جزو «بیست و دو» درس آموزشی از کتاب مقدّس کتاب مقدّس؛ عهد عتیق؛ کامل | Page 492

‎120‎
‎146‎ تو را خوانده ام ، پس مرا نجات ده. و شهادات تو را نگاه خواهم داشت.
‎147‎ بر طلوع فجر سبقت جسته ، استغاثه كردم ، و كلام تو را انتظار كشيدم.
‎148‎ چشمانم بر پاسهاي شب سبقت جست ، تا در كلام تو تف ّكر بنمايم.
‎149‎ به حسب رحمت خود آواز مرا بشنو. اي خداوند موافق داوريهاي خود مرا زنده ساز. ‎150‎ آناني كه در پي خباثت مي روند ، نزديك مي آيند ، و از شريعت تو دور مي باشند.
‎151‎ اي خداوند تو نزديك هستي و جميع اوامر تو راست است.
‎152‎ شهادات تو را از زمان پيش دانسته ام كه آنها را بنيان كرده اي تا ابدالآباد.
‎153‎ بر مذ ّلت من نظركن و مرا خلاصي ده زيرا كه شريعت تو را فراموش نكرده ام. ‎154‎ در دعواي من دادرسي فرموده ، مرا نجات ده و به حسب كلام خويش مرا زنده ساز.
‎155‎ نجات از شريران دور است زيرا كه فرايض تو را نمي طلبند. ‎156‎ اي خداوند ، رحمت هاي تو بسيار است. به حسب داوريهاي خود مرا زنده ساز.
‎157‎ جفا كنندگان و خصما ن� من بسيارند. اما از شهادات تو رو برنگردانيدم.
‎158‎ خيانت كاران را ديدم و مكروه داشتم زيرا كلام تو را نگاه نمي دارند. ‎159‎ ببين كه وصاياي تو را دوست مي دارم. اي خداوند ، به حسب رحمت خود مرا زنده ساز! ‎160‎ جملة كلام تو راستي است و تمام ِي د اور ِي عدالت تو تا ابدالآباد است.
‎161‎ سروران بي جهت بر من جفا كردند. اما دل من از كلام تو ترسان است.
‎162‎ من در كلام تو شادمان هستم ، مثل كسي كه غنيمت وافر پيدا نموده باشد.
‎163‎ از دروغ كراهت و نفرت دارم. اما شريعت تو را دوست مي دارم. ‎164‎ هر روز تو را هفت مرتبه تسبيح مي خوانم ، براي داوريهاي عدالت تو.
‎165‎ آناني را كه شريعت تو را دوست مي دارند ، سلامت ِي عظيم است و هيچ چيز باعث لغزش ايشان نخواهد شد.
‎166‎ اي خداوند ، براي نجات تو اميدوارهستم و اوامر تو را بجا مي آورم.
‎167‎ جان من شهادات تو را نگاه داشته است و آنها را بي نهايت دوست مي دارم.
‎168‎ وصايا و شهادات تو را نگاه داشته ام زيرا كه تمام طريقهاي من در مد� نظر تو است. ‎169‎ اي خداوند ، فرياد من به حضور تو برسد. به حسب كلام خود مرا فهيم گردان. ‎170‎ مناجات من به حضور تو برسد. به حسب كلام خود مرا خلاصي ده.
‎171‎ لبهاي من حمد تو را جاري كند زيرا فرايض خود را به من آموخته اي.
‎172‎ زبان من كلام تو را بسرايد زيرا كه تمام اوامر تو عدل است.
‎173‎ دست تو براي اعانت من بشود زيرا كه وصاياي تو را برگزيده ام. ‎174‎ اي خداوند براي نجات تو مشتاق بوده ام و شريعت تو تل ّذذ من است. ‎175‎ جان من زنده شود تا تو را تسبيح بخواند و داوريهاي تو معاون من باشد.
‎176‎ مثل گوسفند� گم شده ، آواره گشتم. بندة خود را طلب نما ، زيرا كه اوامر تو را فراموش نكردم.
1 نزد خداوند در تنگي خود فرياد كردم و مرا اجابت فرمود.
2 اي خداوند جان مرا خلاصي ده از لب دروغ و از زبان حليه گر.
3 چه چيز به تو داده شود و چه چيز بر تو افزوده گردد ، اي زبان حليه گر ؟ 4 تيرهاي تيز جب�اران با اخگرهاي طاق! 5 واي بر من كه در ماشك مأوا گزيده ام و در خيمه هاي قيدار ساكن شده ام.
6 چه طويل شد سكونت جان من با كسي كه سلامتي را دشمن مي دارد!
7 من از اهل سلامتي هستم ، ليكن چون سخن مي گويم ، ايشان آمادة جنگ مي باشند.
‎121‎
‎495‎