جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب مقدّس؛ عهد عتیق؛ کامل | Page 505

6
9 مبادا عنفوان جوان ِي خود را به ديگران بدهي ، و سالهاي خويش را به ستم كيشان.
‎10‎ و غريبان از اموال تو سيرشوند ، و ثمرة محنت تو به خانة بيگانه رود.
‎11‎ كه در عاقبت� خود نوحه گري نمايي ، هنگامي كه گوشت و بدنت فاني شده باشد ،
‎12‎ و گويي چرا ادب را مكروه داشتم ، و دل من تنبيه را خوار شمرد ،
‎13‎ و آواز مرشدان خود را شنيدم ، و به معلمان خود گوش ندادم. ‎14‎ نزديك بود كه هرگونه بدي را مرتكب شوم ، در ميان قوم و جماعت.
‎15‎ آب را ازمنبع خود بنوش ، و نهرهاي جاري را از چشمة خويش ، ‎16‎ جويهاي تو بيرون خواهد ريخت ، و نهرهاي آب در شوراع عام ،
‎17‎ و از آن خودت به تنهايي خواهد بود ، و نه از آن غريبان با تو.
‎18‎ چشمة تو مبارك باشد ، و از زن جواني خويش مسرور باش.
نما.
‎19‎ مثل غزال محبوب و آهوي جميل. پستانهايش تو را هميشه خر�م سازد ، و از محبت او دائم ًا محفوظ باش. ‎20‎ ليكن اي پسر من ، چرا از زن بيگانه فريفته شوي ؟ و سينة زن غريب را دربرگيري ؟
‎21‎ زيرا كه راههاي انسان در مد� نظر خداوند است ، و تمامي طريقهاي وي را مي سنجد.
‎22‎ تقصيرهاي شرير او را گرفتار مي سازد ، و به بندهاي گناهان خود بسته مي شود.
‎23‎ او بدون ادب خواهد مرد ، و به كثرت حماقت خويش تلف خواهد گرديد.
1 اي پسرم ، اگر براي همساية خود ضامن شده ، و به جهت شخص بيگانه دست داده باشي ،
2 و از سخنان دهان خود در دام افتاده ، و از سخنان دهانت گرفتار شده باشي ،
3 پس اي پسر من ، اين را بكن و خويشتن را رهايي ده چونكه به دست همسايه ات افتاده اي. برو و خويشتن را فروتن ساز و از همساية خود التماس
4 خواب را به چشمان خود راه مده ، و نه پينكي را به مژگان خويش. 5 مثل آهو خويشتن را از كمند و مانند گنجشك از دست صي�اد خلاص كن.
6 اي شخص كاهل نزد مورچه برو ، و در راههاي او تأمل كن و حكمت را بياموز ،
7 كه وي را پيشوايي نيست و نه سرور و نه حاكمي. 8 اما خوراك خود را تابستان مهي�ا مي سازد و آذوقة خويش را در موسم حصاد جمع مي كند.
9 اي كاهل ، تا به چند خواهي خوابيد و از خواب خود كي خواهي برخاست ؟
‎10‎ اندكي خفت و اندكي خواب ، و اندكي برهم نهادن دستها به جهت خواب.
‎11‎ پس فقير راهزن بر تو خواهد آمد ، و نيازمندي بر تو مانند مرد مس ّلح.
‎12‎ مرد لئيم و مرد زشت خوي ، با اعواجاج دهان رفتار مي كند.
‎13‎ با چشمان خود غمزه مي زند و با پايهاي خويش حرف مي زند. با انگشتهاي خويش اشاره مي كند. ‎14‎ در دلش دروغها است و پيوسته شرارت را اختراع مي كند. نزاعها را مي پاشد.
‎15‎ بنابراين مصيبت بر او ناگهان خواهد آمد. در لحظه اي منكسر خواهد شد و شفا نخواهد يافت.
‎16‎ شش چيز است كه خداوند از آنها نفرت دارد ، بلكه هفت چيز كه نزد جان وي مكروه است. ‎17‎ چشمان متك ّبر و زبان دروغگو ؛ و دستهايي كه خون بي گناه را مي ريزد ؛
‎18‎ دلي كه تدابير فاسد را اختراع مي كند ؛ پايهايي كه در زيان كاري تيزرو مي باشند ؛
‎19‎ شاهد دروغگو كه به كذب متك ّلم شود ؛ و كسي كه در ميان برادران نزاعها بپاشد. ‎20‎ اي پسر من اوامر پدرخود را نگاه دار و تعليم مادر خويش را ترك منما.
‎21‎ آنها را بر دل خود دائم ًا ببند و آنها را بر گردن خويش بياويز.
نمود.
‎22‎ حيني كه به راه مي روي تو را هدايت خواهد نمود ، و حيني كه مي خوابي بر تو ديده باني خواهد كرد ، و وقتي كه بيدار شوي با تو مكالمه خواهد
‎23‎ زيرا كه احكام ايشان چراغ و تعليم ايشان نور است ، و توبيخ تدبيرآميز طريق حيات است. ‎24‎ تا تو را از زن خبيثه نگاه دارد ، و از چاپلوسي زبان زن بيگانه. ‎25‎ در دلت مشتاق جمال وي مباش ، و از پلكهايش فريفته مشو ،
‎26‎ زيرا كه به سبب زن زانيه ، شخص براي يك قرص نان محتاج مي شود ، و زن مرد ديگر ، جان گرانبها را صيد مي كند.
‎508‎