22
6 تحصيل گنجها به زبان درغگو ، بخاري است بر هوا شده براي جويندگان موت.
7 ظلم شريران ايشان را به هلاكت مي اندازد ، زيرا كه ازبجا آوردن انصاف ابا نمي نمايند.
8 طريق مردي كه بار گناه باشد بسيار كج است ، اما اعمال مرد طاهر ، مستقيم است.
9 در زاوية پشت بام ساكن شدن بهتر است ، از ساكن بودن با زن ستيزه گر در خانة مشترك.
10 جان شرير مشتاق شرارت است ، و بر همساية خود تر�حم نمي كند.
11 چون استهزا كننده سياست يابد ، جاهلان حكمت مي آموزند ؛ و چون مرد حكيم تربيت يابد ، معرفت را تحصيل مي نمايد.
12 مرد عادل در خانة شرير تأم�ل مي كند كه چگونه اشرار به تباهي واژگون مي شوند.
13 هركه گوش خود را از فرياد فقير مي بندد ، او نيز فرياد خواهد كرد و مستجاب نخواهد شد. 14 هديه اي در خفا خشم را فرو مي نشاند ، و رشوه اي در بغل ، غضب سخت را. 15 انصاف كردن خر�مي عادلان است ، اما باعث پريشاني بدكاران مي باشد.
16 هركه از طريق تع ّقل گمراه شود ، در جماعت مردگان ساكن خواهد گشت.
17 هركه عيش را دوست دارد محتاج خواهد شد ، و هر كه شراب و روغن را دوست دارد دولتمند نخواهد شد. 18 شريران فدية عادلان مي شوند و خيانتكاران به عوض راستان.
19 در زمين باير ساكن بودن بهتر است از بودن با زن ستيزه گر و جنگجوي. 20 در منزل حكيمان خزانة مرغوب و روغن است ، اما مرد احمق آنها را تلف مي كند.
21 هركه عدالت و رحمت را متابعت كند ، حيات و عدالت و جلال خواهد يافت.
22 مرد حكيم به شهرجب�اران برخواهد آمد ، و قلعة اعتماد ايشان را به زير مي اندازد.
23 هركه دهان و زبان خويش را نگاه دارد ، جان خود را از تنگيها محافظت مي نمايد. 24 مرد متك ّبر و مغرور مسم�ي به استهزا كننده مي شود ، و به فزوني تكب�ر عمل مي كند.
25 شهوت مرد كاهل او را مي كشد ، زيرا كه دستهايش ازكار كردن ابا مي نمايد.
26 هستند كه همة اوقات به شد�ت حريص مي باشند ، اما مرد عادل بذل مي كند ، و امساك نمي نمايد. 27 قرباني هاي شريران مكروه است ، پس چند مرتبه زياده هنگامي كه به عوض بدي آنها را مي گذرانند.
28 شاهد دروغگو هلاك مي شود ، اما كسي كه استماع نمايد به راستي تكل ّم خواهد كرد.
29 مرد شرير روي خود را بي حيا مي سازد ، و مرد راست ، طريق خويش را مستحكم مي كند. 30 حكمتي نيست و نه فطانتي و نه مشورتي كه به ّضد خداوند به كار آيد.
31 اسب براي روز جنگ مهي�ا است. اما نصرت از جانب خداوند است.
1 نيك نامي از كثرت دولتمندي افضل است ، و فيض از نقره و طلا بهتر.
2 دولتمند و فقير با هم ملاقات مي كنند ، آفرينندة هردو ايشان خداونداست.
3 مرد زيرك ، بلا را مي بيند و خويشتن را مخفي مي سازد و جاهلان مي گذرند و در عقوبت گرفتار مي شوند. 4 جزاي تواضع و خدا ترسي ، دولت و جلال و حيات است.
5 خارها و دامها در راه كجروان است ، اما هركه جان خود را نگاه دارد از آنها دور مي شود.
6 طفل را در راهي كه بايد برود تربيت نما ، و چون پير هم شود از آن انحراف نخواهد ورزيد. 7 توانگر بر فقير تسل ّط دارد ، و مديون غلام طلب كار مي باشد.
8 هركه ظلم بكارد بلا خواهد درويد ، و عصاي غضبش زايل خواهد شد.
9 شخصي كه نظر او باز باشد ، مبارك خواهد شد ، زيرا كه نان خود را به فقرا مي دهد.
10 استهزا كننده را دور نما و نزاع رفع خواهد شد ، و مجادله و خجالت ساكت خواهد گرديد.
11 هركه طهارت دل را دوست دارد و لبهاي ظريف دارد ، پادشاه دوست او مي باشد.
12 چشمان خداوند معرفت را نگاه مي دارد و سخنان خيانتكاران را باطل مي سازد.
13 مرد كاهل مي گويد شير بيرون است ، و در كوچه ها كشته مي شوم. 14 دهان زنان بيگانه چاه عميق است ، و هركه مغضوب خداوند باشد ، در آن خواهد افتاد.
15 حماقت در دل طفل بسته است ، اما چوب تأديب آن را دورخواهد كرد.
16 هركه بر فقير براي فايدة خويش ظلم نمايد ، و هركه به دولتمندان ببخشد البته محتاج خواهد شد. 17 گوش خود را فرا داشته ، كلام حكما را بشنو ، و دل خود را به تعليم من مايل گردان ،
519