14 اينك مثل كاهب� ن� شده ، آتش ايشان را خواهد سوزانيد كه خويشتن را از سورت زبانة آن نخواهند رهانيد و آن اخگري كه خود را نزد آن گرم سازند و آتشي كه در برابرش بنشينند نخواهد بود.
15 آناني كه از ايشان مش ّقت كشيدي براي تو چنين خواهند شد و آناني كه از طفولي�ت با تو تجارت مي كردند هركس بجاي خود آواره خواهد گرديد و كسي كه تو را رهايي دهد نخواهد بود.
48 1 اي خاندان يعقوب كه به نام اسرائيل مسم�ي هستيد و از آب يهودا صادر شده ايد ، و به اسم يهوه قسم مي خوريد و خداي اسرائيل را ذكرمي نماييد ، ام�ا نه به صداقت و راستي ، اين را بشنويد.
2 زيرا كه خويشتن را از شهر م ّقدس مي خوانند و بر خداي اسرائيل كه اسمش يهوه صبايوت است اعتماد مي دارند.
3 چيزهاي او�ل را از قديم اخباركردم و از دهان من صادر شده ، آنها را اعلام نمودم بغته� به عمل آوردم و واقع شد. 4 چونكه دانستم كه تو سخت دل هستي و گردنت بند آهنين و پيشاني تو برنجين است.
5 بنابراين تو را قديم مخبرساختم و قبل از وقوع تو را اعلام نمودم. مبادا بگويي كه بت من آنها را بجا آورده و بت تراشيده و صنم ريخته شدة من آنها را امر فرموده است.
6 چونكه همة اين چيزها را شنيدي ، آنها را ملاحظه نما. پس آيا شما اعتراف نخواهيد كرد ، و از اين زمان چيزهاي تازه را به شما اعلام نمودم و چيزهاي مخفي را كه ندانسته بوديد ؟
7 در اين زمان و نه در اي�ام قديم آنها آفريده شد و قبل از امروز آنها را نشنيده بودي ، مبادا بگويي اينك اين چيزها را مي دانستم.
8 البت ّه نشنيده و هر آينه ندانسته و الب ّته گوش تو قبل از اين باز نشده بود. زيرا مي دانستم كه بسيار خيانتكارهستي و از رحم مادرت عاصي خوانده شد. 9 به خاطر اسم خود غضب خويش را به تأخير خواهم انداخت و به خاطرجلال خويش بر تو شفقت خواهم كرد تا تو را منقطع نسازم.
10 اينك تو را قال گذاشتم ام�ا نه مثل نقره و تو را در كورة مصيبت آزمودم.
11 به خاطر ذات خود ، به خاطر ذات خود اين را مي كنم زيرا كه اسم من چرا بايد بي حرمت شود و جلال خويش را به ديگري نخواهم داد.
12 اي يعقوب و اي دعوت شدة من اسرائيل بشنو! من او هستم! من او�ل هستم و آخر هستم!
13 به تحقيق دست من بنياد زمين را نهاد و دست راست من آسمانها را گسترانيد. وقتي كه آنها را مي خواهم با هم برقرار مي باشند. 14 پس همگي شما جمع شده ، بشنويد كيست از ايشان كه اينها را اخباركرده باشد. خداوند او را دوست مي دارد ، پس مسر�ت خود را بر بابل بجا خواهد آورد و بازوي او بر كلدانيان فرود خواهد آمد.
15 من تك ّلم نمودم و من او را خواندم و او را آوردم تا راه خود را كامران سازد.
16 به من نزديك شده ، اين را بشنويد. از ابتدا در خفا تكل ّم ننمودم و از زماني كه اين واقع شد من در آنجا هستم و الآن خداوند يهوه مرا و روح خود را فرستاده است.
17 خداوند كه و ّلي تو و قد�وس اسرائيل است چنين مي گويد: من يهوه خداي تو هستم و تو را تعليم مي دهم تا سود ببري و تو را به راهي كه بايد بروي هدايت مي نمايم.
18 كاش كه به اوامر من گوش مي دادي ، آنگاه سلامتي تو مثل نهر و عدالت تو مانند امواج دريا مي بود.
19 آنگاه ذري�ت آن مي بود و نام او از حضور من منقطع و هلاك نمي گرديد. 20 از بابل بيرون شده ، از ميان كلدانيان بگريزيد و اين را به آواز ترن ّم اخبارو اعلام نماييد و آن را تا اقصاي زمين شايع ساخته ، بگوييد كه خداوند بندة خود يعقوب را فديه داده است.
21 و تشنه نخواهند شد اگر چه ايشان را در ويرانه ها رهبري نمايد ، زيرا كه آب از صخره براي ايشان جاري خواهد ساخت و صخره را خواهد شكافت تا آبها بجوشد.
49
22 و خداوند مي گويد كه براي شريران سلامتي نخواهد بود.
1 اي جزيره ها از من بشنويد! و اي طوايف از جاي دور گوش دهيد! خداوند مرا از رحم دعوت كرده و از احشاي مادرم اسم مرا ذكر نموده است.
2 و دهان مرا مثل شمشير تيز ساخته ، مرا زير ساية دست خود پنهان كرده است. و مرا تير صيقلي ساخته در تركش خود مخفي نموده است.
3 و مرا گفت: اي اسرائيل تو بندة من هستي كه از تو خويشتن را تمجيد نموده ام! 4 ام�ا من گفتم كه عبث زحمت كشيدم و قو�ت خود را بي فايده و باطل صرف كردم ؛ ليكن حق� من با خداوند و اجرت من با خداي من مي باشد.
570