جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب مقدّس؛ عهد عتیق؛ کامل | Page 538

‎12‎ و اما قوم من ، كودكان بر ايشان ظلم مي كنند و زنان بر ايشان حكمراني مي نمايند. اي قوم من ، راهنمايان شما گمراه كنندگانند و طريق راههاي شما را خراب مي كنند.
‎13‎ خداوند براي م�حاجه برخاسته و به جهت داوري قومها ايستاده است.
است.
4
‎14‎ خداوند با مشايخ قوم خود و سروران ايشان به محاكمه درخواهد آمد ، زيرا شما هستيد كه تاكستانها را خورده ايد و غارت فقيران در خانه هاي شما
‎15‎ خداوند يهوه صبايوت مي گويد: » شما را چه شده است كه قوم مرا مي كوبيد و رويهاي فقيران را خرد مي نماييد ؟
‎16‎ و خداوند مي گويد: از اين جهت كه دختران صهيون متكب�رند و با گردن افراشته و غمزات چشم راه مي روند و به ناز مي خرامند و به پايهاي خويش خلخالها را به صدا مي آورند.
‎17‎ بنابراين خداوند فرق سر دختران صهيون را كل خواهد ساخت و خداوند عورت ايشان را برهنه خواهد نمود. ‎18‎ و در آن روز خداوند زينت خلخالها و پيشاني بندها و هلالها را دور خواهد كرد.
‎19‎ و گوشواره ها و دستبند ها و روبندها را ، ‎20‎ و دستارها و زنجيرها و كمربندها و عطر دانها و تعويذ را ،
‎21‎ و انگشترها و حلقه هاي بيني را.
‎22‎ و رخوت نقيسه و رداها و شالها و كيسه ها را ،
‎23‎ و آينه ها و كتان نازك و عمامه ها و برقع را. ‎24‎ و واقع مي شود كه به عوض عطري�ات ، عفونت خواهد شد و به عوض كمربند ، ريسمان و به عوض مويهاي بافته ، كلي و به عوض سينه بند ، زن ّار پلاس و به عوض زيبايي ، سوختگي خواهد بود.
‎25‎ و مردانت به شمشير و شجاعات در جنگ خواهند افتاد.
‎26‎ و دروازه هاي وي ناله و ماتم خواهند كرد ، و او خراب شده ، بر زمين خواهد نشست.
1 و در آن روز هفت زن به يك مرد متم�سك شده ، خواهند گفت: نان خود را خواهيم خورد و رخت خود را خواهيم پوشيد ، فقط نام تو بر ماخوانده شود و عار ما را بردار.
2 در آن روز شاخة خداوند زيبا و جليل و ميوة زمين به جهت ناجيان اسرائيل فخر و زينت خواهد بود.
باشد.
5
3 و واقع مي شود كه هركه در صهيون باقي ماند و هركه در اورشليم ترك شود ، مقد�س خوانده خواهد شد يعني هركه در اورشليم در دفتر حيات مكتوب
4 هنگامي كه خداوند چرك دختران صهيون را بشويد و خون اورشليم را به روح انصاف و روح سوختگي را از ميانش رفع نمايد ، 5 خداوند بر جميع مساكن كوه صهيون و بر محفلهايش ابر و دود در روز و درخشندگي آتش مشتعل در شب خواهد آفريد ، زيراكه تمامي جلال آن پوششي خواهد بود.
6 و در وقت روز سايه باني به جهت سايه از گرما و به جهت ملجاء و پناهگاه از طوفان و باران خواهد بود.
1 سرود محبوب خود را دربارة تاكستانش براي محبوب خود بسرايم. محبوب من تاكستاني در تل ّي بسيار بارور داشت ،
2 و آن را كنده از سنگها پاك كرده و مو بهترين در آن غرس نمود و برجي در ميانش بنا كرد و چرخشي نيز در آن َكند. پس منتظر مي بود تا انگور بياورد ؛ ام�ا انگور بد آورد.
3 پس الآن اي ساكنان اورشليم و مردان يهودا ، در ميان من و تاكستان من حكم كنيد. 4 براي تاكستان من ديگر چه توان كرد كه در آن نكردم ؟ پس چون منتظر بودم كه انگور بياورد ، چرا انگور بد آورد ؟ 5 لهذا الآن شما را اعلام مي نمايم كه من به تاكستان خود چه خواهم كرد. حصارش را بر مي دارم و چراگاه خواهد شد ؛ و ديوارش را منهدم مي سازم و پايمال خواهد گرديد.
8
6 و آن را خراب مي كنم كه نه پازش و نه كنده خواهد شد و خار و خس درآن خواهد روييد ، و ابرها را امر مي فرمايم كه بر آن باران نباراند.
7 زيرا كه تاكستان يهوه صبايوت خاندان اسرائيل است و مردان يهودا نهال شادماني او مي باشند. و براي انصاف انتظار كشيد و اينك تعد�ي و براي عدالت و اينك فرياد شد.
واي بر آناني كه خانه را به خانه ملحق و مزرعه را به مزرعه ملصق سازند تا مكاني باقي نماند. و شما در ميان زمين به تنهايي ساكن مي شويد.
‎541‎