جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب مقدّس؛ عهد عتیق؛ کامل | Page 498

‎140‎
‎22‎ ايشان را به نفرت تام نفرت مي دارم. ايشان را دشمنان خويشتن مي شمارم.
‎23‎ اي خدا مرا تفتيش كن و دل مرا بشناس. مرا بيازما و فكرهاي مرا بدان. ‎24‎ و ببين كه آيا در من راه فساد است! و مرا به طريق جاوداني هدايت فرما.
1 اي خداوند ، مرا از مرد شرير رهايي ده و از مرد ظالم مرا محفوظ فرما!
2 كه در دلهاي خود در شرارت تف ّكر مي كنند و تمامي روز براي جنگ جمع مي شوند.
3 دندانهاي خود را مثل مار تيز مي كنند و زهر افعي زير لب ايشان است ، سلاه. 4 اي خداوند مرا از دست شرير نگاه دار ، از مرد ظالم مرا محافظت فرما كه تدبيرمي كنند تا پايهاي مرا بلغزانند.
5 متكب�ران براي من تله و ريسمانها پنهان كرده و دام به سر راه گسترده ، و كمندها براي من نهاده اند ، سلاه.
6 به خداوند گفتم: تو خداي من هستي. اي خداوند ، آواز تضر�ع مرا بشنو! 7 اي يهو�ه خداوند كه قو�ت نجات من هستي ، تو سر مرا در روز جنگ پوشانيده اي.
8 اي خداوند ، آرزوهاي شرير را برايش برمياور و تدابير ايشان را به انجام مرسان مبادا سرافراشته شوند ، سلاه.
9 و اما سرهاي آناني كه مرا احاطه مي كنند ، شرارت� لبهاي ايشان ، آنها را خواهد پوشانيد.
‎10‎ اخگرهاي سوزنده را بر ايشان خواهند ريخت ، ايشان را در آتش خواهند انداخت و در ژرفيها كه ديگر نخواهند برخاست.
‎11‎ مرد بدگو در زمين پايدار نخواهد شد. مرد ظالم را شرارت صيد خواهد كرد تا او را هلاك كند.
‎12‎ مي دانم كه خداوند دادرسي فقير را خواهد كرد و داوري مسكينان را خواهد نمود.
‎13‎ هر آينه عادلان نام تو را حمد خواهند گفت و راستان به حضور تو ساكن خواهند شد.
‎141‎ 1 اي خداوند تو را مي خوانم. نزد من بشتاب! و چون تو را بخوانم آواز مرا بشنو!
2 دعاي من به حضور تو مثل بخور آراسته شود ، و برافراشتن دستهايم ، مثل هدية شام.
3 اي خداوند ، بر دهان من نگاهباني فرما و در لبهايم را نگاه دار. 4 دل مرا به عمل بد مايل مگردان تا مرتكب اعمال زشت با مردان بدكار نشوم. و از چيزهاي لذيذ ايشان نخورم. 5 مرد� عادل مرا بزند و لطف خواهد بود ، و مرا تأديب نمايد و روغن براي سر خواهد بود! و سر من آن را ابا نخواهد نمود زيرا كه در بديهاي ايشان نيز دعاي من دايم خواهد بود.
6 چون داوران ايشان از س ِر صخره ها انداخته شوند ، آنگاه سخنان مرا خواهند شنيد زيرا كه شيرين است.
7 مثل كسي كه زمين را فلاحت و شيار بكند ، استخوانهاي ما بر سر قبرها پراكنده مي شود.
8 زيرا كه اي يهوه خداوند ، چشمان من بسوي توست. و بر تو توك ّل دارم. پس جان مرا تلف منما! 9 مرا از دامي كه براي من نهاده اند نگاه دار و از كمندهاي گناهكاران.
‎10‎ شريران به دامهاي خود بيفتند و من بسلامتي دربگذرم.
‎142‎ 1 به آواز خود نزد خداوند فرياد برمي آورم. به آواز خود نزد خداوند تضر�ع مي نمايم.
2 نالة خود را در حضور او خواهم ريخت. تنگي هاي خود را نزد او بيان خواهم كرد.
3 وقتي كه روح من در من مدهوش مي شود. پس تو طريقت مرا دانسته اي. در راهي كه مي روم دام براي من پنهان كرده اند. 4 به طرف راست بنگر و ببين كه كسي نيست كه مرا بشناسد. ملجا براي من نابود شد. كسي نيست كه در فكر جان من باشد.
5 نزد تو اي خداوند فرياد كردم و گفتم كه تو ملجا و حص ّة من در زمين زندگان هستي.
6 به نالة من توج�ه كن زيرا كه بسيار ذليلم! مرا از جفا كنندگانم برهان ، زيرا كه از من زورآورترند. 7 جان مرا از زندان درآور تا نام تو را حمد گويم. عادلان گرداگرد من خواهند آمد زيرا كه به من احسان نموده اي.
‎143‎ 1 اي خداوند دعاي مرا بشنو و به تضر�ع من گوش بده! در امانت و عدالت خويش مرا اجابت فرما!
‎501‎