جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب مقدّس؛ عهد عتیق؛ کامل | Page 517

‎23‎
‎18‎ زيرا پسنديده است كه آنها را در دل خود نگاه داري ، و بر لبهايت جميع ًا ثابت مان َد� ؛
‎19‎ تا اعتماد تو بر خداوند باشد امروز تو را تعليم دادم. ‎20‎ آيا امور شريف را براي تو ننوشتم ؟ شامل بر مشورت معرفت ،
‎21‎ تا قانون كلام راستي را اعلام نمايم ، و تو كلام راستي را نزد فرستادگان خود پس ببري ؟
‎22‎ فقير را آن جهت كه ذليل است تاراج منما ، و مسكين را در دربار ، ستم مرسان ،
‎23‎ زيرا خداوند دعوي ايشان را فيصل خواهد نمود ، و جان تاراج كنندگان ايشان را به تاراج خواهد داد. ‎24‎ با مرد تند خود معاشرت مكن ، و با شخص كج خلق همراه مباش. ‎25‎ مبادا راههاي او را آموخته شوي و جان خود را در دام گرفتار سازي.
‎26‎ از جملة آناني كه دست مي دهند مباش و نه از آناني كه براي قرضها ضامن مي شوند.
‎27‎ اگر چيزي نداري كه ادا نمايي پس چرا بستر تو را از زيرت بردارد. ‎28‎ حد� قديمي را كه پدرانت قرار داده اند منتقل مساز.
‎29‎ آيا مردي را كه در شغل خويش ماهر باشد مي بيني ؟ او در حضور پادشاهان خواهد ايستاد. پيش پست فطرتان نخواهد ايستاد.
1 چون با حاكم به غذا خوردن نشيني ، در آنچه پيش روي تو است ، تأم�ل نما.
2 و اگر مرد اكول هستي ، كارد بر گلوي خود بگذار.
3 به خوراكيهاي لطيف او حريص مباش ، زيرا كه غذاي فريبنده است. 4 براي دولتمند شدن خود را زحمت مرسان و از عقل خود بازايست. 5 آيا چشمان خود را بر آن خواهي دوخت كه نيست مي باشد ؟ زيرا كه دولت البته براي خود بالها مي سازد ، مثل عقاب در آسمان مي پرد.
6 نان مرد تنگ نظر را مخور ، و به جهت خوراكيهاي لطيف او حريص مباش.
7 زيرا چنانكه در دل خود فكر مي كند خود او همچنان است ، تو را مي گويد: بخور و بنوش ، اما دلش با تو نيست. 8 لقمه اي را كه خورده اي قي خواهي كرد ، و سخنان شيرين خود را بر باد خواهي داد.
9 به گوش احمق سخن مگو ، زيرا حكمت كلامت را خوار خواهد شمرد.
‎10‎ حد� قديم را منتقل مساز ، و به مزرعة يتيمان داخل مشو.
‎11‎ زيرا كه و ّلي ايشان زورآور است ، و با تو در دعوي ايشان مقاومت خواهد كرد.
‎12‎ دل خود را به ادب مايل گردان ، و گوش خود را به كلام معرفت.
‎13‎ از طفل خود تأديب را باز مدار كه اگر او را با چوب بزني نخواهد مرد ؛ ‎14‎ پس او را با چوب بزن و جان او را از هاويه نجات خواهي داد.
‎15‎ اي پسر من اگر دل تو حكيم باشد ، دل من) بلي دل( من شادمان خواهد شد ؛ ‎16‎ و ُگرده هاي وجد خواهد نمود ، هنگامي كه لبهاي تو به راستي متك ّلم شود.
‎17‎ دل تو به جهت گناهكاران غيور نباشد ، اما به جهت ترس خداوند تمامي روز غيور باش.
‎18‎ زيرا كه البته آخرت هست ، و اميد او منقطع نخواهد شد.
‎19‎ پس تو اي پسرم بشنو و حكيم باش ، و دل خود را در طريق مستقيم گردان. ‎20‎ از زمرة ميگساران مباش ، و از آناني كه بدنهاي خود را تلف مي كنند.
‎21‎ زيرا كه ميگسار و م�سرف ، فقير مي شود و صاحب خواب به خرقه ها م ّلبس خواهد شد.
‎22‎ پدر خويش را كه تو را توليد نمود گوش گير ، و مادرخود را چون پير شود خوار مشمار.
‎23‎ راستي را بخر و آن را مفروش ، و حكمت و ادب و فهم را. ‎24‎ پدر فرزند عادل به غايت شادمان مي شود ، و والد پسر حكيم از او مسرورخواهد گشت. ‎25‎ پدرت و مادرت شادمان خواهند شد ، و والدة تو مسرور خواهد گرديد.
‎26‎ اي پسرم دل خود را به من بده ، و چشمان تو به راههاي من شاد باشد ؛
‎27‎ زن زانيه حفره اي عميق است ، و زن بيگانه چاه تنگ.
‎28‎ او نيز مثل راهزن در كمين مي باشد ، و خيانتكاران را در ميان مردم مي افزايد. ‎29‎ و اي از آن كيست و شقاوت از آن كيست ، وجراحت هاي بي سبب از آن كه ، و سرخي چشمان از آن كدام ؟ ‎30‎ آناني را است كه شرب مدام مي نمايند ، و براي چشيدن شراب ممزوج داخل مي شوند.
‎31‎ به شراب نگاه مكن وقتي كه سرخ فام است ؛ حيني كه حبابهاي خود را در جام ظاهر مي سازد ، و به ملايمت فرو مي رود ؛
‎520‎