جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب مقدّس؛ عهد عتیق؛ کامل | Seite 515

‎20‎
‎21‎
‎23‎ ترس خداوند مؤد�ي به حيات است ، و هركه آن را دارد در سيري ساكن مي ماند ، و به هيچ بلا گرفتار نخواهد شد. ‎24‎ مرد كاهل دست خود را در بغلش پنهان مي كند ، و آن را هم به دهان خود برنمي آورد.
‎25‎ استهزا كننده را تأديب كن تا جاهلان زيرك شوند ، و شخص فهيم را تنبيه نما و معرفت را درك خواهد نمود. ‎26‎ هركه بر پدر خود ستم كند و مادرش را براند ، پسري است كه رسوايي و خجالت مي آورد.
‎27‎ اي پسر من شنيدن تعليمي را ترك نما كه تو را از كلام معرفت گمراه مي سازد. ‎28‎ شاهد لئيم انصاف را استهزا مي كند ، و دهان شريران گناه را مي بلعد.
‎29‎ قصاص به جهت استهرا كنندگان مهي�آ است ، و تازيانه براي پشت احمقان.
1 شراب استهزا مي كند و مسكرات عربده مي آورد ، و هركه به آن فريفته شود حكيم نيست.
2 هيبت پادشاه مثل غرش شير است ، و هركه خشم او را به هيجان آورد ، به جان خود خطا مي ورزد.
3 از نزاع دور شدن براي انسان عز ّت است ، اما هر مرد احمق مجادله مي كند. 4 مرد كاهل به سبب زمستان شيار نمي كند ، لهذا در موسم حصاد گدايي مي كند و نمي يابد. 5 مشورت در دل انسان آب عميق است ، اما مرد فهيم آن را مي كشد.
6 بسا كسانند كه هر يك احسان خويش را اعلام مي كنند ، اما مرد امين را كيست كه پيدا كند.
7 مرد عادل كه به كام ّليت خود سلوك نمايد ، پسرانش بعد از او خجسته خواهند شد. 8 پادشاهي كه بر كرسي داوري نشيند ، تمامي بدي را از چشمان خود پراكنده مي سازد.
9 كيست كه تواند گويد: دل خود را طاهر ساختم ، و از گناه خويش پاك شدم ؟
‎10‎ سنگهاي مختلف و پيمانه هاي مختلف ، هر دو آنها نزد خدا مكروه است.
‎11‎ طفل نيز از افعالش شناخته مي شود ، كه آيا اعمالش پاك و راست است يا نه.
‎12‎ گوش شنوا و چشم بينا ، خداوند هر دو آنها را آفريده است.
‎13‎ خواب را دوست مدار مبادا فقير شوي. چشمان خود را باز كن تا از نان سير گردي. ‎14‎ مشتري مي گويد بد است ، بد است ، اما چون رفت آنگاه فخر مي كند.
‎15‎ طلا هست و لعلها بسيار ، اما لبهاي معرفت جواهر گرانبها است.
‎16‎ جامة آنكس را بگير كه به جهت غريب ضامن است ، و او را به رهن بگير كه ضامن بيگانگان است. ‎17‎ نان فريب براي انسان لذيذ است ، اما بعد دهانش از سنگ ريزه ها پرخواهد شد.
‎18‎ فكرها به مشورت محكم مي شود ، و با حس تدبير جنگ نما.
‎19‎ كسي كه به نم�آمي گردش كند ، اسرار را فاش مي نمايد ، لهذا با كسي كه لبهاي خود را مي گشايد معاشرت منما. ‎20‎ هر كه پدر و مادرخود را لعنت كند چراغش در ظلمت غليظ خاموش خواهد شد.
‎21‎ اموالي كه او�لا به تعجيل حاصل مي شود ، عاقبتش مبارك نخواهد شد.
‎22‎ مگو از بدي انتقام خواهم كشيد ، بلكه بر خداوند توكل نما و تو را نجات خواهد داد.
‎23‎ سنگهاي مختلف نزد خداوند مكروه است ، و ترازوهاي متق ّلب نيكو نيست. ‎24‎ قدمهاي انسان از خداوند است ، پس مرد راه خود را چگونه بفهمد ؟
‎25‎ شخصي كه چيزي را به تعجيل مقد�س مي گويد ، و بعد از نذر كردن استفسار مي كند ، در دام مي افتد. ‎26‎ پادشاه حكيم شريران را پراكنده مي سازد و چوم را بر ايشان مي گرداند.
‎27‎ روح انسان ، چراغ خداوند است ، كه تمامي عمقهاي دل را تفتيش مي نمايد.
‎28‎ رحمت و راستي پادشاه را محافظت مي كند ، و كرسي او به رحمت پايدار خواهد ماند. ‎29‎ جلال جوانان ّقوت ايشان است ، و ع ّزت پيران موي سفيد. ‎30‎ ضربهاي سخت از بدي طاهر مي كند و تازيانه به عمق دل فرو مي رود.
1 دل پادشاه مثل نهرهاي آب در دست خداوند است ؛ آن را به هر سو كه بخواهد برمي گرداند.
2 هر راه انسان درنظر خودش راست است ، اما خداوند دلها را مي آزمايد.
3 عدالت وانصاف را بجا آوردن ، نزد خداوند از قرباني هاي پسنديده تراست. 4 چشمان بلند و دل متكب�ر و چراغ شريران گناه است.
5 فكرهاي مرد زرنگ تمام ًا به فراخي مرد زرنگ تمام ًا به فراخي مي انجامد ، اما هر كه عجول باشد براي احتياج تعجيل مي كند.
‎518‎