جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب مقدّس؛ عهد عتیق؛ کامل | Page 531

1
1 غزل غزلها كه از آن سليمان است. محبوبه:
كتاب غزل غزلهاي سليمان
2 او مرا به بوسه هاي دهان خود ببوسد زيرا كه محب�ت تو از شراب نيكوتر است.
3 عطرهاي تو بوي خوش دارد و اسم تو مثل عطر ريخته شده مي باشد. بنابراين دوشيزگان ، تو را دوست مي دارند. 4 مرا ِبك�ش تا در عقب تو بدويم. پادشاه مرا به حجله هاي خود آورد. از تو وجد و شادي خواهيم كرد. محب�ت تو را از شراب زياده ذكر خواهيم نمود. تو را از روز خلوص دوست مي دارند.
5 اي دختران اورشليم ، من سيه فام ام�ا جميل هستم ، مثل خيمه هاي قيدار و مانند پرده هاي سليمان. 6 بر من نگاه نكنيد چونكه سيه فام هستم ، زيرا كه آفتاب مرا سوخته است. پسران مادرم برمن خشم نموده ، مرا ناطور تاكستانها ساختند ، ام�ا تاكستان خود را ديده باني ننمودم.
7 اي حبيب جان من ، مرا خبر ده كه كجا مي چراني و در وقت ظهر گلة را كجا مي خواباني ؟ زيرا چرا نزد گله هاي رفيقانت مثل آواره گردم. محبوب:
8 اي جميل تر از زنان ، اگر نمي داني ، در اثر گله ها بيرون رو و بزغاله هايت را نزد مسكن هاي شبانان بچران.
9 اي محبوبة من ، تو را به اسبي كه در ارابة فرعون باشد تشبيه داده ام.
‎10‎ رخسارهايت به جواهر ها و گردنت به گردن بندها چه بسيار جميل است. محبوبه:
‎11‎ زنجيرهاي طلا با ح�ب�ه هاي نقره براي تو خواهيم ساخت.
‎12‎ چون پادشاه برسفرة خود مي نشيند ، سنبل من بوي خود را مي دهد.
‎13‎ محبوب من ، مرا مثل ط َبلة مر�است كه در ميان پستانهاي من مي خوابد. محبوب:
‎14‎ محبوب من ، برايم مثل خوشه بان درباغبان عين جدب مي باشد.
‎15‎ اينك تو زيبا هستي اي محبوبة من ، اينك تو زيبا هستي و چشمانت مثل چشمان كبوتر است. محبوبه:
‎16‎ اينك تو زيبا و شيرين هستي اي محبوب من و تخت ما هم سبز است. محبوب:
2
‎17‎ تيرهاي خانة ما از سرو آزاد است و سقف ما از چوب صنوبر.
محبوبه:
1 من نرگس شارون وسوسن واديها هستم. محبوب:
2 چنانكه سوسن در ميان خارها همچنان محبوبة من در ميان دختران است. محبوبه:
3 چنانكه سبب در ميان درختان جنگل ، همچنان محبوب من در ميان پسران است. در ساية وي به شادماني نشستم و ميوه اش براي كامم شيرين بود. 4 مرا به ميخانه آورد و ع� َلم وي بالاي سر من محب�ت بود. 5 مرا به قرصهاي كشمش تقويت دهيد ومرا به سيبها تازه سازيد ، زيرا كه من از عشق بيمار هستم.
6 دست چپش در زير من است و دست راستش مرا در آغوش مي كشد.
7 اي دختران اورشليم ، شما را به غزالها و آهوهاي صحرا قسم مي دهم كه محبوب مرا تا خودش نخواهد بيدار نكنيد و برنينگيزانيد. 8 آواز محبوب من است ، اينك بر كوهها جستان و بر تل ّها خيزان مي آيد.
9 محبوب من مانند غزال يا بچة آهو است. اينك او در عقب ديوار ما ايستاده ، از پنجره ها مي نگرد واز شبكه ها خويشتن را نمايان مي سازد.
‎10‎ محبوب من مرا خطاب كرده ، گفت: محبوبة من و اي زيباي من برخيز و بيا.
‎534‎