21 پس اعلان نموده ، ايشان را نزديك آوريد تا با يكديگر مشورت نمايند. كيست كه اين را از اي�ام قديم اعلان نموده و از زمان سلف اخباركرده است ؟ آيا نه من كه يهوه هستم و غير از من خدايي ديگر نيست ؟ خداي عادل و نجات دهنده و سواي من نيست.
22 اي جميع كرانه هاي زمين به من توج�ه نماييد و نجات يابيد زيرا من خدا هستم و ديگري نيست.
خورد.
46
47
23 به ذات خود قسم خوردم و اين كلام به عدالت از دهانم صادر گشته برنخواهد گشت كه هر زانو پيش من خم خواهد شد و هر زبان به من قسم خواهد
24 و مرا خواهند گفت عدالت و قو�ت فقط در خداوند مي باشد. و بسوي او خواهند آمد و همگاني كه به او خشمناكند خجل خواهند گرديد. و تمامي ذري�ت اسرائيل در خداوند عادل شمرده شده ، فخر خواهند كرد.
1 بيل خم شده و ن َب�و منحني گرديده بتهاي آنها بر حيوانات و بهايم نهاده شد. آنهايي كه شما برمي داشتيد حمل گشته و بار حيوانات ضعيف شده است.
2 آنها جميع ًا منحني و خم شده ، آن بار را نمي توانند رهانيد بلكه خود آنها به اسيري مي روند.
3 اي خاندان يعقوب و تمامي بقي�ة خاندان اسرائيل كه از بطن بر من حمل شده و از رحم برداشتة من بوده ايد! 4 و تا به پيري شما من همان هستم و تا به شيخو خ �يت من شما را خواهم برداشت. من آفريدم و من برخواهم داشت و من حمل كرده ، خواهم رهانيد.
5 مرا با كه شبيه و مساوي مي سازيد و مرا با كه مقابل مي نماييد تا مشابه شويم ؟ 6 آناني كه طلا را از كيسه مي ريزند و نقره را به ميزان مي سنجند ، زرگري را اجير مي كنند تا خدايي از آن بسازد پس سجده كرده ، عبادت نيز مي نمايند. 7 آن را بر دوش برداشته ، مي برند و به جايش مي گذارند و او مي ايستد و ازجاي خود حركت نمي تواند كرد. نزد او استغاثه هم مي نمايند ام�ا جواب نمي دهد و ايشان را از تنگي ايشان نتواند رهانيد.
8 اين را بياد آوريد و مردانه بكوشيد. و اي عاصيان آن را در دل خود تف ّكر نماييد! 9 چيزهاي او�ل را از زمان قديم به ياد آوريد. زيرا من قادر مطلق هستم و ديگري نيست. خدا هستم و نظير من ني.
10 آخر را از ابتدا و آنچه را كه واقع نشده از قديم بيان مي كنم و مي گويم كه ارادة من برقرار خواهد ماند و تمامي مسر�ت خويش را بجا خواهم آورد.
11 مرغ شكاري را از مشرق و هم مشورت خويش را از جاي دور مي خوانم. من گفتم و البت ّه بجا خوام آورد و تقدير نمودم و البت ّه به وقوع خواهم رسانيد.
12 اي سختدلان كه از عدالت دور هستيد مرا بشنويد.
13 عدالت خود را نزديك آوردم و دور نمي باشد و نجات من تأخير نخواهد نمود و نجات را به جهت اسرائيل كه جلال من است در صهيون خواهم گذاشت.
1 اي باكره دختر بابل فرود شده ، بر خاك بنشين و اي دختر كلدانيان بر زمين بي كرسي بنشين زيرا تو را ديگر نازنين و لطيف نخواهند خواند.
2 دستاس را گرفته ، آرد را خرد كن نقاب را برداشته ، دامنت را برك�ش و ساقها را برهنه كرده ، از نهرها عبور كن.
3 عورت تو كشف شده ، رسوايي تو ظاهر خواهد شد. من انتقام كشيده ، بر احدي شفقت نخواهم نمود. 4 و ام�ا نجات دهندة ما اسم او يهوه صبايوت و قد�وس اسرائيل مي باشد.
5 اي دختر كلدانيان خاموش بنشين و به ظلمت داخل شو زيرا كه ديگر تو را ملكة ممالك نخواهند خواند. 6 بر قوم خود خشم نموده و ميراث خويش را بي حرمت كرده ، ايشان را به دست تو تسليم نمودم. بر ايشان رحمت نكرده ، يوغ خود را بر پيران بسيار سنگين ساختي.
7 و گفتي تا به ابد ملكه خواهم بود. و اين جيزها را در دل خود جا ندادي و عاقبت آنها را به ياد نياوردي. 8 پس الآن اي كه در عشرت بسر مي بري و در اطمينان ساكن هستي اين را بشنو. اي كه در دل خود مي گويي من هستم و غير از من ديگري نيست و بيوه نخواهم شد و بي اولادي را نخواهم دانست.
9 پس اين دو چيز يعني بي اولادي و بيوگي بغته� در يك روز به تو عارض خواهد شد و با وجود كثرت س�حر تو و افراط افسونگري زياد تو آنها بشد�ت بر تو استيلا خواهد يافت.
10 زيرا كه بر شرارت خود اعتماد نموده ، گفتي كسي نيست كه مرا بيند. و حكمت و ع�لم تو ، تو را گمراه ساخت و در دل خد گفتي: من هستم و غير از من ديگري نيست.
11 پس بلايي كه افسون آن را نخواهي دانست بر تو عارض خواهد شد ، تو را فرو خواهد گرفت و هلاكتي كه ندانسته اي ، ناگهان بر تو استيلا خواهد يافت.
12 پس در افسونگري خود و كثرت س�حر خويش كه در آنها از طفولي�ت مشق ّت كشيده اي قائم باش شايد كه منفعت تواني برد و شايد كه غالب تواني شد.
13 از فراواني مشورتهايت خسته شده اي ؛ پس تقسيم كنندگان افلاك و رصد بندان كواكب و آناني كه در غر�ة ماهها اخبار مي دهند بايستند تو را از آنچه بر تو واقع شدني است نجات دهند.
569