جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب مقدّس؛ عهد عتیق؛ کامل | Page 542

‎10‎
‎15‎ مرد پير و مرد شريف سر است و نبي اي كه تعليم دروغ مي دهد ، دم مي باشد.
‎16‎ زيرا كه هاديان اين قوم ايشان را گمراه مي كنند و پيروان بلعيده مي شوند.
‎17‎ از اين سبب خداوند از جوانان ايشان مسرور نخواهد شد و بر يتيمان و بيوه زنان ايشان ترح�م نخواهد نمود. چونكه جميع ايشان منافق و شريرند و هر دهاني به حماقت متك ّلم مي شود با اينهمه غضب بر او برگردانيده نشده و دست او هنوز دراز است.
‎18‎ زيرا كه شرارت مثل آتش مي سوزاند و خار وخس را مي خورد ، و در بوته هاي جنگل افروخته شده ، دود غليظ پيچان مي شود. ‎19‎ از غضب يهوه صبايوت زمين سوخته شده است و قوم هيزم آتش گشته اند و كسي بر برادر خود شفقت ندارد. ‎20‎ از جانب راست مي ربايند و گرسنه مي مانند و از طرف چپ مي خورند و سير نمي شوند و هركس گوشت بازوي خود را مي خورد.
‎21‎ منس�ي افرايم را از افرايم من ّسي را و هر دوي ايشان ب ّضد يهودا متح�د مي شوند ، با اينهمه غضب او برگردانيده نشده و دست او هنوز دراز است.
1 واي بر آناني كه احكام غير عادله را جاري مي سازند و كاتباني كه ظلم را مرقوم مي دارند.
2 تا مسكينان را از داوري منحرف سازند و حق� فقيران قوم مرا بربايند تا آنكه بيوه زنان غارت ايشان بشوند و يتيمان را تاراج نمايند.
3 پس در روز بازخواست در حيني كه خرابي از دور مي آيد ، چه خواهيد كرد و بسوي كه براي معاونت خواهيد گريخت و جلال خود را از كجا خواهيد انداخت ؟
4 غير از آنكه زير اسيران خم شوند و زير كشتگان بيفتند. با اينهمه غضب او برگردانيده نشد و دست او هنوز دراز است.
5 واي بر آشور كه عصاي غضب من است و عصايي كه در دست ايشان است خشم من مي باشد. 6 او را بر امت منافق مي فرستم و نزد قوم مغضوب خود مأمور مي دارم ، تا غنيمتي بربايند و غارتي ببرند و ايشان را مثل گل كوچه ها پايمال سازند.
7 اما او چنين گمان نمي كند و دلش بدينگونه قياس نمي نمايد ، بلكه مراد دلش اين است كه امت هاي بسيار را هلاك و منقطع بسازد. 8 زيرا مي گويد آيا سرداران من جميع ًا پادشاه نيستند ؟
9 آيا َكلنو مثل كركميش نيست و آيا حمات مثل ارفاد ني ، و آيا سامره مانند دمشق نمي باشد.
‎10‎ چنانكه دست من بر ممالك بتها استيلا يافت ؟
و بتهاي تراشيدة آنها از بتهاي اورشليم و سامره بيشتر بودند ؟ ‎11‎ پس آيا به نهجي كه به سامره و بتهايش عمل نمودم به اورشليم و بتهايش چنين نخواهند نمود ؟
‎12‎ و واقع شد بعد از آنكه خداوند تمامي كار خود را با كوه صهيون و اورشليم به انجام رسانيده باشد كه من از ثمرة دل مغرور پادشاه آشور و از فخر چشمان متكبر وي انتقام خواهم كشيد.
‎13‎ زيرا مي گويد: » به قوت دست خود و به حكمت خويش چونكه فهيم هستم اين را كردم و حدود قومها را منبقل ساختم و خزاين ايشان را غارت نمودم و مثل جب�ار سروران ايشان را به زير انداختم.
‎14‎ و دست من دولت قوم ها را مثل آشيانه اي گرفته است و به طوري كه تخمهاي متروك را جمع كنند ، من تمامي زمين را جمع كردم و كسي نبود كه بال را بجنباند يا دهان خود را بگشايد يا جك جك بنمايد.
‎15‎ آيا تبر بر كسي كه به آن مي شكند فخر خواهد نمود يا ار�ه بر كسي كه آن را مي شكند افتخار خواهد كرد ، كه گويا عصا بلند كنندة خود را بجنباند يا چوب دست آنچه نباشد بلند نمايد ؟
‎16‎ بنابراين خداوند يهوه صبايوت بر فربهاي او لاغري خواهد فرستاد و زير جلال او سوختني مثل سوختن آتش افروخته خواهد شد.
‎17‎ و نور اسرائيل نار و قد�وس وي شعله خواهد شد. و در يك روز خار و خس را سوزانيده ، خواهد خورد. ‎18‎ و شوكت جنگل و بستان او هم روح و هم بدن را تباه خواهد ساخت و مثل گداختن مريض خواهد شد.
‎19‎ و بقي�ه درختان و جنگلش قليل العدد خواهد بود كه طفلي آنها را ثبت تواند كرد. ‎20‎ و در آن روز واقع خواهد شد كه بقية اسرائيل و ناجيان خاندان يعقوب بار ديگر بر زنندة خودشان اعتماد نخواهند نمود ، بلكه بر خداوند كه قدو�س اسرائيل است به خلاص اعتماد خواهند نمود.
‎21‎ و بقي�ه اي يعني بقية يعقوب بسوي خداي قادر مطلق بازگشت خواهند كرد.
‎22‎ زيرا هرچند قوم تو اسرائيل مثل ريگ دريا باشند ، فقط از ايشان بق ّيتي بازگشت خواهند نمود. هلاكتي كه م ّقدر است به عدالت مجرا خواهد شد ،
‎23‎ زيرا خداوند يهوه صبايوت هلاكت و تقديري در ميان تمام زمين به عمل خواهد آورد. ‎24‎ بنابراين خداوند يهوه صبايوت چنين مي گويد: اي قوم من كه در صهيون ساكنيد از آشور مترسيد ، اگرچه شما را به چوب بزند و عصاي خود را مثل مصريان بر شما بلند نمايد.
‎25‎ زيرا بعد از زمان بسيار كمي ، غضب تمام خواهد شد و خشم من براي هلاكت ايشان خواهد بود.
‎545‎