جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب مقدّس؛ عهد عتیق؛ کامل | Page 563

‎20‎ چيزهاي بسيار را مي بيني ام�ا نگاه نمي داري. گوشها را مي گشايد ليكن خود نمي شنود.
‎21‎ خداوند را به خاطر عدل خود پسند آمد كه شريعت خويش را تعظيم و تكريم نمايد.
‎22‎ ليكن اينان قوم غارت و تاراج شده اند و جميع ايشان در حفره ها صيد شده و در زندانها مخفي گرديده اند. ايشان غارت شده و رهاننده اي نيست. تاراج گشته و كسي نمي گويد كه باز ده.
‎23‎ كيست در ميان شما كه به اين گوش دهد و توجه نموده ، براي زمان آينده بشنود ؟ ‎24‎ كيست كه يعقوب را به تاراج و اسرائيل را به غارت تسليم نمود ؟ آيا خداوند نبود كه به او گناه ورزيديم و چونكه ايشان به راههاي او نخواستند سلوك نمايند و شريعت او را اطاعت ننمودند ؟
‎25‎ بنابراين ح�دت غضصب خود و شدت جنگ را بر ايشان ريخت و آن ايشان را از هر طرف مشتعل ساخت و ندانستند و ايشان را سوزانيد اما تفكر
ننمودند. ‎43‎
ج 9
1 و الآن خداوند كه آفريندة تو اي يعقوب ، و صانع تو اي اسرائيل است چنين مي گويد: » مترس زيرا كه من فديه دادم و تو را فديه دادم و تو را به اسمت خواندم پس تو از آن من هستي.
2 چون از آبها بگذري من با تو خواهم بود و چون از نهرها عبور نمايي تو را فرو نخواهند بود و چون از ميان روي ، سوخته نخواهي شد و شعله اش تو را نخواهد سوزانيد.
3 زيرا من يهوه خداي تو و قد�وس اسرائيل نجات دهندة تو هستم. مصر را فدية تو ساختم و حبش و سبا را به عوض تو دادم. 4 چونكه در نظر من گرانبها و مكر�م بودي و من تو را دوست مي داشتم. پس مردمان را به عوض تو و طوايف را در عوض جان تو تسليم خواهم نمود. 5 مترس زيرا كه من با تو هستم و ذري�ت تو را از مشرق خواهم آورد و تو را از مغرب جمع خواهم نمود.
6 به شمال خواهم گفت كه بده و به جنوب كه“ ممانعت مكن” پسران مرا از جاي دور و دخترانم را از كرانهاي زمين بياور. 7 يعني هركه را به اسم من ناميده شود و او را به جهت جلال خويش آفريده و او را مصو�ر نموده و ساخته باشم ‏.»‏
8 قومي را كه چشم دارند ، اما كور هستند و گوش دارند اما كر مي باشند بيرون آور. ميع ام�ت ها با هم جمع شوند و قبيله فراهم آيند. پس در ميان آنها كيست كه از اين خبردهد و امور اول ّين را به ما اعلام شوند ؟ شهود خود را بياورند تا
تصديق شوند يا استماع نموده ، اقرار بكنند كه اين راست است.
‎10‎ يهوه مي گويد كه شما و بندة من كه او را برگزيده ام شهود من مي باشيد تا دانسته ، به من ايمان آوريد و بفهميد كه من او هستم و پيش از من خدايي مصو�ر نشده و بعد از من هم نخواهد شد.
‎11‎ من ، يهوه هستم و غير از من نجات دهنده اي نيست.
‎12‎ من اخبارنموده و نجات داده ام و اعلام نموده و در ميان شما خداي غير نبوده است. خداوند مي گويد كه شما شهود من هستيد و من خدا هستم.
‎13‎ و از امروز نيز من او مي باشم و كسي كه از دست من تواند رهانيد نيست. من عمل خواهم نمود و كيست كه آن را رد نمايد ؟ ‎14‎ خداوند كه و ّلي شما و قد�وس اسرائيل است چنين مي گويد: » بخاطر شما به بابل فرستادم. و همة ايشان را مثل فراريان فرود خواهم آورد و كلدانيان را نيز در كشتيهاي و�ج�د ايشان.
‎15‎ من خداوند قد�وس شما هستم. آفرينندة اسرائيل و پادشاه شما.
شد.
‎16‎ خداوند كه راهي در دريا و طريقي در آبهاي عظيم مي سازد چنين مي گويد ،
‎17‎ آنكه ارابه ها و اسبها و لشكر و قو�ت آن را بيرون مي آورد: » ايشان با هم خواهند خوابيد و نخواهند برخاست و منطفي شده ، مثل فتيله خاموش خواهند
‎18‎ چيزهاي او�لين را بياد نياوريد و در امور قديم تف ّكر ننماييد.
‎19‎ اينك من چيز نويي بوجود مي آورم و آن الآن بظهورمي آيد. آيا آن را نخواهيد دانست ؟ بدرستي كه راهي در بيابان و نهرها در هامون قرار خواهم داد. ‎20‎ حيوانات صحرا گرگان و شترمرغها مرا تمجيد خواهند نمود چونكه آب در بيابان و نهرها در صحرا بوجود مي آورم تا قوم خود و برگزيدگان خويش را سيراب نمايم.
‎21‎ اين قوم را براي خود ايجاد كردم تا تسبيح مرا بخوانند.
‎22‎ ام�ا تو اي يعقوب مرا نخواندي و تو اي اسرائيل از من به تنگ آمدي!
‎23‎ گوسفندان قرباني هاي سوختني خود را براي من نياوردي و به ذبايح خود مرا تكريم ننمودي! به هدايا بندگي بر تو ننهادم و به بخور تو را به تنگ نياوردم.
‎566‎