جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب مقدّس؛ عهد عتیق؛ کامل | Page 564

‎24‎ ني مع ّطر را به جهت من به نقره نخريدي و به پيه ذبايح خويش مرا سيرنساختي. بلكه به گناهان خود بر من بندگي نهادي و به خطاياي خويش مرا به تنگ آوردي.
‎44‎
‎25‎ من هستم من كه بخاطر خود خطاياي تو را محو ساختم و گناهان تو را بياد نخواهم آورد. ‎26‎ مرا ياد بده تا با هم محاكمه نماييم. حج�ت خود را بياور تا تصديق شوي.
‎27‎ اجداد او�لين تو گناه ورزيدند و واسطه هاي تو به من عاصي شدند.
‎28‎ بنابراين من سروران قدس را بي احترام خواهم ساخت و يعقوب را به لعنت و اسرائيل را به دشنام تسليم خواهم نمود.
1 ام�ا الآن اي بندة من يعقوب بشنو و اي اسرائيل كه تو را برگزيده ام!
2 خداوند كه تو را آفريده و تو را از رحم بسرشت و معاون تو مي باشد چنين مي گويد: اي بندة من يعقوب مترس! و اي ي� ُشرون كه تو را برگزيده ام!
3 اينك بر زمين تشنه آب خواهم ريخت و نهرها بر خشك. روح خود را بر ذري�ت تو خواهم ريخت و بركت خويش را بر اولاد تو. 4 و ايشان در ميان سبزه ها ، مثل درختان بيد بر جويهاي آب خواهند روييد. 5 يكي خواهد گفت كه من از آن خداوند هستم و ديگري بدست خود براي خداوند خواهد نوشت و خويشتن را به نام اسرائيل ملق ّب خواهد ساخت.
6 خداوند پادشاه اسرائيل و يهوه صبايوت كه ول ّي ايشان است چنين مي گويد: من او�ل و آخر هستم و غير از من خدايي نيست. 7 و مثل من كيست كه آن را اعلان كند و بيان نمايد و آن را ترتيب دهد ، زماني كه قوم قديم را برقرار نمودم. پس چيزهاي آينده و آنچه را كه واقع خواهد شد اعلان بنمايند.
8 ترسان و هراسان مباشيد آيا از زمان قديم تو را اخبار و اعلام ننمودم و آيا شما شهود من نيستيد ؟ آيا غير از من خدايي هست ؟ الب ّته صخره اي نيست و احدي را نمي شناسم.
بكشند.
9 آناني كه بتهاي تراشيده مي سازند ، ج ميع ًا باطلند و چيزهايي كه ايشان مي پسندند ، فايده اي ندارد و شهود ايشان نمي بينند و نمي دانند تا خجالت
‎10‎ كيست كه خدايي ساخته يا بني ريخته باشد كه نفعي ندارد ؟
‎11‎ اينك جميع ياران او خجل خواهند شد و صنعتگران از انسان مي باشند. پس جميع ايشان جمع شده ، بايستند تا با هم ترسان و خجل گردند.
‎12‎ آهن را با تيشه مي تراشند و آن را با زغال كار مي كند و با چكش صورت مي دهد و با قو�ت بازوي خويش آن را مي سازد و نيز گرسنه شده ، بي قو�ت مي گردد و آب ننوشيده ، ضعف بهم مي رساند.
‎13‎ چوب را مي تراشد و ريسمان را كشيده ، با قلم آن را نشان مي كند و با رنده آن را صاف مي سازد و با پرگار نشان مي دهد پس آنرا به شبيه انسان و به جمال آدمي مي سازد تا در خانه ساكن شود.
‎14‎ سروهاي آزاد براي خود قطع مي كند و سنديان و بلوط را گرفته ، آنها را از درختان جنگل براي خود اختيار مي كند و شمشاد را غرس نموده ، باران آن را نمو� مي دهد.
كند.
‎15‎ پس براي شخص به جهت سوخت بكار مي آيد و از آن گرفته ، خود را گرم مي كند و آن را افروخته نان مي پزد و خدايي ساخته ، پيش آن سجده مي
‎16‎ بعضي از آن را در آتش مي سوزاند و بر بعضي گوشت پخته مي خورد و كباب را برشته كرده ، سير مي شود و گرم شده ، مي گويد: و گرم شده ، آتش را ديدم.
‎17‎ و از بقية آن خدايي يعني بت خويش را مي سازد و پيش آن سجده كرده ، عبادت مي كند و نزد آن دعا نموده ، مي گويد: مرا نجات بده چونكه توخداي من هستي.
‎18‎ ايشان نمي دانند و نمي فهمند زيرا كه چشمان ايشان را بسته است تا نبينند و دل ايشان را تا تعق ّل ننمايند. ‎19‎ و تفك ّرننموده ، معرفت و فطانتي ندارند تا بگويند نصف آن را در آتش سوختيم و بر زغالش نيز نان پختيم و گشوت را كباب كرده ، خورديم. پس آيا از بقي�ة آن بتي بسازيم و به تنة درخت سجده نماييم ؟
‎20‎ خاكستر را خوراك خود مي سازد و دل فريب خوردة او را گمراه مي كند كه جان خود را نتواند رهانيد و فكر نمي نمايد كه آيا در دست راست من دروغ نيست.
‎21‎ اي يعقوب و اي اسرائيل اينها را بياد آور چونكه تو بندة من هستي. تو را سرشتم اي اسرائيل تو بندة من هستي از من فراموش نخواهي شد.
‎22‎ تقصيرهاي تو را مثل ابر غليظ و گناهانت را مانند ابر محو ساختم. پس نزد من باز گشت نما زيرا تو را فديه كرده ام.
‎567‎