جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب مقدّس؛ عهد عتیق؛ کامل | страница 572

‎11‎ همچنان كلام من كه از دهانم صادر گردد خواهد بود نزد من بي ثمر نخواهد برگشت بلكه آنچه را خواستم بجا خواهم آورد و براي آنچه آن را فرستادم كامران خواهد گرديد.
‎12‎ زيرا كه شما با شادماني بيرون خواهيد رفت و با سلامتي هدايت خواهيد شد كوهها و تل ّها در حضور شما به شادي ترن ّم خواهند نمود و جميع درختان صحرا دستك خواهند زد.
‎56‎
‎13‎ به جاي درخت خار و صنوبر به جاي خس آس خواهد روييد و براي خداوند اسم و آيت جاوداني كه منقطع نشود خواهد بود.
1 و خداوند چنين مي گويد: انصاف را نگاه داشته ، عدالت را جاري نماييد ، زيرا كه آمدن نجات من و منكشف شدن عدالت من نزديك است.
2 خوشابحال انساني كه اين را بجا آورد و بني آدمي كه به اين متمس�ك گردد ، كه به اين متمس�ك گردد ، كه س�ب�ت را نگاه داشته ، آن را بي حرمت نكند و دست خويش را از هر عمل بد باز دارد.
هستم.
3 پس غريبي كه با خداوند مقترن شده باشد ، تك ّلم نكند و نگويد كه خداوند مرا از قوم خود جدا نموده است و خصي هم نگويد كه اينك من درخت خشك
4 زيرا خداوند دربارة خصيهايي كه س� �بت هاي مرا نگاه دارند و آنچه را كه من خوش دارم اختيار نمايند و به عهد من متمس�ك گردند ، چنين مي گويد 5 كه به ايشان خواهم بخشيد.
6 و غريباني كه با خداوند مقترن شده ، او را خدمت منمايند و اسم خداوند را دوست داشته ، بندة او بشوند. يعني همة كساني كه س�ب�ت را نگاه داشته ، آن را بي حرمت نسازند و به عهد من متمس�ك شوند.
7 ايشان را به كوه قدس خود خواهم آورد و ايشان را در خانة عبادت خود شادمان خواهم ساخت و قرباني هاي سوختني و ذبايح ايشان بر مذبح من بول خواهد شد ، زيرا خانة من به خانة عبادت براي تمامي قوم ها مسم�ي خواهد شد.
8 و خداوند يهوه كه جمع كنندة رانده شدگان اسرائيل است مي گويد كه بعد از اين ديگران را با ايشان جمع خواهم كرد علاوه بر آناني كه از ايشان جمع شده اند.
9 اي تمام حيوانات صحرا و اي جميع حيوانات جنگل بياييد و بخوريد!
دارند.
‎10‎ ديده بانان او كورند ، جميع ايشان معرفت ندارند و همگي ايشان سگان گنگ اند كه نمي توانند بانگ كنند. خواب مي بينند و دراز شده ، خفتن رادوست مي
‎11‎ و اين سگان حريصند كه نمي توانند سير بشوند و ايشان شبانند كه نمي توانند بفهمند. جميع ايشان به راه خود ميل كرده ، هر يكي بطرف خود طالب سود خويش مي باشد.
‎57‎
‎12‎ و مي گويند بياييد شراب بياوريم و از مسكرات مست شويم و فردا مثل امروز روز عظيم بلكه بسيار زياده خواهد بود.
شوند.
1 مرد عادل تلف شد و كسي نيست كه اين را در دل خود بگذراند و مردان رؤف برداشته شدند و كسي فكر نمي كند كه عادلان از معرض بلا برداشته مي
2 آناني كه به استقامت سالك مي باشند ، به سلامتي داخل شده ، بر بسترهاي خويش آرامي خواهند يافت.
3 و ام�ا شما اي پسران ساحره و اولاد فاسق و زانيه به اينجا نزديك آييد! 4 بر كه تمسخر مي كنيد و بر كه دهان خود را باز مي كنيد و زبان را دراز مي نماييد ؟ آيا شما اولاد عصيان و ذري�ت كذب نيستيد
5 كه در ميان بلوطها و زير هر درخت سبز خويشتن را به حرارت مي آوريد و اطفال را در واديها زير شكاف صخره ها ذبح مي نماييد ؟ 6 در ميان سنگهاي م�لساي وادي نصيب تو است همينها قسمت تو مي باشد. براي آنها نيز هدية ريختني ريختي و هدية آردي گذرانيدي آيا من از اينها تسل ّي خواهم يافت ؟
7 بر كوه بلند و رفيع بستر خود را گستردي و به آنجا نيز برآمده ، قرباني گذرانيد.
8 و پشت درها و با هوها يادگار خود را واگذاشتي زيرا كه خود را به كسي ديگر غير از من مكشوف ساختي و برآمده ، بسترخود را پهن كردي و در ميان خود و ايشان عهد بسته ، بستر ايشان را دوست داشتي جايي كه آن را ديدي.
9 و با روغن در حضور پادشاه رفته ، عطري�ات خود را بسيار كردي و رسولان خود را بجاي دور فرستاده ، خويشتن را تا به هاويه پست گردانيدي.
‎10‎ از طولاني بودن راه درمانده شدي ام�ا نگفتي كه اميد نيست. تازگي قو�ت خود را يافتي پس از اين جهت ضعف بهم نرسانيدي.
‎11‎ از كه ترسان و هراسان شدي كه خيانت ورزيدي و مرا بياد نياورده ، اين را در دل خود جا ندادي ؟ آيا من از زمان قديم نيز ساكت نماندم پس از اين جهت از من نترسيدي ؟
‎575‎