جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب مقدّس؛ عهد عتیق؛ کامل | Page 565

‎23‎ اي آسمانها ترن ّم نماييد زيرا كه خداوند اين را كرده است! و اي اسفلهاي زمين! فرياد برآوريد و اي كوهها و جنگها و هر درختي كه در آنها باشد بسراييد! زيرا خداوند يعقوب را فديه كرده است وخويشتن را در اسرائيل تمجيد خواهد نمود.
‎24‎ خداوند كه ول ّي تو است و تو را از رحم سرشته است چنين مي گويد: من يهوه هستم و همة چيز را ساختم. آسمانها را به تنهايي گسترانيدم و زمين را پهن كردم ؛ و با من كه بود ؟
‎25‎ آنكه آيات كاذبان را باطل مي سازد و جادوگران را احمق مي گرداند. و حكيمان را بعقب برمي گرداند و علم ايشان را به جهالت تبديل مي كند. ‎26‎ كه سخنان بندگان خود را برقرارمي دارد و مشورت رسولان خويش را به انجام مي رساند ، كه دربارة اروشليم مي گويد معمور خواهد شد و دربارة شهرهاي يهودا كه بنا خواهد شد و خرابي هاي آن را برپا خواهم داشت.
‎27‎ آنكه به لج�ه مي گويد كه خشك شو و نهرهايت را خشك خواهم ساخت.
‎28‎ و دربارة كورش مي گويد كه او شبان من است و تمامي مسر�ت مرا به اتمام خواهد رسانيد و دربارة اورشليم مي گويد بنا خواهد شد و دربارة هيكل كه بنياد تو نهاده خواهد گشت.
‎45‎
ام.
1 خداوند به مسيح خويش يعني به كورش كه: دست راست او را گرفتم تا به حضور وي ام�ت ها را مغلوب سازم و كمرهاي پادشاهان را بگشايم تا درها را به حضور وي مفتوح نمايم و دروازه ها ديگر بسته نشود چنين مي گويد.
2 كه من پيش روي تو خواهم خراميد و جايهاي ناهموار را هموارخواهم ساخت. و درهاي برنجين را شكسته ، پشت بندهاي آهنين را خواهم بريد.
3 و گنجهاي ظلمت و خزاين مخفي را به تو خواهم بخشيد تا بداني كه من يهوه كه تو را به اسمت خواندهام خداي اسرائيل مي باشم. 4 به خاطر بندة خود يعقوب و برگزيدة خويش اسرائيل ، هنگامي كه مرا نشناختي تو را به اسمت خواندم و مل ّقب ساختم.
5 من يهوه هستم و ديگري نيست و غير از من خدايي ني. من كمر تو را بستم هنگامي كه مرا نشناختي. 6 تا از مشرق آفتاب و مغرب آن بدانند كه سواي من احدي نيست. من يهوه هستم و ديگري ني.
7 پديد آورندة نور و آفرينندة ظلمت. صانع سلامتي و آفرينندة بدي. من يهوه صانع همة اين چيزها هستم.
8 اي آسمانها از بالا بيارانيد تا افلاك عدالت را فرو ريزد و زمين بشكافد تا نجات و عدالت نم�و كنند و آنها را با هم بروياند زيرا كه من يهوه اين را آفريده
9 واي بر كسي كه با صانع خود چون سفالي با سفالهاي زمين مخاصمه نمايد. آيا كوزه به كوزه گر بگويد چه چيز را ساختي ؟ يا مصنوع تو دربارة تو بگويد كه او دست ندارد ؟
‎10‎ واي بر كسي كه به پدر خود گويد: چه چيز را توليد نمودي و به زن كه چه زاييدي.
نماييد.
‎11‎ خداوند كه قد�وس اسرائيل و صانع آن مي باشد چنين مي گويد: دربارة امور آينده از من سؤال نماييد و پسران مرا و اعمال دستهاي مرا به من تفويض
‎12‎ من زمين را ساختم و انسان را بر آن آفريدم. دستهاي من آسمانها را گسترانيد و من تمامي لشكرهاي آنها را امر فرمودم.
‎13‎ من او را به عدالت برانگيختم و تمامي راههايش را راست خواهم ساخت. شهر مرا بنا كرده ، اسيرانم را آزاد خواهد نمود ، ام�ا نه براي قيمت و نه براي هديه. يهوه صبايوت اين را مي گويد.
‎14‎ خداوند چنين مي گويد: حاصل مصر و تجارت حبش و اهل سبا كه مردان بلند قد� مي باشند نزد تو عبورنموده ، از آن تو خواهند بود. و تابع تو شده در زنجيرها خواهند آمد و پيش تو خم شده و نزد تو التماس نموده ، خواهند گفت: الب ّته خدا در تو است و ديگري نيست و خدايي ني.
‎15‎ اي خداي اسرائيل و نجات دهنده يقين ًا خدايي هستي كه خود را پنهان مي كني. ‎16‎ جميع ايشان خجل و رسوا خواهند شد و آناني كه بتها مي سازند با هم به رسوايي خواهند رفت.
‎17‎ ام�ا اسرائيل به نجات جاوداني از خداوند ناجي خواهند شد و تا ابدالآباد خجل و رسوا نخواهند گرديد.
‎18‎ زيرا يهوه آفرينندة آسمان كه خدا است كه زمين را سرشت و ساخت و آن را استوار نمود و آن را عبث نيافريد بلكه به جهت سكونت مصو�ر نمود چنين مي گويد: من يهوه هستم و ديگري نيست.
‎19‎ در خفا و در جايي از زمين تاريك تكل ّم ننمودم. و به ذري�ة يعقوب نگفتم كه مرا عبث بطلبيد. من يهوه به عدالت سخن مي گويم و چيزهاي راست را اعلان مي نمايم.
‎20‎ اي رها شدگان از ام�ت ها جمع شده ، بياييد و با هم نزديك شويد. آناني كه چوب بتهاي خود را برمي دارند و نزد خدايي كه نتواند رهانيد دعا مي نمايند معرفت ندارند.
‎568‎