146
13 ملكوت تو ، ملكوتي است تا جميع دهرها و سلطنت تو باقي تا تمام دورها. 14 خداوند جميع افتادگان را تأييد مي كند و خم شدگان را برمي خيزاند.
15 چشمان همگان منتظر تو مي باشد و تو طعام ايشان را در موسمش مي دهي.
16 دست خويش را باز مي كني و آرزوي همة زندگان را سير مي نمايي. 17 خداوند عادل است در جميع طريق هاي خود و رحيم در ّكل اعمال خويش.
18 خداوند نزديك است به آناني كه او را مي خوانند ، به آناني كه او را به راستي مي خوانند.
19 آرزوي ترسندگان خود را بجا مي آورد و ت ّضرع ايشان را شنيده ، ايشان را نجات مي دهد. 20 خداوند همة محب�ان خود را نگاه مي دارد و همة شريران را هلاك خواهد ساخت.
21 دهان من تسبيح خداوند را خواهد گفت و همة بشر نام قد�وس او را متبارك بخوانند تا ابدالآباد.
1 ه ّللوياه! اي جان من خداوند را تسبيح بخوان!
147
2 تا زنده هستم ، خداوند را حمد خواهم گفت. مادامي كه وجود دارم ، خداي خود را خواهم سراييد.
3 بر رؤسا توك ّل مكنيد و نه بر ابن آدم كه نزد او اعانتي نيست. 4 روح او بيرون مي رود و او به خاك خود برمي گردد و در همان روز فكرهايش نابود مي شود. 5 خوشابحال آنكه خداي يعقوب مددكار اوست ، كه اميد او بر يهو�ه خداي وي مي باشد ،
6 كه آسمان و زمين را آفريد و دريا و آنچه را كه در آنهاست ؛ كه راستي را نگاه دارد تا ابدالآباد ؛ 7 كه مظلومان را دادرسي مي كند ؛ و گرسنگان را نان مي بخشد. خداوند اسيران را آزاد مي سازد.
8 خداوند چشمان كوران را باز مي كند. خداوند خم شدگان را برمي افرازد. خداوند عادلان را دوست مي دارد.
9 خداوند غريبان را محافظت مي كند و يتيمان و بيوه زنان را پايدار مي نمايد. ليكن طريق شريران را كج مي سازد.
10 خداوند سلطنت خواهد كرد تا ابدالآباد و خداي تو اي صهيون ، نس ًلا بعد نسل. هل ّلوياه!
1 ه ّللوياه ، زيرا خداي ما را سراييدن نيكو است و دل پسند ، و تسبيح خواندن شايسته است!
2 خداوند اورشليم را بنا مي كند و پراكندگان اسرائيل را جمع مي نمايد.
3 شكسته دلان را شفا مي دهد و جراحت هاي ايشان را مي بندد. 4 عدد ستارگان را مي شمارد و جميع آنها را به نام مي خواند.
5 خداوند ما بزرگ است و قو�ت او عظيم و حكمت وي غيرمتناهي. 6 خداوند مسكينان را برمي افرازد و شريران را به زمين مي اندازد.
7 خداوند را با تشك ّر بسراييد. خداي ما را با بربط سرود بخوانيد.
8 كه آسمانها را با ابرها مي پوشاند و باران را براي زمين مهي�ا مي نمايد و گياه را بر كوهها مي روياند. 9 كه بهايم را آذوقه مي دهد و بچ�ه هاي غراب را كه او را مي خوانند.
10 در قو�ت اسب رغبت ندارد ، و از ساقهاي انسان راضي نمي باشد.
11 رضامندي خداوند از ترسندگان وي است و از آناني كه به رحمت وي اميدوارند.
12 اي اورشليم ، خداوند را تسبيح بخوان. اي صهيون ، خداي خود را حمد بگو.
13 زيرا كه پشت بندهاي دروازهايت را مستحكم كرده و فرزندانت را در اندرونت مبارك فرموده است. 14 كه حدود تو را سلامتي مي دهد و تو را از مغز گندم سير مي گرداند. 15 كه كلام خود را بر زمين فرستاده است و قول او به زودي هرچه تمام تر مي دود.
16 كه برف را مثل پشم مي باراند ، و ژاله را مثل خاكستر مي پاشد.
17 كه تگرگ خود را در قطعه ها مي اندازد ؛ و كيست كه پيش سرماي او تواند ايستاد ؟ 18 كلام خود را مي فرستد و آنها را مي گدازد. باد خويش را مي وزاند ، پس آبها جاري مي شود.
19 كلام خود را به يعقوب بيان كرده ، و فرايض و داوريهاي خويش را به اسرائيل. 20 با هيچ ام ّتي چنين نكرده است و داوريهاي او را ندانسته اند. ه ّللوياه!
503