10
26
11
13 زن احمق ياوه گو است ، جاهل است و هيچ نمي داند ، 14 و نزد در خانة خود مي نشيند ، در مكانهاي بلند شهر بر كرسي ،
15 تا راه روندگان را بخواند ، و آناني را كه به راههاي خود براستي مي روند.
16 هركه جاهل باشد به اينجا برگردد ، و به ناقص العقل مي گويد: 17 آبهاي دزديده شده شيرين است ، و نان خفيه لذيذ مي باشد.
18 و او نمي داند كه مردگان در آنجا هستند ، و دعوت شدگانش در عمقهاي هاويه مي باشند.
1 امثال سليمان: پسرحكيم پدر خود را مسرور مي سازد ، اما پسراحمق باعث حزن مادرش مي شود.
2 گنجهاي شرارت مفعت ندارد ، اما عدالت از موت رهايي مي دهد.
3 خداوند جان مرد عادل را نمي گذارد گرسنه بشود ، اما آرزوي شريران را باطل مي سازد. 4 كسي كه به دست سست كار مي كند فقير مي گردد ، اما دست چابك غني مي سازد. 5 كسي كه در تابستان جمع كند پسر عاقل است ، اما كسي كه در موسم حصاد مي خوابد ، پسر شرم آورنده است.
6 بر سرعادلان بركت ها است ، اما ظلم دهان شريران را مي پوشاند.
7 يادگار عادلان مبارك است ، اما اسم شريران خواهد گنديد. 8 دانا دل ، احكام را قبول مي كند ، اما احمق پرگو تلف خواهد شد.
9 كسي كه به راستي راه رود ، در امنيت سالك گردد ، و كسي كه راه خود را كج مي سازد آشكار خواهد شد.
10 هركه چشمك مي زند الم مي رساند ، اما احمق پرگو تلف مي شود.
11 دهان عادلان چشمة حيات است ، اما ظلم دهان شريران را مي پوشاند.
12 بغض نزاعها مي انگيزاند ، اما محبت هر گناه را مستور مي سازد.
13 در لبهاي فطانت پيشگان حكمت يافت مي شود ، اما چوب به جهت پشت مرد ناقص العقل است. 14 حكيمان علم را ذخيره مي كنند ، اما دهان احمق نزديك به هلاكت است. 15 اموال دولتمندان شهر حصار دار ايشان مي باشد ، اما بينوايي ِ فقيران هلاكت ايشان است.
16 عمل مرد عادل مؤد�ي به حيات است ، اما محصول شرير به گناه مي انجامد.
17 كسي كه تأديب را نگاه دارد در حيات است ، اما كسي كه تنبيه را ترك نمايد گمراه مي شود. 18 كسي كه بغض را مي پوشاند دروغگو مي باشد. كسي كه بهتان را شيوع دهد احمق است.
19 كثرت كلام از گناه خالي نمي باشد ، اما آنكه لبهايش را ضبط نمايد عاقل است. 20 زبان عادلان نقرة خالص است ، اما دل شريران لا َشي ءْ مي باشد.
21 لبهاي عادلان بسياري را رعايت مي كند ، اما احمقان از بي عقلي مي ميرند.
22 بركت خداوند دولتمند مي سازد ، و هيچ زحمت بر آن نمي افزايد.
23 جاهل در عمل بد اهتزاز دارد ، و صاحب فطانت در حكمت. 24 خوف شريران به ايشان مي رسد ، و آرزوي عالان به ايشان عطا خواهد شد.
25 مثل گذشتن گردباد ، شرير نابود مي شود ، اما مرد عادل بنياد جاوداني است. چنانكه سركه براي دندان و دود براي چشمان است ، همچنين است مرد كاهل براي آناني كه او را مي فرستند.
27 ترس خداوند عمر را طويل مي سازد ، اما سالهاي شريران كوتاه خواهد شد.
28 انتظار عادلان شادماني است ، اما اميد شريران ضايع خواهد شد.
29 طريق خداوند به جهت كاملان قلعه است ، اما به جهت عاملان شر� هلاكت مي باشد. 30 مرد عادل هرگز متحرك نخواهد شد ، اما شريران در زمين ساكن نخواهند گشت.
31 دهان صديقان حكمت را مي روياند ، اما زبان دروغگويان از ريشه كنده خواهد شد.
32 لبهاي عادلان به امور مرضي�ه عارف است ، اما دهان شريران پر از دروغ ها است.
1 ترازوي با ت ّقلب نزد خداوند مكروه است ، اما سنگ تمام پسنديدة او است.
2 چون تكب�ر مي آيد خجالت مي آيد ، اما حكمت با متواضعان است.
3 كامليت راستان ايشان را هدايت مي كند ، اما كجي خيانتكاران ايشان را هلاك مي سازد. 4 توانگري در روز غضب منفعت ندارد ، اما عدالت از موت رهايي مي بخشد.
511