140
22 ايشان را به نفرت تام نفرت مي دارم. ايشان را دشمنان خويشتن مي شمارم.
23 اي خدا مرا تفتيش كن و دل مرا بشناس. مرا بيازما و فكرهاي مرا بدان. 24 و ببين كه آيا در من راه فساد است! و مرا به طريق جاوداني هدايت فرما.
1 اي خداوند ، مرا از مرد شرير رهايي ده و از مرد ظالم مرا محفوظ فرما!
2 كه در دلهاي خود در شرارت تف ّكر مي كنند و تمامي روز براي جنگ جمع مي شوند.
3 دندانهاي خود را مثل مار تيز مي كنند و زهر افعي زير لب ايشان است ، سلاه. 4 اي خداوند مرا از دست شرير نگاه دار ، از مرد ظالم مرا محافظت فرما كه تدبيرمي كنند تا پايهاي مرا بلغزانند.
5 متكب�ران براي من تله و ريسمانها پنهان كرده و دام به سر راه گسترده ، و كمندها براي من نهاده اند ، سلاه.
6 به خداوند گفتم: تو خداي من هستي. اي خداوند ، آواز تضر�ع مرا بشنو! 7 اي يهو�ه خداوند كه قو�ت نجات من هستي ، تو سر مرا در روز جنگ پوشانيده اي.
8 اي خداوند ، آرزوهاي شرير را برايش برمياور و تدابير ايشان را به انجام مرسان مبادا سرافراشته شوند ، سلاه.
9 و اما سرهاي آناني كه مرا احاطه مي كنند ، شرارت� لبهاي ايشان ، آنها را خواهد پوشانيد.
10 اخگرهاي سوزنده را بر ايشان خواهند ريخت ، ايشان را در آتش خواهند انداخت و در ژرفيها كه ديگر نخواهند برخاست.
11 مرد بدگو در زمين پايدار نخواهد شد. مرد ظالم را شرارت صيد خواهد كرد تا او را هلاك كند.
12 مي دانم كه خداوند دادرسي فقير را خواهد كرد و داوري مسكينان را خواهد نمود.
13 هر آينه عادلان نام تو را حمد خواهند گفت و راستان به حضور تو ساكن خواهند شد.
141 1 اي خداوند تو را مي خوانم. نزد من بشتاب! و چون تو را بخوانم آواز مرا بشنو!
2 دعاي من به حضور تو مثل بخور آراسته شود ، و برافراشتن دستهايم ، مثل هدية شام.
3 اي خداوند ، بر دهان من نگاهباني فرما و در لبهايم را نگاه دار. 4 دل مرا به عمل بد مايل مگردان تا مرتكب اعمال زشت با مردان بدكار نشوم. و از چيزهاي لذيذ ايشان نخورم. 5 مرد� عادل مرا بزند و لطف خواهد بود ، و مرا تأديب نمايد و روغن براي سر خواهد بود! و سر من آن را ابا نخواهد نمود زيرا كه در بديهاي ايشان نيز دعاي من دايم خواهد بود.
6 چون داوران ايشان از س ِر صخره ها انداخته شوند ، آنگاه سخنان مرا خواهند شنيد زيرا كه شيرين است.
7 مثل كسي كه زمين را فلاحت و شيار بكند ، استخوانهاي ما بر سر قبرها پراكنده مي شود.
8 زيرا كه اي يهوه خداوند ، چشمان من بسوي توست. و بر تو توك ّل دارم. پس جان مرا تلف منما! 9 مرا از دامي كه براي من نهاده اند نگاه دار و از كمندهاي گناهكاران.
10 شريران به دامهاي خود بيفتند و من بسلامتي دربگذرم.
142 1 به آواز خود نزد خداوند فرياد برمي آورم. به آواز خود نزد خداوند تضر�ع مي نمايم.
2 نالة خود را در حضور او خواهم ريخت. تنگي هاي خود را نزد او بيان خواهم كرد.
3 وقتي كه روح من در من مدهوش مي شود. پس تو طريقت مرا دانسته اي. در راهي كه مي روم دام براي من پنهان كرده اند. 4 به طرف راست بنگر و ببين كه كسي نيست كه مرا بشناسد. ملجا براي من نابود شد. كسي نيست كه در فكر جان من باشد.
5 نزد تو اي خداوند فرياد كردم و گفتم كه تو ملجا و حص ّة من در زمين زندگان هستي.
6 به نالة من توج�ه كن زيرا كه بسيار ذليلم! مرا از جفا كنندگانم برهان ، زيرا كه از من زورآورترند. 7 جان مرا از زندان درآور تا نام تو را حمد گويم. عادلان گرداگرد من خواهند آمد زيرا كه به من احسان نموده اي.
143 1 اي خداوند دعاي مرا بشنو و به تضر�ع من گوش بده! در امانت و عدالت خويش مرا اجابت فرما!
501