23
18 زيرا پسنديده است كه آنها را در دل خود نگاه داري ، و بر لبهايت جميع ًا ثابت مان َد� ؛
19 تا اعتماد تو بر خداوند باشد امروز تو را تعليم دادم. 20 آيا امور شريف را براي تو ننوشتم ؟ شامل بر مشورت معرفت ،
21 تا قانون كلام راستي را اعلام نمايم ، و تو كلام راستي را نزد فرستادگان خود پس ببري ؟
22 فقير را آن جهت كه ذليل است تاراج منما ، و مسكين را در دربار ، ستم مرسان ،
23 زيرا خداوند دعوي ايشان را فيصل خواهد نمود ، و جان تاراج كنندگان ايشان را به تاراج خواهد داد. 24 با مرد تند خود معاشرت مكن ، و با شخص كج خلق همراه مباش. 25 مبادا راههاي او را آموخته شوي و جان خود را در دام گرفتار سازي.
26 از جملة آناني كه دست مي دهند مباش و نه از آناني كه براي قرضها ضامن مي شوند.
27 اگر چيزي نداري كه ادا نمايي پس چرا بستر تو را از زيرت بردارد. 28 حد� قديمي را كه پدرانت قرار داده اند منتقل مساز.
29 آيا مردي را كه در شغل خويش ماهر باشد مي بيني ؟ او در حضور پادشاهان خواهد ايستاد. پيش پست فطرتان نخواهد ايستاد.
1 چون با حاكم به غذا خوردن نشيني ، در آنچه پيش روي تو است ، تأم�ل نما.
2 و اگر مرد اكول هستي ، كارد بر گلوي خود بگذار.
3 به خوراكيهاي لطيف او حريص مباش ، زيرا كه غذاي فريبنده است. 4 براي دولتمند شدن خود را زحمت مرسان و از عقل خود بازايست. 5 آيا چشمان خود را بر آن خواهي دوخت كه نيست مي باشد ؟ زيرا كه دولت البته براي خود بالها مي سازد ، مثل عقاب در آسمان مي پرد.
6 نان مرد تنگ نظر را مخور ، و به جهت خوراكيهاي لطيف او حريص مباش.
7 زيرا چنانكه در دل خود فكر مي كند خود او همچنان است ، تو را مي گويد: بخور و بنوش ، اما دلش با تو نيست. 8 لقمه اي را كه خورده اي قي خواهي كرد ، و سخنان شيرين خود را بر باد خواهي داد.
9 به گوش احمق سخن مگو ، زيرا حكمت كلامت را خوار خواهد شمرد.
10 حد� قديم را منتقل مساز ، و به مزرعة يتيمان داخل مشو.
11 زيرا كه و ّلي ايشان زورآور است ، و با تو در دعوي ايشان مقاومت خواهد كرد.
12 دل خود را به ادب مايل گردان ، و گوش خود را به كلام معرفت.
13 از طفل خود تأديب را باز مدار كه اگر او را با چوب بزني نخواهد مرد ؛ 14 پس او را با چوب بزن و جان او را از هاويه نجات خواهي داد.
15 اي پسر من اگر دل تو حكيم باشد ، دل من) بلي دل( من شادمان خواهد شد ؛ 16 و ُگرده هاي وجد خواهد نمود ، هنگامي كه لبهاي تو به راستي متك ّلم شود.
17 دل تو به جهت گناهكاران غيور نباشد ، اما به جهت ترس خداوند تمامي روز غيور باش.
18 زيرا كه البته آخرت هست ، و اميد او منقطع نخواهد شد.
19 پس تو اي پسرم بشنو و حكيم باش ، و دل خود را در طريق مستقيم گردان. 20 از زمرة ميگساران مباش ، و از آناني كه بدنهاي خود را تلف مي كنند.
21 زيرا كه ميگسار و م�سرف ، فقير مي شود و صاحب خواب به خرقه ها م ّلبس خواهد شد.
22 پدر خويش را كه تو را توليد نمود گوش گير ، و مادرخود را چون پير شود خوار مشمار.
23 راستي را بخر و آن را مفروش ، و حكمت و ادب و فهم را. 24 پدر فرزند عادل به غايت شادمان مي شود ، و والد پسر حكيم از او مسرورخواهد گشت. 25 پدرت و مادرت شادمان خواهند شد ، و والدة تو مسرور خواهد گرديد.
26 اي پسرم دل خود را به من بده ، و چشمان تو به راههاي من شاد باشد ؛
27 زن زانيه حفره اي عميق است ، و زن بيگانه چاه تنگ.
28 او نيز مثل راهزن در كمين مي باشد ، و خيانتكاران را در ميان مردم مي افزايد. 29 و اي از آن كيست و شقاوت از آن كيست ، وجراحت هاي بي سبب از آن كه ، و سرخي چشمان از آن كدام ؟ 30 آناني را است كه شرب مدام مي نمايند ، و براي چشيدن شراب ممزوج داخل مي شوند.
31 به شراب نگاه مكن وقتي كه سرخ فام است ؛ حيني كه حبابهاي خود را در جام ظاهر مي سازد ، و به ملايمت فرو مي رود ؛
520