جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب مقدّس؛ عهد عتیق؛ کامل | Page 511

‎15‎
5 شاهد امين دروغ نمي گويد ، اما شاهد دروغ به كذب تن ّطق مي كند.
6 استهزا كننده حكمت را مي طلبد و نمي يابد. اما به جهت مرد فهيم علم آسان است.
7 از حضور مرد احمق دور شو ، زيرا لبهاي معرفت را در او نخواهي يافت.
8 حكمت مرد زيرك اين است كه راه خود را درك نمايد ، اما حماقت احمقان فريب است. 9 احمقان به گناه استهزا مي كنند ، اما در ميان داستان رضامندي است.
‎10‎ دل شخص تلخي خويشتن را مي داند ، و غريب در خوشي آن مشاركت ندارد.
‎11‎ خانة شريران منهدم خواهد شد ، اما خيمة راستان شكوفه خواهد آورد.
‎12‎ راهي هست كه به نظر آدمي مستقيم مي نمايد ، اما عاقبت آن ، ط ُرق موت است.
‎13‎ هم در لهو و لعب غمگين مي باشد ، و عاقبت اين خوشي ح�زن است. ‎14‎ كسي كه در دل مر ّتد است از راههاي خود سير مي شود ، و مرد صالح به خود سير است. ‎15‎ مرد جاهل هر سخن را باور مي كند ، اما مرد زيرك در رفتار خود تأم�ل مي نمايد.
‎16‎ مرد حكيم مي ترسد و از بدي اجتناب مي نمايد ، اما احمق از غرور خود ايمن مي باشد. ‎17‎ مرد كج خلق ، احمقانه رفتار مي نمايد ، و مردم از صاحب سؤظن نفرت دارند.
‎18‎ نصيب جاهلان حماقت است ، اما معرفت ، تاج زيركان خواهد بود.
‎19‎ بدكاران در حضور نيكان خم مي شوند ، و شريران نزد دروازه هاي عادلان مي ايستند. ‎20‎ همساية فقير نيز از او نفرت دارد ، اما دوستان شخص دولتمند بسيارند.
‎21‎ هركه همساية خود را حقير شمارد گناه مي ورزد ، اما خوشابحال كسي كه بر فقيران ترح�م نمايد.
‎22‎ آيا صاحبان تدبير فاسد گمراه نمي شوند ، اما براي كساني كه تدبير نيكو مي نمايند ، رحمت و راستي خواهد بود.
‎23‎ از هر مشق ّتي منفعت است ، اما كلام لبها به فقر محض مي انجامد. ‎24‎ تاج حكيمان دولت ايشان است ، اما حماقت احمقان حماقت محض است.
‎25‎ شاهد امين جانها را نجات مي بخشد ، اما هر كه به دروغ تن ّطق مي كند فريب محض است.
‎26‎ در ترس خداوند اعتماد قو�ي است ، و فرزندان او را ملجأ خواهد بود. ‎27‎ ترس خداوند چشمة حيات است ، تا از دامهاي موت اجتناب نمايند. ‎28‎ جلال پادشاه از كثرت مخلوق است ، و شكستگي سلطان از كمي مردم است.
‎29‎ كسي كه دير غضب باشد كثير الفهم است ، و كج خلق حماقت را به نصيب خود مي برد. ‎30‎ دل آرام حيات بدن است ، اما حسد پوسيدگي استخوانهاست.
‎31‎ هر كه بر فقير ظلم كند ، آفرينندة خود را حقيرمي شمارد ، و هركه بر مسكين ترح�م كند او را تمجيد مي نمايد.
‎32‎ شرير از شرارت خود به زير افكنده مي شود ، اما مرد عادل چون بميرد اعتماد دارد.
‎33‎ حكمت در دل مرد فهيم ساكن مي شود ، اما در اندرون جاهلان آشكار مي گردد. ‎34‎ عدالت قوم را رفيع مي گرداند ، اما گناه براي قوم عار است.
‎35‎ رضامندي پادشاه برخادم عاقل است. اما غضب او بر پست فطرتان.
1 جواب نزم خشم را برمي گرداند ، اما سخن تلخ غيظ را به هيجان مي آورد.
2 زبان حكيمان علم را زينت مي بخشد ، اما دهان احمقان به حماقت تنط ّق مي نمايد.
3 چشمان خداوند در همه جاست ، و بر بدان و نيكان مي نگرد. 4 زبان ملايم ، درخت حيات است ، وكجي آن ، شكستگي روح است.
5 احمق تأديب پدر خود را خوار مي شمارد ، اما هركه تنبيه را نگاه دارد زيرك مي باشد.
6 در خانة مرد عادل گنج عظيم است ، اما محصول شريران ، كدورت است.
7 لبهاي حكيمان معرفت را منتشر مي سازد ، اما دل احمقان ، مستحكم نيست. 8 قرباني شريران نزد خداوند مكروه است ، اما دعاي راستان پسنديدة اوست.
9 راه شريران نزد خداوند مكروه است ، اما پيروان عدالت را دوست مي دارد.
‎10‎ براي هر كه طريق را ترك نمايد تأديب سخت است ، و هر كه از تنبيه نفرت كند خواهد مرد.
‎11‎ هاويه و َاب�د�و�ن در حضور خداوند است ، پس چند مرتبه زياده دلهاي بني آدم.
‎12‎ استهزا كننده تنبيه را دوست ندارد و نزد حكيمان نخواهد رفت.
‎514‎