جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب مقدّس؛ عهد عتیق؛ کامل | Page 508

‎10‎
‎26‎
‎11‎
‎13‎ زن احمق ياوه گو است ، جاهل است و هيچ نمي داند ، ‎14‎ و نزد در خانة خود مي نشيند ، در مكانهاي بلند شهر بر كرسي ،
‎15‎ تا راه روندگان را بخواند ، و آناني را كه به راههاي خود براستي مي روند.
‎16‎ هركه جاهل باشد به اينجا برگردد ، و به ناقص العقل مي گويد: ‎17‎ آبهاي دزديده شده شيرين است ، و نان خفيه لذيذ مي باشد.
‎18‎ و او نمي داند كه مردگان در آنجا هستند ، و دعوت شدگانش در عمقهاي هاويه مي باشند.
1 امثال سليمان: پسرحكيم پدر خود را مسرور مي سازد ، اما پسراحمق باعث حزن مادرش مي شود.
2 گنجهاي شرارت مفعت ندارد ، اما عدالت از موت رهايي مي دهد.
3 خداوند جان مرد عادل را نمي گذارد گرسنه بشود ، اما آرزوي شريران را باطل مي سازد. 4 كسي كه به دست سست كار مي كند فقير مي گردد ، اما دست چابك غني مي سازد. 5 كسي كه در تابستان جمع كند پسر عاقل است ، اما كسي كه در موسم حصاد مي خوابد ، پسر شرم آورنده است.
6 بر سرعادلان بركت ها است ، اما ظلم دهان شريران را مي پوشاند.
7 يادگار عادلان مبارك است ، اما اسم شريران خواهد گنديد. 8 دانا دل ، احكام را قبول مي كند ، اما احمق پرگو تلف خواهد شد.
9 كسي كه به راستي راه رود ، در امنيت سالك گردد ، و كسي كه راه خود را كج مي سازد آشكار خواهد شد.
‎10‎ هركه چشمك مي زند الم مي رساند ، اما احمق پرگو تلف مي شود.
‎11‎ دهان عادلان چشمة حيات است ، اما ظلم دهان شريران را مي پوشاند.
‎12‎ بغض نزاعها مي انگيزاند ، اما محبت هر گناه را مستور مي سازد.
‎13‎ در لبهاي فطانت پيشگان حكمت يافت مي شود ، اما چوب به جهت پشت مرد ناقص العقل است. ‎14‎ حكيمان علم را ذخيره مي كنند ، اما دهان احمق نزديك به هلاكت است. ‎15‎ اموال دولتمندان شهر حصار دار ايشان مي باشد ، اما بينوايي ِ فقيران هلاكت ايشان است.
‎16‎ عمل مرد عادل مؤد�ي به حيات است ، اما محصول شرير به گناه مي انجامد.
‎17‎ كسي كه تأديب را نگاه دارد در حيات است ، اما كسي كه تنبيه را ترك نمايد گمراه مي شود. ‎18‎ كسي كه بغض را مي پوشاند دروغگو مي باشد. كسي كه بهتان را شيوع دهد احمق است.
‎19‎ كثرت كلام از گناه خالي نمي باشد ، اما آنكه لبهايش را ضبط نمايد عاقل است. ‎20‎ زبان عادلان نقرة خالص است ، اما دل شريران لا َشي ءْ‏ مي باشد.
‎21‎ لبهاي عادلان بسياري را رعايت مي كند ، اما احمقان از بي عقلي مي ميرند.
‎22‎ بركت خداوند دولتمند مي سازد ، و هيچ زحمت بر آن نمي افزايد.
‎23‎ جاهل در عمل بد اهتزاز دارد ، و صاحب فطانت در حكمت. ‎24‎ خوف شريران به ايشان مي رسد ، و آرزوي عالان به ايشان عطا خواهد شد.
‎25‎ مثل گذشتن گردباد ، شرير نابود مي شود ، اما مرد عادل بنياد جاوداني است. چنانكه سركه براي دندان و دود براي چشمان است ، همچنين است مرد كاهل براي آناني كه او را مي فرستند.
‎27‎ ترس خداوند عمر را طويل مي سازد ، اما سالهاي شريران كوتاه خواهد شد.
‎28‎ انتظار عادلان شادماني است ، اما اميد شريران ضايع خواهد شد.
‎29‎ طريق خداوند به جهت كاملان قلعه است ، اما به جهت عاملان شر� هلاكت مي باشد. ‎30‎ مرد عادل هرگز متحرك نخواهد شد ، اما شريران در زمين ساكن نخواهند گشت.
‎31‎ دهان صديقان حكمت را مي روياند ، اما زبان دروغگويان از ريشه كنده خواهد شد.
‎32‎ لبهاي عادلان به امور مرضي�ه عارف است ، اما دهان شريران پر از دروغ ها است.
1 ترازوي با ت ّقلب نزد خداوند مكروه است ، اما سنگ تمام پسنديدة او است.
2 چون تكب�ر مي آيد خجالت مي آيد ، اما حكمت با متواضعان است.
3 كامليت راستان ايشان را هدايت مي كند ، اما كجي خيانتكاران ايشان را هلاك مي سازد. 4 توانگري در روز غضب منفعت ندارد ، اما عدالت از موت رهايي مي بخشد.
‎511‎