9
4
7 دهانم به راستي تن ّطق مي كند و لبهايم شرارت را مكروه مي دارد.
8 همة سخنان دهانم برح ق� است و در آنها هيچ چيز كج يا م�ع�و�ج نيست.
9 تمام ِي آنها نزد مرد فهيم واضح است و نزد يابندگان معرفت مستقيم است.
10 تأديب مرا قبول كنيد و نه نقره را ، و معرفت را بيشتر از طلاي خالص.
11 زيرا كه حكمت از لعلها بهتر است ، و جميع نفايس را به او برابر نتوان كرد.
12 من حكمتم و در زيركي سكونت دارم ، و معرفت تدبير را يافته ام.
13 ترس خداوند ، مكروه داشت ِن بدي است. غرور و تكب�ر و راه بد و دهان دروغگو را مكروه مي دارم. 14 مشورت و حكمت كامل از آن� من است. من فهم هستم و قوت از آن من است.
15 به من پادشاهان� سلطنت مي كنند ، و داوران به عدالت فتوا مي دهند.
16 به من سروران حكمراني مي نمايند و شريفان و جميع داوران� جهان. 17 من دوست مي دارم آناني را كه مرا دوست مي دارند. و هركه مرا به جد� و جهد بطلبد مرا خواهد يافت.
18 دولت و جلال با من است. توانگر ِي جاوداني و عدالت.
19 ثمرة من از طلا و زر ناب بهتراست ، و حاصل من از نقرة خالص. 20 در طريق عدالت مي خرامم ، در ميان راههاي انصاف ،
21 مال حقيقي را نصيب محبان خود گردانم ، وخزينه هاي ايشان را مملو� سازم.
22 خداوند مرا مبدأ طريق خود داشت ، قبل از اعمال خويش از ازل.
23 من از ازل برقراربودم ، از ابتدا پيش از بودن جهان. 24 هنگامي كه لج�ه ها نبود من مولود شدم ، وقتي كه چشمه هاي پر از آب وجود نداشت.
25 قبل از آنكه كوهها برپا شود ، پيش از تل ّها مولود گرديدم.
26 چون زمين و صحراها را هنوز نساخته بود ، و نه او�ل غبار ربع مسكون را. 27 وقتي كه او آسمان را مستحكم ساخت من آنجا بودم ، و هنگامي كه دايره را بر سطح لج�ه قرار داد.
28 وقتي كه افلاك را بالا استواركرد ، و چشمه هاي لج�ه را استوارگردانيد.
29 چون به دريا حد� قرار داد ، تا آبها از فرمان او تجاوز نكنند ، و زماني كه بنياد زمين را نهاد. 30 آنگاه نزد او معمار بودم ، و روز بروز شادي مي نمودم ، و هميشه به حضور او اهتزاز مي كردم.
31 و اهتزاز من در آبادي زمين وي ، و شادي من با بني آدم مي بود.
32 پس الآن اي پسران� مرا بشنويد ، و خوشابحال آناني كه طريقهاي مرا نگاه دارند.
33 تأديب را بشنويد و حكيم باشيد ، و آن را رد� منماييد. 34 خوشابحال كسي كه مرا بشنود ، و هر روز نزد درهاي من ديده باني كند ، و با هوهاي دروازه هاي مرا محافظت نمايد. 35 زيرا هر كه مرا يابد حيات را تحصيل كند ، و رضامند ِي خداوند را حاصل نمايد.
36 و اما كسي كه مرا خطا كند ، به جان خود ضرر رساند ، و هر كه مرا دشمن دارد ، موت را دوست دارد.
1 حكمت ، خانة خود را بنا كرده ، و هفت ستونهاي خويش را تراشيده است. 2 ذبايح خود را ذبح نموده و شراب خود را ممزوج ساخته و سفرة خود را نيزآراسته است.
3 كنيزان خود را فرستاده ، ندا كرده است ، بر پشتهاي بلند شهر: هركه جاهل باشد به اينجا بيايد ، و هركه ناقص العقل است ، او را مي گويد.
5 بياييد از غذاي من بخوريد ، و از شرابي كه ممزوج ساخته ام بنوشيد.
6 جهالت را ترك كرده ، زنده مانيد ، و به طريق فهم سلوك نماييد.
7 هركه استهزا كننده را تأديب نمايد ، براي خويشتن رسوايي را تحصيل كند ، و هركه شرير را تنبيه نمايد براي او عيب مي باشد. 8 استهزا كننده را تنبيه منما مبادا از تو نفرت كند ، اما مرد حكيم را تنبيه نما كه تو را دوست خواهد داشت.
9 مرد حكيم را پند ده كه زياده حكيم خواهد شد. مرد عادل را تعليم ده كه علمش خواهد افزود.
10 ابتداي حكمت ترس خداوند است ، و معرفت� قدوس� فطانت مي باشد.
11 زيرا كه به واسطة من روزهاي تو كثيرخواهد شد ، و سالهاي عمر از برايت زياده خواهد گرديد.
12 اگر حكيم هستي ، براي خويشتن حكيم هستي. و اگر استهزا نمايي به تنهايي متحم�ل آن خواهي بود.
510