جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب مقدّس؛ عهد عتیق؛ کامل | Page 533

محبوبه:
5
‎16‎ اي باد شمال ، برخيز واي باد جنوب بيا. بر باغ من بوز تا عطرهايش منتشر شود. محبوب من به باغ خود بيايد و ميوة نفيسة خود را بخورد.
محبوب:
1 اي خواهر و عروس من به باغ خود آمدم مر� خود را با عطرهايم چيدم. شانة عسل خود را با عسل خويش خوردم. شراب خود را با شير خويش نوشيدم. دختران اورشليم: اي دوستان بخوريد و اي ياران بنوشيد ، و به سيري بياشاميد. محبوبه:
2 من در خواب هستم ام�ا دلم بيدار است. آواز محبوب من است كه در را مي كوبد. و مي گويد: از براي من باز كن اي خواهر من! اي محبوبة من و كبوترم و اي كاملة من! زيرا كه سر من از شبنم و زلفهايم از ترش ّحات شب پر است.
3 رخت خود را كندم چگونه آن را بپوشم ؟ پايهاي خود را شستم چگونه آنها را چركين نمايم ؟ 4 محبوب من دست خويش را از سوراخ در داخل ساخت و احشايم براي وي به جنبش آمد.
5 من برخاستم تا در را به جهت محبوب خود باز كنم ، و از دستم م �ر و از انگشتهايم مر� صافي بر دستة قفل بچكيد.
6 به جهت محبوب خود باز كردم ؛ اما محبوبم روگردانيده ، رفته بود. او را جستجو كردم و نيافتم او را خواندم و جوابم نداد. 7 كشيكچياني كه در شهر گردش مي كنند مرا يافتند ، بزدند و مجروح ساختند. ديده بانهاي حصارها ب�رقع مرا از من گرفتند.
8 اي دختران اورشليم ، شما را قسم مي دهم كه اگر محبوب مرا بيابيد ، وي را گوييد كه من مريض عشق هستم. دختران اورشليم:
9 اي زيباترين زنان ، محبوب تو از ساير محبوبان چه برتري دارد و محبوب تو را بر ساير محبوبان چه فضليت است كه ما را چنين قسم مي دهي ؟ محبوبه:
‎10‎ محبوب من سفيد و سرخ فام است ، و بر هزارها افراشته شده است.
‎11‎ سر او طلاي خالص است و زلفهايش به هم پيچيده و مانند ُغراب سياه فام است. ‎12‎چشمانش كبوتران نزد نهرهاي آب است. با شير شسته شده و در چشمخانة خود نشسته.
‎13‎ رخسارهايش مثل باغچة �ب َلسان و پشته هاي رياحين مي باشد. لبهايش سوسنها است كه از آنها م�ر صافي مي چكد. ‎14‎ دستهايش حلقه هاي طلاست كه به زبر جد� م�ن َق ّش باشد وب� ِر او عاج ش ّفاف است كه به ياقوت زرد م�ر� َّصع بود.
‎15‎ ساقه هايش ستونهاي مرمر بر پايه هاي زر ناب مؤس�س شده ، سيمايش مثل لبنان و مانند سروهاي آزاد برگزيده است. ‎16‎ دهان او بسيار شيرين و تمام او مرغوبترين است. اين است محبوب من و اين است يار من ، اي دختران اورشليم.
6 دختران اورشليم:
1 محبوب تو كجا رفته است اي زيباترين زنان ؟ محبوب تو كجا تو�جه نموده است تا او را با تو بطلبيم ؟ محبوبه:
2 محبوب من به باغ خويش و نزد باغچه هاي ب�ل َسان فرود شده است. تا در باغات بچراند و سوسنها بچيند
3 من از آن محبوب خود و محبوبم از آن من است. در ميان سوسنها گله را مي چراند. محبوب:
4 اي محبوبة من ، تو مثل ت�ر�صه جميل و مانند اورشليم زيبا و مثل لشكرهاي بيدق دار مهيب هستي.
5 چشمانت را از من برگردان زيرا آنها برمن غالب شده است. مويهايت مثل گله بزها است كه بر جانب كوه جلعاد خوابيده باشند. 6 دندانهايت مانند گلة گوسفندان است كه از شستن برآمده باشند. و همگي آنها توأم زاييده و در آنها يكي هم نازاد نباشد.
7 شقيقه هايت در عقب برقع تو مانند پارة انار است.
8 شصت ملكه و هشتاد م�تعه و دوشيزگان بيشماره هستند. 9 ام�ا كبوتر من و كاملة من يكي است. او يگانة مادر خويش و مختارة والدة خود مي باشد. دختران او را ديده ، خجسته گفتند. ملكه ها و متعه ها بر او نگريستند و او را مدح نمودند.
‎536‎