جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب مقدّس؛ عهد عتیق؛ کامل | Page 526

4
5
‎21‎ كيست روح انسان را بداند كه به بالا صعود مي كند يا روح بهايم را كه پايين بسوي زمين نزول مي نمايد ؟
‎22‎ لهذا فهميدم كه براي انسان چيزي بهتر از اين نيست كه از اعمال خود مسرور شود ، چونكه نصيبش همين است. و كيست كه او را باز آورد تا آنچه را كه بعد از او واقع خواهد شد مشاهده نمايد ؟
1 پس من برگشته ، تمامي ظلمهايي را كه زير آفتاب كرده مي شود ، ملاحظه كردم. و اينك اشكهاي مظلومان و براي ايشان تسل ّي دهنده اي نبود! و زور بطرف جفا كنندگان ايشان بود اما براي ايشان تسل ّي دهنده اي نبود!
2 و من مردگاني را كه قبل از آن مرده بودند ، بيشتر از زندگاني كه تا بحال زنده اند آفرين گفتم.
3 و كسي را كه تا بحال بوجود نيامده است ، از هر دو ايشان بهتر دانستم چونكه عمل بد را كه زير آفتاب كرده مي شود ، نديده است. 4 و تمام ِي محنت و هر كاميابي را ديدم كه براي انسان باعث حسد از همساية او مي باشد. و آن نيز بطالت و در پي باد زحمت كشيدن است.
5 مرد كاهل دستهاي خود را برهم نهاده ، گوشت خويشتن را مي خورد.
6 يك كف پر از راحت از دو كف پر از مش ّقت و در پي باد زحمت كشيدن بهتر است. 7 پس برگشته ، بطالت ديگر را زير آسمان ملاحظه نمودم.
8 يكي هست كه ثاني ندارد و او را پسري يا برادري نيست و مش ّقتش را انتها ني و چشمش نيز از دولت سير نمي شود. و مي گويد از براي كه زحمت كشيده ، جان خود را از نيكويي محروم سازم ؟ اين نيز بطالت و مش ّقت سخت است. 9 دو از يك بهترند چونكه ايشان را از مش ّقتشان اجرت نيكو مي باشد ؛
‎10‎ زيرا اگر بيفتند ، يكي از آنها رفيق خود را خواهد برخيزانيد. لكن واي بر آن يكي كه چون بيفتد ديگري نباشد كه او را برخيزاند.
‎11‎ و اگر دو نفر نيز بخوابند ، گرم خواهند شد اما يك نفر چگونه گرم شود.
‎12‎ و اگر كسي بر يكي از ايشان حمله آورد ، هر دو با او مقاومت خواهند نمود. و ريسمان سه لا بزودي گسيخته نمي شود.
‎13‎ جوان فقير و حكيم از پادشاه پير و خوف كه پذيرفتن نصيحت را ديگر نمي داند بهتر است. ‎14‎ زيرا كه او از زندان به پادشاهي بيرون مي آيد و آنكه به پادشاهي مولود شده است فقير مي گردد. ‎15‎ ديدم كه تمامي زندگاني كه زير آسمان راه مي روند ، بطرف آن پسر دو�م كه بجاي او برخيزد ، مي شوند.
‎16‎ و تمامي قوم يعني همة كساني را كه او بر ايشان حاكم شود انتها نيست. ليكن اعقاب ايشان به او رغبت ندارند. به درستي كه اين نيز بطالت و در پي باد زحمت كشيدن است.
1 چون به خانة خدا بر وي ، پاي خود را نگاه دار ، زيرا تق ّرب جستن به جهت استماع ، از گذرانيدن قرباني هاي احمقان بهتر است ، چونكه ايشان نمي دانند كه عمل بد مي كنند.
2 با دهان خود تعجيل منما و دلت براي گفتن سخني به حضور خدا نشتابد زيرا خدا در آسمان است و تو بر زمين هستي ؛ پس سخنانت كم باشد.
3 زيرا خواب از كثرت مش ّقت پيدا مي شود و آواز احمق از كثرت سخنان. 4 چون براي خدا نذر نمايي در وفاي آن تأخير منما زيرا كه او از احمقان خشنود نيست ؛ پس به آنچه نذر كردي وفا نما. 5 بهتر است كه نذر ننمايي از اينكه نذر نموده ، وفا نكني.
6 مگذار كه دهانت جسد تو را خطاكار سازد ؛ و در حضور فرشته مگو كه اين س هو ًا شده است. چرا خدا به سبب قول تو غضبناك شده ، عمل دستهايت را باطل سازد ؟
7 زيرا كه اين از كثرت خوابها و اباطيل و كثرت سخنان است ؛ ليكن تو از خدا بترس.
8 اگر ظلم را بر فقيران و بر كندن انصاف و عدالت را در كشوري بيني ، از اين امر مشو�ش مباش ، زيرا آنكه بالاتر از بالا است ، ملاحظه مي كند ، و حضرت اعلي فوق ايشان است.
9 و منفعت زمين براي همه است بلكه مرزعه ، پادشاه را نيز خدمت مي كند.
‎10‎ آنكه نقره را دوست دارد از نقره سير نمي شود ، و هر كه توانگري را دوست دارد از دخل سير نمي شود. اين نيز بطالت است.
‎11‎ چون نعمت زياده شود ، خورندگانش زياد مي شوند ؛ و به جهت مالكش چه منفعت است غير از آنكه آن را به چشم خود مي بيند ؟
‎12‎ خواب عمله شيرين است خواه كم و خواه زياد بخورد ؛ اما سيري مرد دولتمند او را نمي گذارد كه بخوابد.
‎13‎ بلايي سخت بود كه آن را زير آفتاب ديدم يعني دولتي كه صاحبش آن را براي ضرر خود نگاه داشته بود. ‎14‎ و آن دولت از حادثة بد ضايع شد و پسري آورد اما چيزي در دست خود نداشت.
‎529‎