جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب مقدّس؛ عهد عتیق؛ کامل | Page 576

1 به خاطر صهيون سكوت نخواهم كرد و به خاطر اورشليم خاموش نخواهم شد تا عدالتش مثل نور طلوع كند و نجاتش مثل چراغي كه افروخته باشد.
2 و ام�ت ها ، عدالت تو را و جميع پادشاهان ، جلال تو را مشاهده خواهند نمود. و تو به اسم جديدي كه دهان خداوند آن را قرار مي دهد مسم�ي خواهي شد.
3 و تو تاج جلال ، در دست خداوند و افسر ملوكانه ، در دست خداي خود خواهي بود. 4 و تو ديگر به متروك مسم�ي نخواهي شد و زمينت را بار ديگر خرابه نخواهند گفت ، بلكه تو را ح�فصيب�ه و زمينت را ب�عو َله خواهند ناميد زيرا خداوند از تو مسرور خواهند شد و زمين تو منكوحه خواهد گرديد.
5 زيرا چنانكه مردي جوان دوشيزه اي را به نكاح خويش درمي آورد ، هم چنان پسرانت تو را منكوحة خود خواهند ساخت و چنانكه داماد از عروس مبتهج مي گردد ، هم چنان خدايت از تو مسرور خواهد بود.
6 اي اورشليم ديده بانان بر حصارهاي تو گماشته ام كه هر روز و هر شب هميشه سكوت نخواهند كرد. اي متذك ّران خداوند خاموش مباشيد!
7 و او را آرامي ندهيد تا اورشليم را استواركرده ، آن را در جهان مح ّل تسبيح بسازد.
8 خداوند به دست راست خود و به بازوي قو�ي خويش قسم خورده ، گفته است كه بار ديگر غل ّة تو را مأكول دشمنانت نسازم و غريبان ، شراب تو را كه برايش زحمت كشيده اي نخواهند نوشيد.
باشد.
‎63‎
9 بلكه آناني كه آن را مي چينند آن را خورده ، خداوند را تسبيح خواهند نمود و آناني كه آن را جمع مي كنند ، آن را در صحنهاي قدس من خواهند نوشيد.
‎10‎ بگذريد از دروازه ها بگذريد. طريق قوم را مهي�ا سازيد و شاهراه را بلند كرده ، مرتفع سازيد و سنگها را برچيده ع� َلم را به جهت قوم ها برپا نماييد.
‎11‎ اينك خداوند تا اقصاي زمين اعلان كرده است ، پس به دختر صهيون بگوييد اينك نجات تو مي آيد. همانا اجرت او همراهش و مكافات او پيش رويش مي
‎12‎ و ايشان را به قوم مقد�س و فديه شدگان خداوند مسم�ي خواهند ساخت و تو به مطلوب و شهر غير متروك ناميده خواهي شد.
1 اين كيست كه ازادوم با لباس سرخ از ب�صر�ه مي آيد ؟ يعني اين كه به لباس جليل خود ملب�س است و در كثرت قو�ت خويش مي خرامد ؟ من كه به عدالت تكل ّم مي كنم و براي نجات ، زورآور مي باشم.
2 چرا لباس تو سرخ است و جامة تو مثل كسي كه چرخشت را پايمال كند ؟
3 من چرخشت را تنها پايمال نمودم و احدي از قوم ها با من نبود و ايشان را به غضب خود پايمال كردم و به حد�ت خشم خويش لگدكوب نمودم و خون ايشان به لباس من پاشيده شده ، تمامي جامة خود را آلوده ساختم. 4 زيراكه يوم انتقام در دل من بود و سال فديه شدگانم رسيده بود.
5 و نگريستم و اعانت كننده اي نبود و تعج�ب نمودم زيرا دستگيري نبود. لهذا بازوي من مرا نجات داد و حد�ت خشم من مرا دستگيري نمود.
6 و قوم ها را به غضب خود پايمال نموده ، ايشان را از حد�ت خشم خويش مست ساختم. و خون ايشان را بر زمين ريختم. 7 احسانهاي خداوند و تسبيحات خداوند را ذكر خواهم نمود برحسب هر آنچه خداوند براي ما عمل نموده است و به موجب كثرت احساني كه براي خاندان اسرائيل موافق رحمت ها و وفور رأفت خود بجا آورده است.
8 زيرا گفته است: ايشان قوم من و پسراني كه خيانت نخواهند كرد مي باشند ؛ پس نجات دهندة ايشان شده است.
9 او در همة تنگيهاي ايشان به تنگ آورده شد و فرشتة حضور وي ايشان را فديه داد و در جميع اي�ام قديم ، متحم�ل ايشان شده ، ايشان را برداشت.
‎10‎ ام�ا ايشان عاصي شده ، روح قد�وس او را محزون ساختند ، پس برگشته ، دشمن ايشان شد و او خود با ايشان جنگ نمود.
‎11‎ آنگاه اي�ام قديم و موسي و قوم خويش را بياد آورد و گفت كجاست آنكه ايشان را با شبان گلة خود از دريا برآورد و كجا است آنكه روح قد�وس خود را در ميان ايشان نهاد ؟
‎12‎ كه بازوي جليل خود را به دست راست موسي خرامان ساخت و آبها را پيش روي ايشان م� ْن َشق� گردانيد تا اسم جاوداني براي خويش پيدا كند ؟
‎13‎ آنكه ايشان را در لج�ه ها مثل اسب در بيابان رهبري نمود كه لغزش نخورند. ‎14‎ مثل بهايمي كه به وادي فرود مي روند روح خداوند ايشان را آرامي بخشيد ، هم چنان قوم خود را رهبري نمودي تا براي خود اسم مجيد پيدا نمايي.
‎15‎ از آسمان بنگر و از مسكن قد�وسي�ت و جلال خويش نظر افكن. غيرت جبروت تو كجا است ؟ جوشش دل و رحمت هاي تو كه به من نمودي بازداشته شده است.
باشد.
‎16‎ به درستي كه تو پدر ما هستي اگر چه ابراهيم ما را نشناسد و اسرائيل ما را بجا نياورد ، ام�ا تو اي يهوه ، پدر ما و و ّلي ما هستي و نام تو از ازل مي
‎17‎ پس اي خداوند ما را از طريق هاي خود چرا گمراه ساختي و دلهاي ما را سخت گردانيدي تا از تو نترسيم. به خاطر بندگانت و اسباط ميراث خود رجعت نما.
‎579‎