گرديد.
9 يهوه صبايوت در گوش من گفت: » به درستي كه خانه هاي بسيار خراب خواهد شد ، و خانه هاي بزرگ و خوش نما غيرمسكون خواهد
10 زيرا كه ده جفت گاو زمين يك بت خواهد آورد و يك حومر تخم يك ايفه خواهد داد.
11 واي بر آناني كه صبح زود برمي خيزند تا در پي مسكرات بروند ، و شب دير مي نشينند تا شراب ايشان را گرم نمايد.
12 و در بزمهاي ايشان عود و بربط و دف� و ناي و شراب مي باشد. اما به فعل خداوند نظر نمي كنند و به عمل دستهاي وي نمي نگرند.
13 بنابراين قوم من به سبب عدم معرفت اسير شده اند و شريفان ايشان گرسنه و عوام ايشان از تشنگي خشك گرديده. 14 از اين سبب هاويه حرص خود را زياد كرده و دهان خويش را بي ح�د باز نموده است و جلال و جمهور و شوكت ايشان و هركه در ايشان شادمان باشد در آن فرو مي رود.
15 و مردم خم خواهند شد و مردان ذليل خواهند گرديد و چشمان متكب�ران پست خواهد شد.
16 و يهوه صبايوت به انصاف متعال خواهد بود و خداي قد�وس به عدالت تقديس كرده خواهد شد.
17 آنگاه بره هاي غربا در مرتع هاي ايشان خواهند چريد و غريبان ويرانه هاي پرواريهاي ايشان را خواهند خورد. 18 واي بر آناني كه عصيان را به ريسمانهاي بطالت و گناه را گويا به طناب ارابه مي كشند.
19 و مي گويند باشد كه او تعجيل نموده ، كار خود را بشتاباند تا آن را ببنينم. و مقصود قد�وس اسرائيل نزديك شده ، بياييد تا آن را بدانيم. 20 واي بر آناني كه بدي را نيكويي و نيكويي را بدي مي نامند ، كه ظلمت را به جاي نور و نور را به جاي ظلمت مي گذراند ، و تلخي را به جاي شيريني و شيريني را به جاي تلخي مي نهند.
21 واي بر آناني كه در نظر خود حكيمند ، و پيش روي خود فهيم مي نمايند.
22 واي بر آناني كه براي نوشيدن شراب زورآورند ، و به جهت ممزوج ساختن مسكرات مردان قو�ي مي باشند.
23 كه شريران را براي رشوه عادل مي شمارند ، و عدالت عادلان را از ايشان برمي دارند. 24 بنابراين به نهجي كه شرارة آتش كاه را مي خورد و علف خشك در شعله مي افتد ، همچنان ريشة ايشان عفونت خواهد شد و شكوفة ايشان مثل غبار برافشانده خواهد گرديد و چونكه شريعت يهوه صبايوت را ترك كرده ، كلام قد�وس اسرائيل را خوار شمرده اند.
25 بنابراين خشم خداوند بر قوم خود مشتعل شده و دست خود را بر ايشان دراز كرده ، ايشان را مبتلا ساخته است. و كوهها بلرزيدند و لاشهاي ايشان در ميان كوچه ها مثل فضلات گرديده اند. با وجود اين همه غضب او برنگرديد و دست وي تاكنون دراز است.
26 و ع� ْلمي به جهت ام�ت هاي بعيد برپا خواهد كرد و از اقصاي زمين براي ايشان صغير خواهد زد.
27 و در ميان ايشان احدي خسته و لغزش خورنده نخواهد بود و احدي نه پينگي خواهد شد.
28 كه تيرهاي ايشان تيز و تمامي كمانهاي ايشان ، زده شده است. سمهاي اسبان ايشان مثل سنگ خارا و چرخهاي ايشان مثل گردباد شمرده خواهد شد. 29 غر�ش ايشان مثل شير ماده و مانند شيران ژيان غر�ش خواهند كرد و ايشان نعره خواهند زد و صيد را گرفته ، بسلامتي خواهند برد و رهاننده اي نخواهد بود.
30 و در آن روز بر ايشان مثل شورش دريا شورش خواهند كرد. و اگر كسي به زمين بنگرد ، اينك تاريكي و تنگي است و نور در افلاك آن به ظلمت مب�دل شده است. 6
1 در سالي كه ع ّزي�ا پادشاه مرد ، خداوند را ديدم كه بر كرسي بلند و عالي نشسته بود ، و هيكل از دامنهاي وي پر بود.
2 و سرافين بالاي آن ايستاده بودند كه هر يك از آنها شش بال داشت ، و با دو از آنها روي خود را مي پوشانيد و با دو پايهاي خود را مي پوشانيد و با دو پرواز مي نمود.
3 و يكي ديگري را صدا زده ، مي گفت: قد�وس قدو�س قدو�س يهوه صبايوت ، تمامي زمين از جلال او مم ّلو است. 4 و اساس آستانه از آواز او كه صدا مي زد مي لرزيد و خانه از دود پر شد.
5 پس گفتم: واي بر من كه هلاك شده ام زيرا كه مرد ناپاك لب هستم و در ميان قوم ناپاك لب ساكنم و چشمانم يهوه صبايوت پادشاه را ديده است.
6 آنگاه يكي از سرافين نزد من پريد و در دست خود اخگري كه با انبر از روي مذبح گرفته بود ، داشت. 7 و آن را بر دهانم گذارده ، گفت كه اينك اين لبهايت را لمس كرده است و عصيانت رفع شده و گناهت ك ّفاره گشته است.
8 آنگاه آوازخداوند را شنيدم كه مي گفت: كه را بفرستم و كيست كه براي ما برود ؟ گفتم: مرا بفرست.
9 گفت: برو و به اين قوم بگو البته خواهيد شنيد ، اما نخواهيد فهميد و هر آينه خواهيد نگريست اما درك نخواهيد كرد.
542