24 ني مع ّطر را به جهت من به نقره نخريدي و به پيه ذبايح خويش مرا سيرنساختي. بلكه به گناهان خود بر من بندگي نهادي و به خطاياي خويش مرا به تنگ آوردي.
44
25 من هستم من كه بخاطر خود خطاياي تو را محو ساختم و گناهان تو را بياد نخواهم آورد. 26 مرا ياد بده تا با هم محاكمه نماييم. حج�ت خود را بياور تا تصديق شوي.
27 اجداد او�لين تو گناه ورزيدند و واسطه هاي تو به من عاصي شدند.
28 بنابراين من سروران قدس را بي احترام خواهم ساخت و يعقوب را به لعنت و اسرائيل را به دشنام تسليم خواهم نمود.
1 ام�ا الآن اي بندة من يعقوب بشنو و اي اسرائيل كه تو را برگزيده ام!
2 خداوند كه تو را آفريده و تو را از رحم بسرشت و معاون تو مي باشد چنين مي گويد: اي بندة من يعقوب مترس! و اي ي� ُشرون كه تو را برگزيده ام!
3 اينك بر زمين تشنه آب خواهم ريخت و نهرها بر خشك. روح خود را بر ذري�ت تو خواهم ريخت و بركت خويش را بر اولاد تو. 4 و ايشان در ميان سبزه ها ، مثل درختان بيد بر جويهاي آب خواهند روييد. 5 يكي خواهد گفت كه من از آن خداوند هستم و ديگري بدست خود براي خداوند خواهد نوشت و خويشتن را به نام اسرائيل ملق ّب خواهد ساخت.
6 خداوند پادشاه اسرائيل و يهوه صبايوت كه ول ّي ايشان است چنين مي گويد: من او�ل و آخر هستم و غير از من خدايي نيست. 7 و مثل من كيست كه آن را اعلان كند و بيان نمايد و آن را ترتيب دهد ، زماني كه قوم قديم را برقرار نمودم. پس چيزهاي آينده و آنچه را كه واقع خواهد شد اعلان بنمايند.
8 ترسان و هراسان مباشيد آيا از زمان قديم تو را اخبار و اعلام ننمودم و آيا شما شهود من نيستيد ؟ آيا غير از من خدايي هست ؟ الب ّته صخره اي نيست و احدي را نمي شناسم.
بكشند.
9 آناني كه بتهاي تراشيده مي سازند ، ج ميع ًا باطلند و چيزهايي كه ايشان مي پسندند ، فايده اي ندارد و شهود ايشان نمي بينند و نمي دانند تا خجالت
10 كيست كه خدايي ساخته يا بني ريخته باشد كه نفعي ندارد ؟
11 اينك جميع ياران او خجل خواهند شد و صنعتگران از انسان مي باشند. پس جميع ايشان جمع شده ، بايستند تا با هم ترسان و خجل گردند.
12 آهن را با تيشه مي تراشند و آن را با زغال كار مي كند و با چكش صورت مي دهد و با قو�ت بازوي خويش آن را مي سازد و نيز گرسنه شده ، بي قو�ت مي گردد و آب ننوشيده ، ضعف بهم مي رساند.
13 چوب را مي تراشد و ريسمان را كشيده ، با قلم آن را نشان مي كند و با رنده آن را صاف مي سازد و با پرگار نشان مي دهد پس آنرا به شبيه انسان و به جمال آدمي مي سازد تا در خانه ساكن شود.
14 سروهاي آزاد براي خود قطع مي كند و سنديان و بلوط را گرفته ، آنها را از درختان جنگل براي خود اختيار مي كند و شمشاد را غرس نموده ، باران آن را نمو� مي دهد.
كند.
15 پس براي شخص به جهت سوخت بكار مي آيد و از آن گرفته ، خود را گرم مي كند و آن را افروخته نان مي پزد و خدايي ساخته ، پيش آن سجده مي
16 بعضي از آن را در آتش مي سوزاند و بر بعضي گوشت پخته مي خورد و كباب را برشته كرده ، سير مي شود و گرم شده ، مي گويد: و گرم شده ، آتش را ديدم.
17 و از بقية آن خدايي يعني بت خويش را مي سازد و پيش آن سجده كرده ، عبادت مي كند و نزد آن دعا نموده ، مي گويد: مرا نجات بده چونكه توخداي من هستي.
18 ايشان نمي دانند و نمي فهمند زيرا كه چشمان ايشان را بسته است تا نبينند و دل ايشان را تا تعق ّل ننمايند. 19 و تفك ّرننموده ، معرفت و فطانتي ندارند تا بگويند نصف آن را در آتش سوختيم و بر زغالش نيز نان پختيم و گشوت را كباب كرده ، خورديم. پس آيا از بقي�ة آن بتي بسازيم و به تنة درخت سجده نماييم ؟
20 خاكستر را خوراك خود مي سازد و دل فريب خوردة او را گمراه مي كند كه جان خود را نتواند رهانيد و فكر نمي نمايد كه آيا در دست راست من دروغ نيست.
21 اي يعقوب و اي اسرائيل اينها را بياد آور چونكه تو بندة من هستي. تو را سرشتم اي اسرائيل تو بندة من هستي از من فراموش نخواهي شد.
22 تقصيرهاي تو را مثل ابر غليظ و گناهانت را مانند ابر محو ساختم. پس نزد من باز گشت نما زيرا تو را فديه كرده ام.
567