جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب مقدّس؛ عهد عتیق؛ کامل | Page 574

زايند.
است.
است.
دانست.
4 احدي به عدالت دعوي نمي كند و هيچكس به راستي داوري نمي نمايد. به بطالت تو ّكل دارند و به دروغ تك ّلم مي نمايند. به ظلم حامله شده ، شرارت را مي
5 از تخمهاي افعي بچه برمي آورند و پردة عنكبوت مي بافند. هركه از تخمهاي ايشان بخورد مي ميرد و آن چون شكسته گردد افعي بيرون مي آيد. 6 پرده هاي ايشان لباس بخواهد شد و خويشتن را از اعمال خود نخواهند پوشانيد زيرا كه اعمال ايشان اعمال شرارت است و عمل ظلم در دستهاي ايشان
7 پايهاي ايشان براي بدي دوان و به جهت ريختن خون بي گناهان شتابان است. افكار ايشان افكار شرارت است و در راههاي ايشان ويراني و خرابي
8 طريق سلامتي را نمي دانند و در راههاي ايشان انصاف نيست. جاده� هاي كج براي خود ساخته اند و هركه در آنها سالك باشد سلامتي را نخواهد
9 بنابراين انصاف از ما دورشده است و عدالت به ما نمي رسد. انتظار نور مي كشم و اينك ظلمت است و منتظر روشنايي هستيم ، ام�ا در تاريكي غليظ سالك مي باشيم.
‎10‎ و مثل كوران براي ديوار تلم�س مي نماييم و مانند بي چشمان كورانه راه مي رويم. در وقت ظهر مثل شام لغزش مي خوريم و در ميان تندرستان مانند مردگانيم.
‎11‎ جميع ما مثل خرسها صدا مي كنيم و مانند فاخته ها ناله مي نماييم ، براي انصاف انتظار مي كشيم و نيست و براي نجات و از ما دور مي شود.
نموديم.
‎60‎
‎12‎ زيرا كه خطاياي ما به حضور تو بسيار شده و گناهان ما به ضد� ما شهادت مي دهد چونكه خطاياي ما با ما است و گناهان خود را مي دانيم.
‎13‎ مرتد� شده ، خداوند را انكار نموديم. از پيروي خداي خود انحراف ورزيديدم به ظلم و فتنه تكل ّم كرديم و به سخنان كذب حامله شده ، از دل آنها را تن ّطق
‎14‎ و انصاف به عقب رانده شده و عدالت از ما دور ايستاده است زيرا كه راستي در كوچه ه افتاده است و استقامت نمي تواند داخل شود.
‎15‎ و راستي مفقود شده است و هركه از بدي اجتناب نمايد خود را به يغما مي سپارد. و چون خداوند اين را ديد در نظر او بد آمد كه انصاف وجود نداشت. ‎16‎ و او ديد كه كسي نبود و تعج�ب نمود كه شفاعت كننده اي وجود نداشت ؛ از اين جهت بازوي وي براي او نجات آورد و عدالت او وي را دستگيري نمود.
‎17‎ پس عدالت را مثل زره پوشيد و خود نجات را بر سر خويش نهاد. و جامة انتقام را به جاي لباس دربر كرد و غيرت را مثل ردا پوشيد. ‎18‎ بر وفق اعمال ايشان ، ايشان را جزا خواهد داد. به خصمان خود حد�ت خشم را و به دشمنان خويش مكافات و به جزاير پاداش را خواهد رسانيد. ‎19‎ و از طرف مغرب از نام يهوه و از طلوع آفتاب از جلال وي خواهند ترسيد زيرا كه او مثل نهر سرشاري كه باد خداوند آن را براند خواهد آمد. ‎20‎ و خداوند مي گويد كه نجات دهنده اي براي صهيون و براي آناني كه در يعقوب از معصيت بازگشت نمايند خواهد آمد.
‎21‎ و خداوند مي گويد: ام�ا عهد من با ايشان اين است كه روح من كه بر تو است و كلام من كه در دهان تو گذاشته ام از دهان تو و از دهان ذر�يت تو و از دهان ذر�يت ذر�يت تو دور نخواهد شد. خداوند مي گويد: از الآن و تا ابدالآباد.
1 برخيز و درخشان شو زيرا نور تو آمده و جلال خداوند بر تو طالع گرديده است.
2 زيرا اينك تاريكي جهان را و ظلمت غليظ طوايف را خواهد پوشانيد ام�ا خداوند بر تو طلوع خواهد نمود و جلال وي بر تو ظاهر خواهد شد.
3 و ام�ت ها سوي نور تو و پادشاهان بسوي درخشندگي طلوع تو خواهند آمد.
آورد.
4 چشمان خود را به اطراف خويش برافراز و بيين كه جميع آنها جمع شده ، نزد تو مي آيند. پسرانت از دورخواهند آمد و دخترانت را در آغوش خواهند
5 آنگاه خواهي ديد و خواهي درخشيد و دل تو لرزان شده ، وسيع خواهد گرديد ، زيرا كه توانگري دريا بسوي تو گردانيده خواهد شد و دولت ام�ت ها نزد تو خواهد آمد.
6 كثرت شتران و جمازگان مديان و عيفه تو را خواهند پوشانيد. جميع اهل شبع خواهند آمد و طلا و بخور آورده ، به تسبيح خداوند بشارت خواهند داد. 7 جميع گله هاي قيدار نزد تو جمع خواهند شد و قوچهاي نبايوت تو را خدمت خواهند نمود. به مذبح من با پذيرايي برخواهند آمد و خانة جلال خود را زينت خواهد داد.
8 اينها كيستند كه مثل ابر پرواز مي كنند و مانند كبوتران بر وزنهاي خود ؟
9 به درستي كه جزيره ها و كشتيهاي ترشيش او�ل انتظار مرا خواهند كشيد تا پسران تو را از دور و نقره و طلاي ايشان را با ايشان بياورند ، به جهت اسم يهوه خداي تو و به جهت قد�وس اسرائيل زيرا كه تو را زينت داده است.
‎577‎