جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب مقدّس؛ عهد عتیق؛ کامل | Page 499

2 و بر بندة خود به محاكمه برميا. زيرا زنده اي نيست كه به حضور تو عادل شمرده شود.
3 زيرا كه دشمن بر جان من جفا كرده ، حيات مرا به زمين كوبيده است و مرا در ظلمت ساكن گردانيده ، مثل آناني كه مد�تي مرده باشند. 4 پس روح من در من مدهوش شده ، و دلم در اندرونم متحي�رگرديده است. 5 اي�ام قديم را به ياد مي آورم. در همة اعمال تو تف ّكر نموده ، در كارهاي دست تو تأم�ل مي كنم.
6 دستهاي خود را بسوي تو درازمي كنم. جان من مث ِل زمي ِن خشك ، تشنة تو است ، سلاه. 7 اي خداوند ، بزودي مرا اجابت فرما زيرا روح من كاهيده شده است. روي خود را از من مپوشان ، مبادا مثل فروروندگان به هاويه بشوم.
8 بامدادان رحمت خود را به من بشنوان زيرا كه بر تو تو ّكل دارم. طريقي را كه بر آن بروم ، مرا بياموز زيرا نزد تو جان خود را برمي افرازم. 9 اي خداوند مرا از دشمنانم برهان زيراكه نزد تو پناه برده ام.
‎10‎ مرا تعليم ده تا ارادة تو را بجا آورم زيرا خداي من تو هستي. روح مهربان تو مرا در زمين هموار هدايت بنمايد.
‎11‎ به خاطر نام خود اي خداوند مرا زنده ساز ؛ به خاطر عدالت خويش جان مرا از تنگي برهان ؛
‎12‎ و به خاطر رحمت خود ، دشمنانم را منقطع ساز. و همة مخالفان جان مرا هلاك كن زيرا كه من بندة تو هستم.
‎144‎
‎145‎
1 خداوند كه صخرة من است ، متبارك باد ؛ كه دستهاي مرا به جنگ و انگشتهاي مرا به حرب تعليم داد!
2 رحمت من اوست و ملجاي من و قلعة بلند من و رهاننده من و سپر من و آنكه بر او تو�كل دارم ، كه قوم مرا در زيرا اطاعت من مي دارد.
3 اي خداوند ، آدمي چيست كه او را بشناسي ؟ و پسر انسان كه او را به حساب بياوري ؟ 4 انسان مثل َن َفسي است و روزهايش مثل سايه اي است كه مي گذرد.
5 اي خداوند آسمانهاي خود را خم ساخته ، فرود بيا. و كوهها را لمس كن تا دود شوند.
6 رعد را جهنده ساخته ، آنها را پراكنده ساز. تيرهاي خود را بفرست و آنها را منهزم نما. 7 دست خود را از اعلي بفرست ، و مرا رهانيده ، از آبهاي بسيار خلاصي ده ، يعني از دست پسران اجنبي
8 كه دهان ايشان به باطل سخن مي گويد ، و دست راست ايشان دست� دروغ است.
9 اي خدا ، تو را سرودي تازه مي سرايم. با بربط ذات ده تار ، تو را تر ّنم خواهم نمود.
‎10‎ كه پادشاهان را نجات مي بخشي ، و بندة خود داود را از شمشير مهلك مي رهاني.
‎11‎ مرا از دست اجنبيان برهان و خلاصي ده ، كه دهان ايشان به باطل سخن مي گويد و دست راست ايشان دست دروغ است.
‎12‎ تا پسران ما در جوان ِي خود نمو� كرده ، مثل نهالها باشند. و دختران ما مثل سنگهاي زاويه تراشيده شده به مثال قصر.
‎13‎ و انبارهاي ما پر شده ، به انواع نعمت ريزان شوند. و گله هاي ما هزارها و كرورها در صحراهاي ما بزايند. ‎14‎ و گاوان ما باربردار شوند و هيچ رخنه و خروج و ناله اي در كوچه هاي ما نباشد.
‎15‎ خوشابحال قومي كه نصيب اين است. خوشابحال آن قوم كه يهوه خداي ايشان است.
1 اي خداي من ، اي پادشاه تو را متعال مي خوانم و نام تو را متبارك مي گويم ، تا ابدالآباد!
2 تمامي روز تو را متبارك مي خوانم ، و نام تو را حمد مي گويم تا ابدالآباد.
3 خداوند عظيم است و بي نهايت ممدوح ، و عظمت او را تفتيش نتوان كرد. 4 طبقه تا طبقه اعمال تو را تسبيح مي خوانند و كارهاي عظيم تو را بيان خواهند نمود. 5 در مجد جليل كبريايي تو و در كارهاي عجيب تو تفك ّر خواهم نمود.
6 در قو�ت� كارهاي مهيب ِ تو سخن خواهند گفت. و من عظمت تو را بيان خواهم نمود.
7 و يادگاري كثرت احسان تو را حكايت خواهند كرد. و عدالت تو را خواهند سراييد. 8 خداوند كريم و رحيم است و دير غضب و كثيرالاحسان.
9 خداوند براي همگان نيكو است ، و رحمت هاي وي بر همة اعمال وي است.
‎10‎ اي خداوند جميع كارهاي تو ، تو را حمد مي گويند. و مقد�سان تو ، تو را متبارك مي خوانند.
‎11‎ دربارة جلال ملكوت تو سخن مي گويند و توانايي تو را حكايت مي كنند.
‎12‎ تا كارهاي عظيم تو را به بني آدم تعليم دهند و كبرياي ِي مجيد� ملكوت تو را.
‎502‎