جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب مقدّس؛ عهد عتیق؛ کامل | Page 601

كتاب ارمياي نبي
1
1 كلام ارميا ابن حلقيا از كاهناني كه در عناتوت در زمين بنيامين بودند ،
2 كه كلام خداوند در اي�ام يوشي�ا ابن آمون پادشاه يهودا در سال سيزدهم از سلطنت او بر وي نازل شد ،
3 و در اي�ام يهوياقيم بن يوشي�ا پادشاه يهودا تا آخر سال يازدهم صدقي�ا ابن يوشي�ا پادشاه يهودا نازل مي شد تا زماني كه اورشليم در ماه پنجم به اسيري برده شد.
4 پس كلام بر من نازل شده ، گفت:
5 قبل از آنكه تو را در شكم صورت بندم تو را شناختم و قبل از بيرون آمدنت از رحم تو را تقديس نمودم و تو را نبي ام�ت قرار دادم. 6 پس گفتم: آه اي خداوند يهوه اينك من تكل ّم كردن را نمي دانم چونكه طفل هستم ،
7 اما خداوند مرا گفت: مگو من طفل هستم ، زيرا هر جايي كه تو را بفرستم خواهي رفت و بهر چه تو را امر فرمايم تك ّلم خواهي نمود. 8 از ايشان مترس زيرا خداوند مي گويد: من با تو هستم و تو را رهايي خواهم داد.
9 آنگاه خداوند دست خود را دراز كرده ، دهان مرا لمس كرد و خداوند به من گفت: اينك كلام خود را در دهان تو نهادم.
‎10‎ بدان كه تو را امروز بر ام ّت ها و ممالك مبعوث كردم تا از ريشه بركني و منهدم سازي و هلاك كني و خراب نمايي و بنا نمايي و غرس كني.
‎11‎ پس كلام خداوند بر من نازل شده ، گفت: اي ارميا چه مي بيني ؟ گفتم: شاخه اي از درخت بادام مي بينم.
‎12‎ خداوند مرا گفت: نيكو ديدي زيرا كه من بر كلام خود ديده باني مي كنم تا آن را به انجام رسانم.
‎13‎ پس كلام خداوند بار ديگر به من رسيده ، گفت: » چه چيز مي بيني ؟ گفتم: ديگي جوشنده مي بينم كه رويش از طرف شمال است. ‎14‎ و خداوند مرا گفت: بلايي از طرف شمال بر جميع سكنة اين زمين منبسط خواهد شد.
‎15‎ زيرا خداوند مي گويد اينك من جميع قبايل ممالك شمالي را خواهم خواند ايشان آمده ، هركس كرسي خود را در دهنة دروازة اورشليم و بر تمامي حصارهايش گرداگرد و به ّضد تمامي شهرهاي يهودا برپا خواهد داشت.
‎16‎ و بر ايشان احكام خود را دربارة همة شرارتشان جاري خوانم ساخت چونكه مرا ترك كردند و براي خدايان غير بخور سوزانيدند و اعمال دستهاي خود را سجده نمودند.
‎17‎ پس تو كمر خود را ببند و برخاسته ، هرآنچه را من به تو امر فرمايم به ايشان بگو و از ايشان مشو�ش سازم. ‎18‎ زيرا اينك من تو را امروز شهر حصاردار و ستون آهنين و حصارهاي برنجين به ض ّد تمامي زمين براي پادشاهان يهودا و سروران و كاهنانش و قوم زمين ساختم.
2
‎19‎ و ايشان با تو جنگ خواهند كرد اما بر تو غالب نخواهند آمد ، زيرا خداوند مي گويد: من با تو هستم و تو رهايي خواهم داد.
1 و كلام خداوند بر من نازل شده ، گفت:
2 برو و به گوش اورشليم ندا كرده ، بگو خداوند چنين مي گويد: غيرت جواني تو و مح�بت نامزد شدن تو را حيني كه از عقب من در بيابان و در زمين لم يزرع مي خراميدي برايت به خاطر مي آورم.
3 اسرائيل براي خداوند م ّقدس و نوبر محصول او بود. خداوند مي گويد: آناني كه او را بخورند مجرم خواهند شد و بلا بر ايشان مستولي خواهد گرديد. 4 اي خاندان يعقوب و جميع قبايل خانوادة اسرائيل كلام خداوند را بشنويد!
5 خداوند چنين مي گويد: » پدران شما در من چه بي انصافي يافتند كه از من دوري ورزيدند و اباطيل را پيروي كرده باطل شدند ؟
6 و نگفتند: يهوه كجا است كه ما را از زمين مصر برآورد و ما را از بيابان و زمين ويران و پر از حفره ها و زمين خشك و ساية موت و زميني كه كسي بر آن گذر نكند و آدمي در آن ساكن نشود رهبري نمايد ؟
رفتند.
7 و من شما را به زمين بستانها آوردم تا ميوه ها و طيب�ات آن را بخوريد ؛ اما چون داخل آن شديد ، زمين مرا نجس ساختيد و ميراث مرا مكروه گردانيديد. 8 كاهنان نگفتند: يهوه كجاست و خوانندگان تورات مرا نشناختند و شبانان بر من عاصي شدند و انبيا براي بعل نب�وت كرده ، در عقب چيزهاي بي فايده
9 بنابراين خداوند مي گويد: بار ديگر با شما مخاصمه خواهم نمود و با پسران پسران شما مخاصمه خواهم كرد.
‎10‎ پس به جزيره هاي كتي�م گذر كرده ، ملاحضه نماييد و به قيدار فرستاده به د ّقت تعق ّل نماييد و دريافت كنيد كه آيا حادثة اي مثل اين واقع شده باشد ؟
‎11‎ كه آيا هيچ ام�تي خدايان خويش را عوض كرده باشند با آنكه آنها خدا نيستند ؟ اما قوم من جلال خويش را به آنچه فايده اي ندارد عوض نمودند.
‎604‎