: اگر مرد ، زن خود را طلاق دهد و او از وي جدا شده ، زن مرد ديگري بشود آيا بار ديگر به آن رجوع خواهد نمود ؟ مگر آن زمين بسيار ملو�ث نخواهد شد ؟ ليكن خداوند مي گويد: تو با ياران بسيار زنا كردي اما نزد من رجوع نما.
2 چشمان خود را به بلنديها برافراز و ببين كه كدام جا است كه در آن با تو همخواب نشده اند. براي ايشان بسر راهها مثل زن عرب در بيابان نشستي و زمين را به زنا و بدرفتاري خود ملو�ث ساختي.
3 پس بارش ها بازداشته شد و باران بهاري نيامد و تو را جبين زن زانيه بوده ، حيا را ازخود دور كردي. 4 آيا از اين به بعد مرا صدا نخواهي زد كه اي پدر من ، تو يار جواني من بودي ؟
5 آيا غضب خود را تا به ابد خواهد نمود و آن را تا به آخر نگاه خواهد داشت ؟ اينك اين را گفتي اما اعمال بد را بجا آورده ، كامياب شدي.
‎605‎